جستجوي پيشرفتهبرو جستجو
ارتباط با ماآرشيوشناسنامه صفحه اصلي
تاریخ 1394/06/03 - روزنامه سراسري صبح ايران(سه شنبه) نسخه شماره 5072

كارشناس ارشد موسسه مطالعات انرژي:
ورود به ديپلماسي انرژي در ايران دشوار است


معادلات انرژي


شهرستان ها


 كارشناس ارشد موسسه مطالعات انرژي:
 ورود به ديپلماسي انرژي در ايران دشوار است 

 قسمت دوم

محمد صادق جوكار كارشناس ارشد موسسه مطالعات انرژي در گفتگو با شانا ابعاد مختلف ديپلماسي انرژي را تشريح كرد. سرويس انرژي روزنامه آفرينش قسمت دوم اين گفتگو را منتشر كرده است.

گفتيد که نفت ايران تحريم شد و اتفاق خاصي در بازار جهاني نيفتاد. در واقع ورود شيلها عرصه ديپلماسي انرژي را براي کشورهاي عرضه کننده تغيير داده است. تحليل شما از اين جريان چيست؟

بايد بپذيريم که اين اتفاق، فضا را تغيير داده است. اتفاق ديگري که افتاده، اين است که اگر کشورهاي عرضه‌کننده مي‌‌خواهند از منبع انرژي‌شان به عنوان يک ابزار قدرت استفاده کنند بايد توليد داشته باشند، مثالي مي‌زنم ايران با اين‌که نخستين دارنده ذخاير نفت و گاز دنياست اما نتوانسته ايم اين ظرفيت توليدمان را به فعليت درآوريم و نيازمند امور مالي و فني در امر توليد هستيم که عمدتاَ در کشورهاي وار‌دکننده قرار دارد. ما به دليل محدوديتهاي مالي و فني نمي‌توانيم توليدمان را افزايش دهيم. مثلا ما نمي‌توانيم وارد بازار ال ان جي شويم، چرا؟ براي اين‌که فناوري توليد ال ان جي غربي را نداريم. خب در اين وضع، شرائط به گونه‌اي شده است که بايد به تلفيق رويکردهاي مختلف ديپلماسي انرژي بپردازيم. يعني به جاي جدايي سياست از انرژي و استفاده صرف يکي از ديگري، بايد به تعامل ميان سياست خارجي و حوزه انرژي اقدام کرد. در اين رويکرد جديد، علاوه بر اين‌که هميشه از انرژي به عنوان يک ابزار سياسي استفاده کرده‌اند، سياست خارجي آنها هم به کمکشان آمده است. در مورد ايران هم سياست خارجي به کمک نفت آمده و سعي مي‌کند با از بين بردن موانع خارجي در توسعه منابع انرژي داخلي از يک سو و از سوي ديگر با بازاريابي براي عرضه، امنيت تقاضا را ايجاد کند. اما در ايران طي سالهاي اخير سياست خارجي نه تنها کمکي نکرده است بلکه در مواردي خودش هم به نوعي مانعي در توسعه انرژي بوده است. در گذشته، سياست خارجي به جاي اين‌که برود در کشورهاي نوظهور لابي کند تا زمينه براي حضور انرژي ايران فراهم شود به دليل نداشتن کنترل و مديريت تنشهاي تحريمها، به گونه‌اي توسعه انرژي ايران را مختل کرده است. در واقع من تعريف ديپلماسي انرژي را با توجه به شرائط جديد و نياز به تلفيق همکاري متقابل سياست خارجي و حوزه انرژي اين‌گونه مي‌دانم: ديپلماسي انرژي، سازوکارمبتني بر ايجاد ساختار‌هاي بين بخشي و فرابخشي(Structure) ميان نهادهاي مختلف حوزه انرژي (وزارت نفت، نيرو، سازمان انرژي اتمي، انرژيهاي نو و وزارت صنعت ، معدن و تجارت)و حوزه سياست خارجي (وزارت خارجه، شوراي عالي امنيت ملي، کميسيون سياست‌خارجي مجلس) با دستورکارهاي (Agenda) دوگانه استفاده از مزيتهاي حوزه انرژي براي اهداف سياست خارجي از يکسو و استفاده از ابزارهاي سياست خارجي براي کمک به توسعه و بازاريابي حوزه انرژي در فرآيندهاي (Process) سه گانه توليد، انتقال و کسب سهم بيشتر از بازار مصرف است.

