جستجوي پيشرفتهبرو جستجو
ارتباط با ماآرشيوشناسنامه صفحه اصلي
تاریخ 1394/07/14 - روزنامه سراسري صبح ايران(سه شنبه) نسخه شماره 5107


بازيافت زباله‌هاي پلاستيکي با کرم‌ پلاستيک‌خوار


همه چيز در مورد بيگ بنگ


عجيب و جالب


يادبود


آيا مي دانيد؟


 بازيافت زباله‌هاي پلاستيکي با کرم‌ پلاستيک‌خوار 

 
دانشمندان دانشگاه استنفورد کشف کرده اند که لارو يک نوع سوسک مي تواند استايروفوم و ديگر پلي استايرن ها را در رژيم غذايي خود جاي دهد.عصرايران؛ هر ساله 6.4 ميليون تن پلاستيک وارد اقيانوس مي شود. در خشکي نيز پلاستيک در زمين هاي دفن زباله، سواحل و ديگر زيست بوم هاي حساس سراسر جهان جمع مي شود. تنها در آمريکا سالانه 33 ميليون تن پلاستيک دور ريخته مي شود و نشانه اي از کاهش اين ميزان نيز قابل مشاهده نيست. اما پژوهشي جديد نشان داده است يک نوع کرم ممکن است به ما در حل مشکل عظيم زباله هاي پلاستيکي کمک کند.

به گزارش عصرايران، دانشمندان دانشگاه استنفورد کشف کرده اند که لارو يک نوع سوسک مي تواند استايروفوم (يونوليت) و ديگر پلي استايرن ها را در رژيم غذايي خود جاي دهد. به گفته "وي مين وو" از دانشگاه استنفورد و يکي از مولفان مطالعه اخير، نه تنها کرم ها با يک رژيم غذايي استايروفوم به حيات خود ادامه مي دهند، بلکه ميکروارگانيزم هاي موجود در احشاء آنها طي فرآيند گوارش پلاستيک را تجزيه مي کند. مواد زيست تخريب پذير دفع شده از کرم ها نيز به نظر مي رسد مي تواند به عنوان خاک براي محصولات کشاورزي استفاده شود.

يافته هاي اخير از آن جهت اهميت دارند که تا پيش از اين تصور مي شد پلي استايرن غير قابل تجزيه و زيست تخريب ناپذير است. پژوهش هاي بيشتري براي درک چگونگي توانايي باکتري هاي موجود در کرم ها براي تجزيه پلاستيک نياز است اما مطالعه اخير مي تواند گامي بزرگ در راستاي حل مشکل زباله هاي پلاستيکي باشد.


 همه چيز در مورد بيگ بنگ 

 از آن‌جا که ابزار و ادوات کنوني به اخترشناسان امکان اين‌ که به زمان تولد جهان بازگردند را نمي‌دهند، بيشتر آن‌چه ما در مورد نظريه مه‌بانگ مي‌دانيم نتيجه‌ي فرضيات و مدل‌هاي رياضياتي هستند. نظريه مه‌بانگ يا بيگ بنگ توضيحي پيشتاز براي چگونگي آغاز جهان است. اين نظريه را در ساده ترين حالت مي‌توان اين طور توصيف کرد: جهاني که ما مي‌شناسيم از يک تکينگي کوچک آغاز شده است و در عرض 13.8 ميليارد سال گذشته انبساط يافته و حالت امروزي کيهان را به خود گرفته است. از آن‌جا که ابزار و ادوات کنوني به اخترشناسان امکان اين‌ که به زمان تولد جهان بازگردند را نمي‌دهند، بيشتر آن‌چه ما در مورد نظريه مه‌بانگ مي‌دانيم نتيجه‌ي فرضيات و مدل‌هاي رياضياتي هستند. با اين حال، ستاره‌ شناسان مي‌توانند «پژواک» انبساط را از طريق پديده‌اي به نام تابش زمينه کيهاني ببينند.

عبارت «نظريه مه‌بانگ» قدمتي ده‌ها ساله در بين اخترفيزيکدانان دارد اما محبوبيت عمومي آن از سال 2007 که برنامه کمدي با همين نام از شبکه CBS پخش شد، ترويج پيدا کرد. برنامه مورد نظر داستان زندگي شخصي و کاري چند محقق (شامل يک اخترفيزيکدان) را دنبال مي‌کند.

