جستجوي پيشرفتهبرو جستجو
ارتباط با ماآرشيوشناسنامه صفحه اصلي
تاریخ 1394/09/03 - روزنامه سراسري صبح ايران(سه شنبه) نسخه شماره 5148


طهران چگونه تهران شد


زندگي و توليد مثل عقرب و شگفتي هايش


عجيب و جالب


آيا مي دانيد؟


 طهران چگونه تهران شد 

 طهران 60 سال پيش شهري بود به وسعت تقريبي 21 كيلومتر مربع در پي نخستين سرشماري «هر ده سال يك بار»، 22 آبان 1335 (53 سال پيش) جزئيات نتايج اين سرشماري انتشار يافت كه به موجب آن، ايران داراي 19 ميليون و شهر تهران يك ميليون وپانصد و31 هزارتن جمعيت بود.

طهران صورت 8 ضلعي ناقص الاضلاعي داشت كه با خندقي كه به دورش حفر كرده بودند از اراضي اطرافش جدا مي شد و ارتباط آن با خارج شهر تنها به وسيله 13 دروازه اي بود كه اطرافش ساخته شده بود.

عرض خندق بيش از 6 تا 10 ذرع(1 ذرع معادل 1متر و 4 سانتيمتر) و عمق آن تقريبا 4 ذرع بود و آخرين خندق شهر بود كه در زمان ناصرالدين شاه حفر شده، محدوده شهر را نسبت به برج و بارو هاي كه در عهد شاه طهماسب صفوي كشيده شده بود و بيش از يك فرسخ محدوده نداشت تا چهار برابر وسعت بخشيده بود.

تهران ‍ در گذشته هاي دور

«تهران»، پيش از اسلام و بعد از آن ، از‍ «ري »تبعيت داشته و «ري » از شهرهاي بزرگ و معتبر مشرق زمين بوده است. ثروت سرشار مردم ‍ «ري» زبانزد مردم آن روزگار بوده است. ‍ نام « تهران» را در متون قديم اسلامي در ترجمه احوال يکي از محدثين بزرگ به نام «محمد بن ابو عبداله حافظ تهراني» مي بينيم.اين اثر مربوط به 1157 سال پيش است و اين خود دليل بر آن است كه در آن روزگار دهكده اي به نام تهران وجود داشته و از آبادي هاي حومه ري به شمار مي رفته است.

در متون قديم از محلات عودلاجان و چال ميدان و بازار و سنگلج به عنوان قديمي ترين مناطق ياد شده است.مردم اين دهكده مردمي سر سخت و باج نده و ستيزه جو بودند.همچنين تهران دوازده محله داشته و اهل هر محله با محله ديگر نزاع داشتند و به سلطان وقت خراج نمي دادند وخانه هايشان را نيز در زير زمين مي ساختندو اين كار را براي جلو گيري از تهاجم شبانه و غارت سپاهيان مي كردند و هرگاه خانه ها چنين نمي بود كسي آنجا باقي نمي ماند.

تهران در گذشته از قراء ري بوده و ري که در تقاطع محورهاي قم، خراسان، مازندران، قزوين، گيلان و ساوه واقع شده به سبب مرکزيت مهم سياسي، بازرگاني، اداري و مذهبي از قديم مورد نظر بوده و مدعيان همواره اين مرکز سوق الجيشي را مورد تهاجم و حمله قرار مي داده اند.

قريه تهران به واسطه برخورداري از مغاک ها و حفره هاي زير زميني و مواضع طبيعي فراوان و دشواري نفوذ در آنها پناهگاه خوبي براي دولتمردان و ديگر اشخاصي بوده که احتمالا مورد تعقيب مدعيان قرار داشته اند

قريه تهران به واسطه برخورداري از مغاک ها و حفره هاي زير زميني و مواضع طبيعي فراوان و دشواري نفوذ در آنها پناهگاه خوبي براي دولتمردان و ديگر اشخاصي بوده که احتمالا مورد تعقيب مدعيان قرار داشته اند.