بنابراين، ديپلماسي انرژي يک سازوکار است و مثل هر ديپلماسي ديگري بايد سه بخش ساختار، دستور کار و فرايند داشته باشد.

با اين تعريف ديپلماسي انرژي با استراتژي انرژي متفاوت است؟

بله، اگر پذيرفتيم که ديپلماسي انرژي يک سازوکار است، ديگر استراتژي انرژي نيست، استراتژيها شامل اهداف (End)، شيوه‌ها (Way) و ابزارها (Means) هستند. اما اين که گاهي در ايران شاهد هستيم که ديپلماسي انرژي و استراتژي انرژي به يک معنا به کار برده مي شوند به اين دليل است که هم نمي‌دانند استراتژي انرژي چيست و چگونه تدوين شده و تفاوت آن با سياست انرژي و ديپلماسي انرژي چيست و دوم اين‌که هر زمان کشور در موقعيت بحراني قرار مي‌گيرد بر اساس ذهنيت سنتي به فکر استفاده از مزيتهاي انرژي براي حل مشکلات سياست خارجي به عنوان ديپلماسي انرژي افتاده‌اند. در حالي که ديپلماسي انرژي مانند همه انواع ديپلماسيها يک روند مداوم بوده و بايد هميشه مد نظر باشد تا از وقوع بحران عليه منافع ملي ايران جلوگيري کند.

به نظر شما ديپلماسي انرژي در ايران بايد چگونه باشد‌؟ نبايد ديپلماسي انرژي و استراتژي انرژي باهم همسو باشند؟

قطعا بايد همسو باشند. در حقيقت ديپلماسي انرژي بايد در چارچوب استراتژي انرژي تدوين شود. اما در ايران وارد شدن به ديپلماسي انرژي دشوار است. همان طور که گفتم ديپلماسي انرژي يک سازوکار است براي رسيدن به هدف. حالا سئوال اين است که اهداف کشور کجا بيان شده است؟ در سند بالادستي به نام استراتژي انرژي کشور؟ که خود آن نيز در درون استراتژي اقتصادي و استراتژي کلان امنيت ملي کشور تعريف مي‌شود. تا اين اسناد بالادستي، اهداف، شيوه‌ها و ابزارهاي منافع ملي و انرژي ما را بيان نکنند، چگونه مي‌شود ديپلماسي انرژي مشتمل بر ساختار، فرآيند و دستورکار تحقق اهداف را بيان کرد؟

تدوين کداميک مقدم بر ديگري است؟

قبل از هر چيز بايد استراتژي انرژي را تدوين کرد و بعد سراغ ديپلماسي انرژي رفت. از سوي ديگر ديپلماسيها دو شاخه دارند: يکي پايه‌هاي ديپلماسي و ديگري هم برنامه اقدام. استراتژي معمولا بلندمدت است، هرچند ممکن است برخي ابعاد غيرمادي آن با تغيير نظام سياسي و تغيير دولت تغييرکند. مثلا استراتژي کشور عراق با براندازي صدام تغيير کرد. در واقع وقتي محيط استراتژيک تغيير مي‌کند استراتژي هم تغيير مي‌کند، مثلا استراتژي جمهوري اسلامي بعد از براندازي حکومت صدام نسبت به کشور عراق تغيير کرد. استراتژي ايران در آن ايام مبتني بر بازدارندگي بود که در حال حاضر تغيير کرده است. بنابراين، ديپلماسي انرژي با فرض سازوکار بايد در دل استراتژي انرژي معنا پيدا کند. تا زماني که استراتژي انرژي و استراتژي امنيت ملي نداشته باشيم، نمي‌توانيم ديپلماسي انرژي داشته باشيم.