در لحظه اول تشکيل جهان، انبساط کيهاني با سرعتي بيشتر از سرعت نور رخ داده است. اين ايده هيچ خللي در نظريه محدوديت سرعت انيشتين وارد نمي‌کند چرا که انيشتين بيان مي‌دارد سرعت نور، بيشترين حد سرعت هر چيزي است که در کيهان حرکت مي‌کند و اين مورد شامل انبساط خود کيهان نمي‌تواند باشد.

لحظه اول و تولد نور

بر اساس تحقيقات ناسا، در لحظه اول آغاز جهان، دماي محيطي در حدود 10 ميليارد درجه فارنهايت (5.5 ميليارد درجه سلسيوس) بوده است. کيهان شامل مجموعه‌اي از ذرات بنيادين مانند نوترون‌ها، الکترون‌ها و پروتون‌ها بوده است. همان طور که جهان سرد مي‌شد، اين عناصر دچار تلاشي يا ترکيب شدند.

سوپ اوليه غير قابل رويت بوده است، زيرا نور قادر به عبور از درون آن نبوده است. ناسا در اين رابطه اظهار داشته است: الکترون‌هاي آزاد ممکن است سبب پراکندگي نور (فوتون‌ها) شده باشند؛ همانند پراکندگي نور خورشيد در ابرها که توسط قطرات آب رخ مي‌دهد.

اما با گذشت زمان، الکترون‌هاي آزاد با هسته جمع شدند و اتم‌هاي خنثي را به وجود آوردند. اين رخداد به نور اجازه داد تا در زماني در حدود 380000 سال بعد از مه‌بانگ شروع به درخشش کند. نور اوليه که گاهي پس‌تاب مه‌بانگ نيز خوانده مي‌شود با بيان صحيح تر، همان تابش زمينه کيهاني (CMB) است. اين پديده براي اولين بار در سال 1948 توسط رالف آلفر و ديگر دانشمندان پيش‌بيني شد، اما يافتنش، آن هم به طور تصادفي، 20 سال ديگر زمان مي‌طلبيد.

در 1965 آرنو پنزياس و رابرت ويلسون، از آزمايشگاه تلفن بل در موراي هيل در حال ساخت گيرنده‌اي راديويي بودند که مشاهده کردند دماي گيرنده بيشتر از حد انتظارشان بالا مي‌رود. ابتدا آن‌ها گمان کردند اين به هم ريختگي به خاطر کبوترها و مدفوع آن‌ها است. اما حتي پس از پاک کردن گيرنده و کشتن کبوترهايي که مي‌خواستند گيرنده را آشيانه خود کنند، همچنان اين اتفاق رخ مي‌داد. در همان زمان، تيمي تحقيقاتي در دانشگاه پرينستون (به رهبري رابرت ديک) که سعي در يافتن مدارکي دال بر وجود CMB داشتند؛ دريافتند که پنزياس و ويلسون به طور اتفاقي به اين تابش دست يافته‌اند. هر دو تيم مقاله شان را در مجله اخترفيزيک در سال 1965 چاپ کردند.

شناسايي سن جهان

تابش زمينه کيهاني در بسياري از ماموريت‌ها مشاهده شده است. يکي از شناخته شده ترين موارد ماموريت‌هاي اين‌چنيني مربوط مي‌شود به ماهواره کاوشگر تابش زمينه کيهاني ناسا (COBE) که آسمان را در دهه 1990 رصد مي‌کرد.

ماموريت‌هاي متعدد ديگري قدم در مسير COBE قرار دادند مانند: آزمايشات بومرنگ BOOMERanG (مشاهدات ميليمتريک پرتوهاي فراکهکشاني و ژئوفيزيک از طريق بالون)، کاوشگر آنيزوتروپي ميکروويو ويلکينسون ناسا (WMAP) و ماهواره پلانک آژانس فضايي اروپا.