و ابزارهاي آن چيست؟

نخستين ابزار ديپلماسي انرژي پيوسته بودن و ساختارمند بودن ديپلماسي انرژي است که در ايران چنين چيزي نداريم. ساختار انرژي کشور ما پيوسته نيست. ما وزارت نفت، نيرو، صنعت، سازمان انرژي اتمي و انرژيهاي نو داريم که همگي در بخش انرژي فعاليت مي‌کنند و سياستهايشان همسو باهم نيست. اين در حالي است که در کشورهاي ديگر ميان نهادهاي سياسي و انرژي يک ساختار فرابخشي ايجاد مي‌کنند، در ايران علاوه بر ساختار فرابخشي ميان نهادهاي انرژي و سياست خارجي بايد يک ساختار بين بخشي هم باشد تا انرژيها باهم متصل شوند، نهادهاي سياست خارجي به هم متصل شوند.

زماني که انسجام رفتاري ميان سازمانها وجود ندارد مشخص است که اهداف هم محقق نمي‌شود. ببينيد ديپلماسي انرژي مي‌گويد کشورهاي دنيا را به لحاظ منابع انرژي به خود وابسته کن تا نتوانند تو را تحريم کرده و به راحتي تو را از اقتصاد جهاني حذف کنند، اما مي بينيد که در سالهاي گذشته، نه تنها اين وجه عملي نشد بلکه سياست خارجي کشورمان به گونه‌اي عمل کرد که کشورهايي هم که به لحاظ انرژي به ما وابسته بودند از ايران رفتند، خب مشخص است که سياستها اينجا همسان نيست. ببينيد در 10 سال گذشته به مرور وابستگي اروپا به نفت ايران کم شد. خب اگر همان وابستگي ادامه داشت فکر مي‌کنيد اروپا به راحتي مي توانست ايران را حذف کند؟ اگر در کنار نفتمان، عرضه کننده گاز به اروپا بوديم يا قرارداد گازي (مانند کرسنت) به شکلهاي اصلاح‌شده‌اي، فعال شده بود و کشورها به نوعي به گاز ايران وابسته بودند، فکر مي‌کنيد آيا جهان به راحتي عليه ما بسيج مي شد؟ من مي گويم که ديپلماسي انرژي به ما ابزار قدرت مي دهد که اگر درست تدوين شود به بهترين نحو ممکن در راستاي منافع ملي مي توانيم از آن بهره ببريم اما متاسفانه ما ديپلماسي انرژي را درک نکرديم. ديپلماسي هميشه يک حالت پيش‌بيني پذير دارد و بايد از قبل خود را آماده وقوع اتفاقها کنيم نه اين‌که وقتي در موقعيت بحراني قرار گرفتيم به فکر استفاده از ديپلماسي انرژي بيفتيم. اما ما معمولا وقتي که وارد بحران شديم آمديم گفتيم که مي‌خواهيم ديپلماسي انرژي را تقويت کنيم.

استراتژي انرژي را چه کساني تدوين مي کنند؟

استراتژي انرژي محصول درهم‌کنشي اسناد بالادستي، بازيگران استراتژيک حوزه انرژي و ابعاد محيطي کشور (مادي نظير ظرفيت منابع، توليد، زيرساختها و ... و غيرمادي)است.

عرف آن در کشورهاي ديگر چگونه است؟

استراتژيها در دو بخش کلان و بخشي تدوين مي‌شوند و باهم رابطه متقابل دارند که البته استراتژي بخشي چندين بخش است. مثل اقتصادي، سياسي، فرهنگي، زيست محيطي و غيره، همه اينها درمجموع باهم ارتباط دارند و هم اين‌که با استراتژي کلان در ارتباط هستند. استراتژي کلان را هم تصميم گيرندگان کلان تدوين مي‌کنند.

چه بخشهايي از استراتژي، ثابت و کدام بخشها متغير است؟

معمولا مي‌گويند بخشهايي که مربوط به سرزمين و جغرافيا هستند بخش نسبتاَ ثابت استراتژي هستند و مسائل مربوط به ايده و ايدئولوژي بخش متغير استراتژي هستند. استراتژيها را مقامهاي عالي يک کشور براساس درک خود از جايگاه و اهداف خودشان از جهان، درک از قانونمندي جهان و شرائط محيطي خود و ديگران تدوين مي‌کنند، ممکن است زماني تصور کنيد جايگاه بالايي در مبادلات جهاني داريد. بنابراين استراتژي خود را بر اين اساس تدوين مي کنيد.

چشم انداز 1404 مي‌تواند استراتژي باشد؟

چشم انداز 1404 استراتژي کلان است.

و جايگاه وزارت نفت در اجرايي شدن اين استراتژي چيست؟

بايد قبل از هر چيزي بگويم که وزارت نفت مي تواند استراتژي نفتي و گازي تدوين کند نه استراتژي کلي در بخش انرژي. متاسفانه تا اين اواخر تا تشکيل شوراي عالي انرژي، يک نهاد بين بخشي نداشتيم تا بين سازمانهاي متولي حوزه‌هاي مختلف انرژي ارتباط برقرار کند. مثالي مي زنم: وزارت نيرو اعلام مي‌کند که در برنامه ميان‌مدت خود مي‌خواهد برق صادر کند آيا به اين فکر کرده است که خوراک نيروگاههاي خود را از کجا مي‌خواهد تامين کند؟ اگر وزارت نفت بگويد من گازي ندارم که به شما بدهم و همين ميزان توليد گاز کفاف مصرف داخلي و برنامه‌هاي صادرات گازي خودم را مي‌کند، معلوم است که برنامه‌هاي وزارت نيرو به هم مي‌ريزد. اينجا مي‌بينيد که هرکدام از بخشها به صورت جداگانه و بدون اطلاع از هم استراتژيهاي خود را تدوين مي‌کنند. الان مي‌گويند وزارت نفت بايد استراتژي انرژي را تدوين کند. خب بله مي‌تواند بنويسد اما مسئله اجراي آن بي‌پاسخ مي‌ماند.آيا اجراي ديپلماسي انرژي تدوين شده در وزارت نفت براي وزارتخانه‌هاي ديگرالزام آور است؟

با اين حال هر زمان که نام استراتژي انرژي يا ديپلماسي انرژي به ميان مي‌آيد وزارت نفت زير سئوال مي‌رود و همه فکر مي‌کنند که اجراي اين سياستها بر عهده وزارت نفت است. حال سئوال اين است که آيا تاکنون استراتژي انرژي داشته‌ايم يا خير؟

علت اين که همه وزارت نفت را مسئول مي‌دانند اين است که انرژي را به نفت وگاز تقليل داده‌ايم. آن هم به اين دليل است که عمده حامل انرژي مصرفي کشورمان نفت وگاز است و عمده منابع صادراتي مان هم نفت است. تراز تجاري‌مان فعلا در بخش گاز، منفي و يا حداکثر برابر است.

(واردات گاز از ترکمنستان در برابر صادرات گاز به ترکيه) اگر منظورتان استراتژي نفت و گاز است، بله اقداماتي در اين باره صورت گرفته که با درنظر گرفتن سياست ابلاغي مقام معظم رهبري و برنامه اقتصاد مقاومتي به عنوان اسناد بالادستي، برنامه‌هاي تدوين شده است.

اما فراموش نکنيم پايه‌ها و برنامه‌هاي اقدام ديپلماسي انرژي مد نظر وزارت نفت، ناگزير عمدتا ديپلماسي نفت وگاز است.

آيا ديپلماسي نفت وگاز را مي توانيم ديپلماسي انرژي بناميم؟

خير. زيرا در آينده برنامه اقدامهاي انرژي را محدود خواهد کرد. ضمن اين که بايد دستور کار در ايران نيز تا حدودي تغيير يابد. هميشه که نبايد يکطرفه نفت به سياست خارجي کمک کند، وزارت امور خارجه هم بايد به کمک وزارت نفت بيايد. در واقع بايد دو دستور کار همزمان براي اين کار در نظر گرفت.

فقط نبايد بگوييم وزارت نفت، نيرو يا صنعت بايد ديپلماسي انرژي بنويسند. وزارت امور خارجه هم بايد نقش خود را ايفا کند.