رصدهاي ماهواره پلانک در سال 2013 منتشر شد، اين اطلاعات با جزييات بسيار خوبي تابش کيهاني را تصوير کرده و مشخص ساختند جهان از آن چه قبلا تصور مي‌شد (13.7 ميليارد سال) سن بيشتري دارد (13.82 ميليارد سال).

اما از طرفي نقشه‌هاي حاصل موارد مبهم جديدي را ايجاد کردند، مانند اين که چرا نيمکره جنوبي کمي قرمزتر (گرم‌تر) از نيمکره شمالي است؟ در حالي که نظريه مه‌بانگ بيان مي‌دارد که تابش زمينه کيهاني بايد تقريبا مشابه باشد و اهميتي ندارد از کجا بدان نگريسته شود.

همچنين آزمايشات بر روي تابش زمينه کيهاني سرنخ‌هايي به دانشمندان در مورد ترکيب جهان داده است. محققان گمان مي‌کنند بيشتر کيهان از ماده و انرژي‌اي ساخته شده است که با ابزار مرسوم و کنوني قابل شناسايي نيست و عبارات ماده تاريک و انرژي تاريک نيز از همين‌جا منشا گرفته‌اند. تنها 5 درصد از جهان از موادي مانند سيارات، ستاره‌ها و کهکشان‌ها تشکيل شده است.

کيهان نه تنها انبساط پيدا مي‌کند بلکه به موازات آن، سريع‌تر نيز مي‌شود. اين مساله بدين معنا است که زماني مي‌رسد که ديگر هيچ کسي قادر به دنبال کردن و رصد ديگر کهکشان‌ها، از زمين يا نقاط ديگري در کهکشان خودمان، نخواهد بود.

مجادلات بر سر امواج گرانشي

از هنگامي که اخترشناسان قادر به تماشاي آغاز جهان شدند، آنان همچنين به جستجوي مدارکي دال بر انبساط سريع کيهان پرداختند. بر طبق نظريات در لحظه اول تشکيل جهان، انبساط کيهاني با سرعتي بيشتر از سرعت نور رخ داده است. که البته اين ايده هيچ خللي در نظريه محدوديت سرعت انيشتين وارد نمي‌کند چرا که انيشتين بيان مي‌دارد سرعت نور، بيشترين حد سرعت هر چيزي است که در کيهان حرکت مي‌کند و اين مورد شامل انبساط خود کيهان نمي‌تواند باشد.

در سال 2014، اختر شناسان اعلام کردند توانسته‌اند به شواهدي از تابش زمينه کيهاني مربوط به حالت B که نوعي قطبش در نتيحه انبساط جهان و توليد امواج گرانشي است، دست يابند. تيم محققين اين مدارک را به وسيله‌ي تلسکوپي در قطب جنوب به نام «تصوير‌برداري زمينه ي قطبش فراکهکشاني کيهان» (BICEP2) تهيه کردند.

جان کوواچ محقق ارشد مرکز اخترفيزيک هاروارد اسميتسونين در مارچ 2014 اعلام کرد:

ما بسيار مطمئنيم سيگنالي که ديده‌ايم واقعي است و در آسمان وجود دارد.

در ماه ژوئن، همان تيم تحقيقاتي اعلام کرد يافته‌هايشان ممکن است به واسطه قرارگيري غبار کهکشاني در مسير ميدان ديدشان تغيير کرده باشند.

کوواچ در کنفرانسي مطبوعاتي اعلام کرد:

نتايج اصلي تغييري نکرده است؛ ما اطمينان بالايي به نتايجمان داريم. اما اطلاعات جديدي که از ماهواره پلانک به دست آمده است نشان مي‌دهد در مورد غبار، پيش‌بيني‌هاي قبلي بسيار کمتر از واقع بوده‌اند.

نتايج حاصل از رصدهاي ماهواره پلانک در ماه سپتامبر به صورت آنلاين در اختيار قرار گرفت. در ژانويه 2015، محققان هر دو تيم که به صورت مشترک کار مي‌کردند تاييد کردند که بيشتر سيگنال دريافتي از Bicep، اگر نگوييم کل آن، تنها غبار ستاره‌اي بوده است.