 معادلات انرژي 

 قزاقستان آماده ازسرگيري سوآپ نفت با ايران شد

با سفر يک هيات نفتي قزاقستان به ايران، دور جديد مذاکرات به‌منظور از سرگيري سوآپ نفت خام، فرآورده‌هاي نفتي و گاز مايع آغاز شد.به گزارش مهر، بيش از 5 سال از توقف سوآپ نفت خام کشورهاي حاشيه درياي خزر از مسير ايران مي گذرد و با کاهش توجيه اقتصادي ترانزيت و انتقال نفت خام از مسيرهاي جايگزين ايران در کشورهاي گرجستان، جمهوري آذربايجان، ترکيه و روسيه، بار ديگر مسير کم هزينه سوآپ نفت ايران مورد توجه کشورهاي نفت خيز منطقه درياي خزر قرار گرفته است.بر اين اساس با سفر يک هيات نفتي قزاقستاني به ايران، دور جديد مذاکرات با شرکت هاي نفتي قزاقستاني به منظور از سرگيري سوآپ نفت خام، فرآورده‌هاي نفتي و گاز مايع آغاز شده است.در اين دور از مذاکرات نماينده اقتصادي قزاقستان از پايانه نفتي شمال به عنوان بزرگترين پايانه نفتي ايران در درياي خزر بازديد کرد و از علاقمندي سرمايه گذاران خارجي و شرکت‌هاي نفتي قزاقستان به منظور ازسرگيري سوآپ نفت خام از مسير ايران خبر داد.

امکان صادرات 60 ميليون مترمکعب گاز به ترکيه فراهم شد

فاز دوم تاسيسات تقويت فشار گاز تبريز با هدف افزايش ظرفيت اين ايستگاه از 24 به 56 ميليون مترمکعب گاز در روز همزمان با هفته دولت امسال و با حضور معاون وزير نفت در امور گاز به بهره برداري مي رسد.

مدير منطقه هشت عمليات انتقال گاز در گفتگو با شانا اظهار کرد: فاز نخست اين تاسيسات پيش از اين با سه دستگاه توربوکمپرسور با ظرفيت طراحي 24 ميليون مترمکعب در روز با حالت 1+2 و 36 ميليون مترمکعب در روز با حالت 0+3 براي انتقال گاز به شهرهاي شمالغرب کشور و صادرات گاز به کشورهاي ترکيه، ارمنستان و جمهوري نخجوان پيش بيني شده بود.

يدالله بايبوردي افزود: اين پروژه با هدف افزايش ظرفيت انتقال گاز تاسيسات تقويت فشار گاز تبريز، پوشش نياز مصرف منطقه شمالغرب کشور، افزايش صادرات به کشورهاي ترکيه، ارمنستان و اجراي طرح معاوضه گاز (SWAP) بين جمهوري اسلامي ايران و جمهوري آذربايجان و صادرات گاز به جمهوري خود مختار نخجوان اجرايي شده است.

وي يادآور شد: اين طرح به صورت EPC انجام شده و در حالت 1+5 امکان انتقال روزانه 60 ميليون مترمکعب گاز را داراست.

به گفته وي، استفاده از الکتروموتور به جاي توربين گاز يکي از نخستين طرحهاي بزرگ شرکت ملي گاز ايران است که در تاسيسات تبريز اجرا و با همت کارشناسان و متخصصان ايراني با موفقيت به پايان رسيده است.

مدير منطقه هشت عمليات انتقال گاز اعلام کرد: نيروي محرکه واحدهاي فاز 2 که از نوع الکتروکمپرسور بوده، براي نخستين بار در شرکت انتقال گاز با نيروي برق به حرکت در آمده و براي تامين 24 مگاوات برق مورد نياز اين الکتروکمپرسورها، پست برق 11/132 کيلوولت با 2 ترانسفورماتور 40 مگاولت آمپر از خط برق 132 کيلوولت منشعب از پست برق سردرود- آذر تامين شده است.

بايبوردي ادامه داد: با راه اندازي و بهره برداري طرح توسعه تاسيسات تقويت فشار گاز تبريز، ظرفيت انتقال گاز شمال و شمالغرب کشور شامل خط 40 اينچ تبريز- بازرگان، خط لوله 30 اينچ تبريز- ارمنستان، خط لوله 20 اينچ و 36 اينچ تبريز- مياندوآب و خط لوله 24 اينچ تبريز- تسوج - اروميه بيش از دو برابر مقدار پيشين افزايش مي يابد.

دبير کميسيون انرژي:

محدوديتها مانع اجراي برنامه‌هاي نفتي دولت نشد

عضو هيات‌رئيسه کميسيون انرژي مجلس گفت: تنگناهاي تحريم مانع اجراي برنامه‌هاي نفتي دولت يازدهم نشد و حتي وزارت نفت در پارس جنوبي کار را شتاب داد.اميرعباس سطاني در گفتگو با شانا، در حاشيه جلسه علني مجلس شوراي اسلامي با اشاره به‌پيش رو بودن هفته دولت، گفت: عملکرد دولت يازدهم (2 ساله گذشته) مثبت ارزيابي مي‌شود.دبير اول کميسيون انرژي مجلس افزود: با مدنظر قرار دادن تنگناهاي تحريم، تلاشهاي وزارت نفت در خصوص انجام مأموريت‌هايش مثبت است.

وي در بيان گوشه‌اي از محدوديت‌هاي دولت در زمينه صادرات نفت، تصريح کرد: در مواقعي کمتر از يک‌ميليون بشکه نفت در روز صادر مي‌شد و براي بازگشت پول آن محدوديت وجود داشت. بااين‌وجود، دولت به تعهدات خود عمل کرد.

اين نماينده مجلس نهم افزود: دولت باوجود همه تنگناها، به برنامه‌هاي از پيش تعيين‌شده در حوزه نفت عمل کرد؛ حتي در پارس جنوبي فعاليتها را شتاب داد و فراتر از انتظار عمل کرد.سلطاني تاکيد کرد: دولت به دنبال بازپس گيري سهم از دست رفته ايران در بازار جهاني نفت است.


 شهرستان ها 

 مزايده نقدي پمپ‌بنزين‌هاي دولتي3 استان

جايگاههاي دولتي سوخت سه استان اردبيل، گيلان و قم به صورت نقد از طريق مزايده واگذار مي شود.

به گزارش تسنيم؛ بر اساس مصوبه هيات واگذاري جايگاههاي دولتي سوخت استان اردبيل شامل جايگاه سوخت اردبيل به مساحت 1376 متر مربع به قيمت پايه 50 ميليارد و 455 ميليون و 350 هزار ريال، جايگاه سوخت مشکين شهر به مساحت 4410 متر مربع به قيمت پايه 30 ميليارد و 167 ميليون و 645 هزار ريال، جايگاه سوخت پارس آباد به مساحت 3086 متر مربع به قيمت پايه 47 ميليارد و 40 ميليون ريال و جايگاه سوخت خلخال به مساحت 3 هزار متر مربع به قيمت پايه 31 ميليارد و 632 ميليون ريال در مجموع به ارزش کل پايه 159 ميليارد و 294 ميليون و 995 هزار ريال به صورت نقد در روز 22 شهريور روي ميز مزايده مي روند.

بر اساس اين گزارش؛ جايگاههاي دولتي سوخت استان گيلان نيز شامل جايگاه سوخت آستارا به مساحت 4060 متر مربع به قيمت پايه 48 ميليارد ريال، جايگاه سوخت انزلي به مساحت 800 متر مربع به قيمت پايه 28 ميليارد و 800 ميليون ريال، جايگاه سوخت هفده شهريور به مساحت 2670 متر مربع به قيمت پايه 69 ميليارد و 929 ميليون و 412 هزار ريال، جايگاه سوخت فومن به مساحت 1009 متر مربع به قيمت پايه 42 ميليارد و 240 ميليون ريال و جايگاه سوخت رودبار به مساحت 1954 متر مربع به قيمت پايه 21 ميليارد و 120 ميليون ريال در مجموع به ارزش کل پايه 210 ميليارد و 89 ميليون و 412 هزار ريال در اين روز به صورت نقد به مزايده گذاشته مي شود.

همچنين جايگاه سوخت استان قم به مساحت 2217.3 مترمربع به قيمت پايه 118 ميليارد و 80 ميليون ريال در بيست و دومين روز ماه جاري به صورت نقد از طريق مزايده واگذار خواهد شد.

انجام 70 درصد حفاري در ميدانهاي مشترک از سوي شرکت ملي حفاري ايران

مديرعامل شرکت ملي حفاري ايران گفت: 70 درصد عمليات حفاري و خدمات جانبي صنعت حفاري در ميدانهاي مشترک از سوي اين شرکت انجام مي شود.به گزارش شانا، حيدر بهمني در نشست بررسي عملکرد بخشنامه حمايت از خريد توليدات و خدمات داخل استان خوزستان که با حضور استاندار خوزستان در ساختمان مرکزي ملي حفاري در اهواز برگزار شد، افزود: اين شرکت در زمان حاضر در طرح توسعه ميدانهاي نفتي آزادگان و ياران جنوبي 14 دکل حفاري مستقر کرده است.