انبساط سريع‌تر، تعدد کهکشاني و ترسيم آغاز

کيهان نه تنها انبساط پيدا مي‌کند بلکه به موازات آن، سريع‌تر نيز مي‌شود. اين مساله بدين معنا است که زماني مي‌رسد که ديگر هيچ کسي قادر به دنبال کردن و رصد ديگر کهکشان‌ها، از زمين يا نقاط ديگري در کهکشان خودمان، نخواهد بود.

در مدل «چند جهاني»، جهان‌هاي متعدد به مانند حباب‌هايي که در کنار يکديگر قرار گرفته‌اند. در اولين رخداد بزرگ تورم، بخش‌هاي متفاوتي از فضا-زمان با نرخ‌هايي متفاوت رشد کردند، که ممکن است منجر به ايجاد بخش‌هاي متفاوت، جهان‌هاي متفاوت، با احتمال بالقوه‌ي قوانين متفاوت فيزيک شده باشد.

اخترشناس دانشگاه هاروارد آوي لويب مي‌گويد:

ما مي‌بينيم که کهکشان‌هاي دوردست از ما فاصله مي‌گيرند، اما سرعت آن‌ها متناسب با زمان در حال افزايش است. در نتيجه، اگر به اندازه کافي صبر کنيد، نهايتا خواهيد ديد که کهکشاني در دوردست به سرعت نور خواهد رسيد. معناي اين رخداد اين است که ديگر حتي نور نيز قادر نخواهد بود فاصله‌ي حاصل شده بين ما و آن کهکشان را پل بزند و ارتباطي برقرار کند. هنگامي که کهکشان مورد نظر نسبت به ما با سرعتي بيشتر از سرعت نور حرکت کند، ديگر راهي براي موجودات فرازميني در آن کهکشان وجود ندارد که بتوانند از طريق آن با ما ارتباط برقرار کنند يا سيگنالي ارسال کنند که به ما برسد.

بعضي فيزيکدانان همچنين پيشنهاد مي‌دهند اين جهاني که ما آن را تجربه مي‌کنيم تنها يکي از تعداد بسياري است. در مدل «چند جهاني»، جهان‌هاي متعدد در کنار يکديگر وجود دارند، به مانند حباب‌هايي که در کنار يکديگر قرار گرفته‌اند. اين نظريه پيشنهاد مي‌دهد که در اولين رخداد بزرگ تورم، بخش‌هاي متفاوتي از فضا-زمان با نرخ‌هايي متفاوت رشد کردند، که ممکن است منجر به ايجاد بخش‌هاي متفاوت، جهان‌هاي متفاوت، با احتمال بالقوه‌ي قوانين متفاوت فيزيک شده باشد.

آلن گاث فيزيکدان نظري از دانشگاه MIT در کنفرانسي مربوط به اکتشاف امواج گرانشي در مارچ 2014 گفت:

سخت است بتوان مدل‌هايي از انبساط ساخت که منجر به چندجهاني نشوند. غيرممکن نيست و در نتيجه من فکر ميکنم هنوز به انجام تحقيقات بيشتري نياز است. اما بيشتر مدل‌ها منتج به چندجهاني مي‌شوند و مدارک موجود در تاييد انبساط، ما را به اين سمت هدايت ميکنند که ايده چندجهاني را جدي بگيريم.

منبع: زوميت


 عجيب و جالب 

 شبيه‌سازي ببر بنگال و يوزپلنگ آسيايي از سلول منجمد شده پوست

دانشمندان آرژانتيني موفق شده‌اند جنين گونه‌هاي در معرض خطر انقراض همچون يوزپلنگ آسيايي، ببر و گربه بنگال را از سلول‌هاي پوست منجمد شده توليد کنند که اين دستاورد مي‌تواند به حفظ تنوع زيستي سياره کمک کند.به گزارش ايسنا دانسل سالامونه، دانشيار برزشناسي دانشگاه بوينوس‌آيرس اظهار کرد: ما به عنوان اولين گام بر روي گونه‌هاي غيربومي کار مي‌کنيم. هدف اصلي ما جلوگيري از انقراض گونه‌هاي بومي مانند پلنگ خالدار آمريکايي است.

وي افزود: باغ‌وحش بوينوس آيرس داراي يک بانک داده ژنتيکي است که در آن، همه گونه‌هاي بومي و غيربومي حفظ شده‌اند.