وي ادامه داد: شرکت ملي حفاري ايران همچنين در حفاري تعدادي از فازهاي طرح توسعه ميدان گازي پارس جنوبي مشارکت داشته و هم اکنون عمليات حفاري در فاز 14 را به طور کليد در دست با 2 دکل دريايي در دست اجرا دارد.

بهمني به عملکرد اين شرکت از بدو تاسيس در يکم ديماه 1358 به فرمان امام خميني (ره) اشاره و اظهار کرد: اين شرکت در ابتدا فعاليت خود را با 6 دستگاه حفاري آغاز کرد و هم اکنون تعداد دستگاههاي خشکي و دريايي شرکت به 75 دستگاه افزايش يافته و تعداد کارکنان شرکت نيز بالغ بر 16 هزار نفر است.

مديرعامل شرکت ملي حفاري ايران گفت: در بيش از سه دهه گذشته حدود چهار هزار حلقه چاه از سوي اين شرکت به متراژ 8 ميليون و 500 هزار متر حفاري شده و ملي حفاري همسو با عمليات حفاري 27 نوع خدمات مرتبط با اين صنعت را به شرکتهاي متقاضي ارائه مي دهد.

وي با اشاره به فعاليتهاي اين شرکت در پروژه هاي بين المللي، افزود: شرکت ملي حفاري ايران با بهره مندي از نيروهاي متخصص و مجرب داخلي، هم اکنون از شرکتهاي صاحب نام در عرصه صنعت حفاري در جهان است.

مسئول طرح مرواريد خليج فارس :

مناطق خشکي جنوب کشور نيازمند مطالعات هيدروکربوري است

مسئول طرح مرواريد خليج فارس با اشاره به اين که مناطق خشکي جنوب کشور نيازمند مطالعات هيدروکربوري است، گفت: طرح «مرواريد 2» با هدف مطالعه سيستمهاي هيدروکربوري حوزه خشکي در حال بررسي است.

بيژن بيرانوند در گفتگو با شانا با اشاره به اين که طرح مرواريد خليج فارس، بزرگترين طرح پژوهشي کشور تا هشت ماه آينده به پايان مي رسد و طرحهاي بعدي مشابه اين طرح بالاي 70 درصد به وسيله متخصصان پژوهشگاه صنعت نفت انجام مي شود، افزود: کسب تجربه و دانش فني در طرح مرواريد خليج فارس، پژوهشگاه نفت را ترغيب به انجام طرح «مرواريد 2» در مناطق خشکي جنوب کشور مي کند.

مسئول طرح مرواريد خليج فارس در پژوهشگاه صنعت نفت در مورد طرح «مرواريد 2» تصريح کرد: مذاکره با شرکت ملي مناطق نفتخيز جنوب با توجه به نتايج مثبت طرح مرواريد خليج فارس، در حال انجام است.

وي با اشاره به اين که مطالعات منابع هيدروکربوري در بخش خشکي انجام نشده در حالي که يک نياز مبرم براي کشور است، اظهار کرد: صنعت نفت بدون مطالعه سيستمهاي هيدروکربوري نمي تواند پيش بيني درستي از منابع هيدروکربوري داشته باشد.

به گزارش شانا، طرح مرواريد خليج فارس، بزرگترين طرح پژوهشي خاورميانه است که در وسعت 183 هزار کيلومترمربع در عمقي حدود 9 تا 19 کيلومتر در يکي از پيچيده ترين نواحي زمين شناسي دنيا با 99 ساختمان زمين شناسي، حدود 890 چاه نفت و تنها 23 ميدان توسعه يافته در حال انجام است که شناسايي اهداف اکتشافي جديد از مهمترين دستاوردهاي اين طرح است.


 
سياسي
خبر دانشگاه
دانستني ها
پزشكي
استانها
انرژي
اقتصادي
اجتماعي
هنري
ورزشي
آگهي