اما اين دانشمندان نتوانسته‌اند اين پروژه را از مرحله جنيني فراتر ببرند، زيرا قرارداد آن‌ها با باغ‌وحش به اين شکل است که بايد از استانداردهاي اخلاقي انجمن آکواريوم‌ها و باغ‌وحش‌هاي آمريکاي لاتين پيروي کنند. طبق اين قوانين، آزمايشات اين چنيني تنها تا مرحله جنيني امکان‌پذير است.

آيا مي توان جانوران منقرض شده را زنده کرد؟

پاسخ اين پرسش را مي توان اينگونه داد، هم بله هم خير!!! دانشمندان فقط مي توانند جانوراني را احيا کنند که کمتر از 30 هزار سال از انقراض آنها گذشته است. احياي جانوراني که بيش از 30 هزار سال قبل منقرض شده اند، تقريبا غير ممکن است چرا که DNA آنها به شدت آسيب ديده است.

در اين بازه زماني چندين گونه مشهور ديده مي شود. در فهرست مورد نظر دانشمندان ، حيوانات عصر يخبندان ،ماموت ها، ببر دندان خنجري و جانوران ديگري از قبيل دودو و بز کوهي وحشي، ببر ايراني ، شير ايراني، فيل مرغ، آک ، ببر تاسماني، گورخر پلانيس، گاو دريايي و ديگر جانوراني ديده مي شوند که براي اهداف پزشکي مي توان استفاده کرد.

از سال 2003 دانشمندان در تکنولوژي کلونينگ به سرعت پيشرفت کردند. کلونينگ روشي است که در آن سلول ها به صورت مصنوعي بارور مي شوند و مي توان DNA و ژن مربوطه را مورد دستکاري قرار داد. در اين روش مي توان گونه هاي منقرض شده را دوباره احيا کرد و به حيات بازگرداند.

دريافته ايم که آميزش ميان دو گونه شبيه و نزديک به يکديگر امکان پذير است، اما اگر هر دو گونه مورد نظر براي احيا منقرض شده باشد، رسيدن به هدف بسيار مشکل تر مي شود. ولي دانشمندان توالي کامل DNA يک گونه جانوري را داشته باشند، در حقيقت آنها همه آن چيزي را که براي احياي يک حيوان نياز است، در اختيار دارند. در واقع در اينجا هدف به دست آوردن رشته باز نشده DNA است. اگر چه تصور مي شد که DNA يک مولکول پايدار است، اما اين مولکول هم نيمه عمر زندگي محدودي دارد.

DNA دايناسورهاي دوران مزوزوئيک که عمر جوان ترين آنها به 65 ميليون سال قبل بر مي گردد، بسيار بعيد به نظر مي رسد که مفيد باشد. اما جانوران عصر يخبندان مثل ببر دندان خنجري و ماموت ها که 12 هزار سال قبل زندگي مي کردند، اين بخت را خواهند داشت که احيا شوند و دوباره به حيات بازگردند. با کشف خون ماموت، روياي دانشمندان در شبيه سازي يک ماموت به واقعيت نزديک تر شده است، دانشمندان هسته سلول سالم را شبيه سازي مي کنند اگر دانشمندان هم هسته سالم و يخ زده را داشته باشند و هم يک مادر جايگزين خويشاوند، مي توانند گونه هاي منقرض شده اي چون ماموت را به روش کلونينگ احيا کنند.

منبع: آفتاب

گل هاي مرگبار زيباي جهان

Zantedeschia يک گل هميشگي و زيبا است که در همه‌ي قاره‌ها به جز قطب جنوب رشد و نمو مي‌کند. معمولاً آن را به نام سوسن کالا (Calla Lily) نيز مي‌نامند. گل‌هاي لوله‌اي شکل اين گياه رنگ‌هاي متعددي دارند، از سفيد گرفته تا پرتغالي، قرمز، زرد و حتي بنفش تيره. اين گياه يکي از گونه‌هاي متعددي است که حاوي ميزان کشنده‌اي اُکسالات کلسيم (Calcium Oxalate) هستند، يک ماده شيميايي به شکل کريستال‌هاي سوزني که وارد اندام‌هاي داخلي بدن مي‌شود. دوز اندکي از اين ماده کافي است تا منجر به تورم حنجره شده که به دنبال آن صدمه ديدن مسيرهاي تنفس و در نهايت مسدود شدن آنها را در پي خواهد داشت.

آيا مي دانيد؟

آيا مي دانيد؟چيتا قادر است در حداکثر سرعت خود گامهايي به طول 8 متر بر دارد.

آيا مي دانيد ؟شمپانزه ها قادرند مقابل آينه چهره خود را تشخيص دهند اما ميمونها نمي توانند.

آيا مي دانيد ؟ مدت زمان گردش سياره عطارد بدور خود دو برابر مدت زمان گردش آن بدور خورشيد مي باشد.

آيا مي دانيد؟ روشنايي قرص کامل ماه 9 برابر هلال ماه مي باشد.

آيا مي دانيد؟ وزن کل موريانه هاي جهان ده برابر وزن کل انسانها است.

آيا مي دانيد؟ کانگروها قادر نيستند بسوي عقب راه بروند.

آيا مي دانيد؟ مارها و ببرهاي استراليايي که چشمهايشان توسط پرندگان کور شده اند به راحتي ميتوانند به زندگي خود ادامه دهند


 يادبود 

 جعفري تنها بود

به گزارش ايرنا مراسم تشييع پيکر عبدالرحيم جعفري بنيان‌گذار انتشارات اميرکبير صبح ديروز 13 مهر ماه با حضور اهالي نشر و جمعي از هنرمندان از مقابل خانه هنرمندان برگزار شد. اميرمحمد اردهالي (فعال صنعت نشر و رفيق ديرينه جعفري) با تشکر از کساني که با احترام به فرهنگ و انسانيت در بزرگداشت اين ناشر فقيد شرکت کردند گفت: عبدالرحيم جعفري تنها بود و تنها فوت کرد. کمتر کسي است که موقعيت و شخصيت او را به ياد آورد تا به معرفت و انسانيت او اذعان نکند. من به سهم خودم به تمام بزرگان، نويسندگان و عزيزاني که سهمي در فرهنگ اين کشور دارند اين ضايعه را تسليت مي‌گويم.

وي ادامه داد: متاسفانه شرايط براي جعفري به گونه‌اي پيش رفت که نتوانست در اين اواخر تبع بلند انسانيت خودش را به ظهور برساند. به عنوان رفيق قديمي او مي‌گويم در تمام اين سال‌ها تنها يک مورد درخواست من با پاسخ منفي او روبرو شد. دوست قديمي جعفري در ادامه با اشاره به اينکه برخي جفا‌ها به جعفري را نمي‌توانم عنوان کنم گفت: جعفري در عزت نفس پيش‌رو بود حتي در روزهاي پاياني که او را مي‌ديدم همچنان دلش براي فرهنگ و نشر اين مملکت مي‌تپيد به تمام آنهايي که در اين مراسم شرکت کرده‌اند مي‌گويم مرگ در خانه همه ما خواهد آمد پس کاري کنيم که فرداي قيامت بتوانيم جوابگو باشيم. جعفري، قرآن، نهج‌البلاغه، صحيفه سجاديه چاپ کرد و در اختيار جامعه گذاشت تا روح انسانيت را در جامعه رواج دهد. از جعفري بايد به عنوان مردي ياد کنيم که پدر نشر ايران بود.

وي افزود: حتي آرم انتشارات اميرکبير که تلفيقي از ارابه هخامنشي است تماماً زاييده فکر و تفکر خود او بود او حتي روي انتخاب نام انتشارات نيز بسيار مايه گذاشت و نام اميرکبير را خودش برگزيد. جا داشت دست کم وقتي انتشاراتش را از او گرفتند دست کم آرم آن را پس مي‌دادند و با آرم ديگري ادامه کار را دنبال مي‌کردند. با اين کار‌ها حداقل مشخص مي‌شد جاي جعفري کجاست و جاي بعدي‌ها کجاست.

هيچ فردي نتوانست کتابي از او را پيدا کند که ضعف محتوا و مضمون داشته باشد. کساني که در انتشارات اميرکبير نشسته بودند و به دنبال کتاب ضاله مي‌گشتند تا برچسبي بر او بزنند.

علمي در ادامه در توصيف عبدالرحيم جعفري گفت: درون اين شخصيت يک آتش فشان انرژي فوران مي‌‌کرد و خوشبختانه اين فرد به سمت فرهنگ هدايت شد و باعث شد با نشر سالي بيش از 60 کتاب و ايجاد کتاب‌فروشي‌ها و نوآوري‌هاي متعدد در عرصه چاپ و نشر به عنوان پدر نشر ايران شناخته شود. اومي گفت مي‌خواستم در تمام شهر‌ها کتاب فروشي داير کنم و ماشين‌هاي چند ميليون دلاري چاپ را به کشور وارد سازم. ولي خبر نداشتم که آخر کار به کجا مي‌انجامد.

وي تاکيد کرد: ميراث جعفري ساخت مدرسه نبود که مدرسه هم مي‌ساخت ميراث جعفري کمک يتيمان نبود که از هيچ کمکي هم دريغ نمي‌کرد ميراث او ايجاد موج فرهنگي براي انسان‌سازي بود. او مي‌دانست براي داشتن جامعه سالم بايد دانشگاه و کتابفروشي ساخت مي‌دانست فقر و بي‌عدالتي جامعه را به قهقرا مي‌برد و بايد به نيازمندان کمک کرد در شرايط تهاجم فرهنگي جامعي پيروز مي‌شود که پيش قراول فرهنگي‌اش شخصي مثل جعفري باشد.


 آيا مي دانيد؟ 

 آخرين ماموريت زنجره ها

نمي‌دانم تا به حال اوايل فصل تابستان به يکي از جنگل‌هاي پر از درخت بلوط کشور سفر کرده‌ايد يا نه؟! براي مثال جنگل‌هاي شگفت‌انگيز استان کهگيلويه و بويراحمد، جدا از زيبايي‌هاي مسحورکننده‌اش چيز ديگري دارد که شايد در پس زيبايي‌هاي بصري آن پنهان مانده باشد و آن صداي ممتد حشراتي است که تنها يک روز به پايان عمرشان باقي‌مانده و تا جان در بدن دارند سعي در جذب جفت مخالف و در نهايت بقاي نسلشان مي‌کنند. زنجره‌هاي کوچک و بزرگ درختي البته در تمام مناطق پردرخت کشور ديده مي‌شوند، اما راستش بزرگ‌ترين‌ها و پرسر و صداترين‌هايشان را من در جنگل‌هاي ياسوج ديده‌ام. در قاعده شکم نرها اعضاي توليد صدا و شنوايي وجود دارد، لوله هوايي که زير اين قسمت است موجب تشديد صداي يک زنجره مي‌شود. اين حشرات از خانواده Cicadoidea هستند و زندگي عجيب و غريبي را ـ از زماني که به شکل نابالغ در خاکند تا زماني که به صورت بالغ روي شاخه درختان به آواز مشغولند ـ سپري مي‌کنند! طول عمر برخي از انواع آنها بين 17 تا 23 سال است! اندازه بدن بعضي از آنها به اندازه يک شته کوچک است و بعضي ديگر طول بال‌هايشان به 15 سانتي‌متر هم مي‌رسد.

اين عکس من يک Red-Cicada يا زنجره قرمز درختي را نمايش مي‌دهد که با صدايي لرزان و رو به احتضار، آخرين پالس‌هايش را براي جذب جفتش ارسال مي‌کرد. بسيار غم‌انگيز است که تعداد بي‌شماري از آنها نمي‌توانند رسالت پاياني زندگي‌شان را به آخر برسانند و فردا صبح جسد بي‌جان هزاران عدد از اين زنجره‌ها بر پاي درختان، طعمه ديگر حشرات طبيعت مي‌شود. اين شايد بخش تراژيک طبيعت ما باشد، اما دور از نظم و زيبايي نيست.


 
سياسي
خبر دانشگاه
دانستني ها
پزشكي
استانها
انرژي
اقتصادي
اجتماعي
هنري
ورزشي
آگهي