از سوي ديگر، کاروان هاي بزرگي که از محورهاي مورد بحث عبور مي کردند شکارهاي سودمندي بودند و اغلب مورد حمله چپاول مردم بومي واقع مي شدند. قريه تهران در واقع کانون چپاولگران و محل اختفاي اموال مسروقه بود و اين وضع تا زمان شاه تهماسب صفوي که قزوين را به عنوان پايتخت خود انتخاب نمود ادامه داشت.

به عبارتي ديگر تهران ترقي و حرکت سريع خود به سوي پيشرفت را از سال انتقال پايتخت به قزوين آغاز کردوشاه تهماسب صفوي به دليل آنکه سيد حمزه، جد اعلاي صفويه در شهر ري و در جوار مرقد حضرت عبدالعظيم مدفون بود گاه به زيارت مي رفت. او با افزايش رفت و آمدهايش دستور داد پيرامون آن باروي محکمي براي وي بسازند.

تهران قديم

همچنين دستور داد بناهاي جديد بسازند که درسال 971 ه- ق با ايجاد 114 برج (به تعداد سوره هاي قرآن) در تهرن آغاز شد و وي دستور داد در زير هر برج يکي از سوره هاي قرآن را دفن کنند.

حصاري که دور تهران کشيده شد شش هزار قدم طول داشت و براي ساختمان آن و برج هايش از دو نقطه خاکبرداري کردند که بعد ها يکي از دو محل به "چاله ميدان" و ديگري به "چاله حصار" معروف شد.

پس از انقراض صفويه، نادر شاه افشار در سال 1154 ه- ق تهران را به رسم تيول به پسر خود رضا قلي داد و پس از افشاريه، کريم خان زند به علت درگيري و نزاع با آغا محمد خان قاجار و از آنجا که تهران در نزديکي طبرستان (يعني مقر اصلي آقا محمدخان) قرار داشت مصلحت خود را براي اقامت در تهران ديد.

بعد از مرگ کريمخان زند، آغا محمد خان قاجار در سال 1200 ه- ق در اول فروردين بر تخت سلطنت نسشت و تهران را بعنوان پايتخت برگزيد و "دارالخلافه" ناميد.

انتخاب تهران به عنوان پايتخت از سوي خان قاجار چند علت داشته که مهم ترين آنها نزديکي به اراضي حاصل خيز ورامين و مجاورت آن با محل استقرار ايلات ساوجبلاغ بوده است، مضافا ايلات غرب ساکن در ورامين، يعني هواخواهان وي در حوالي تهران اقامت داشتند و جز اين، تهران با استرآباد و مازندران که در حقيقت ستاد اصلي نيروهايش بود فاصله چنداني نداشته است.

در زمان سلطنت فتحعلي شاه قاجار بر اثر موج حرکت ايران به سوي غرب، تهران بيش از پيش آباد گرديد. از جمعيت تهران در دوره فتحعلي شاه اطلاع دقيقي در دست نيست، ولي به طوري که در کتاب جام جم معتمدالدوله فرهاد ميرزا آمده است جمعيت تهران در زمان ناصرالدين شاه، صد و پنجاه هزار نفر رسيده بود.

ناصر الدين شاه دو نفر را مامور کرد که محدوده و نقشه اي براي پايتخت در نظر بگيرند و با وسعت بيشتري به حفر خندق هاي جديدي در اطراف تهران بپردازند.


 زندگي و توليد مثل عقرب و شگفتي هايش 

 مدت باروري بسته به نوع عقرب متفاوت و معمولاً بين 2 تا 4 ماه است

عقرب ها زنده زا هستند. با وجود اين، برخي محققان عقرب هايي که نوزاد آنها پوشش جنيني ندارند، زنده زا و آنهايي را که پوشش جنيني دارند، تخم زنده زا دانسته اند.

عقرب باردار شکمي متورم دارد و در حالت پيشرفته تر بارداري، مي توان جنين ها را در ديواره ي جانب شکم، به ويژه در نيمه ي خلفي مزوزوما مشاهده کرد. مدت باروري بسته به نوع عقرب متفاوت و معمولاً بين 2 تا 4 ماه است. زمان خروج نوزادها نيز بر اساس نوع رشد جنين از يک ساعت تا ده روز گزارش شده است. عقرب ها معمولاً در فاصله ي نيمه ي تابستان تا نيمه ي پاييز زاد و ولد مي کنند.

عقرب باردار شکمي متورم دارد

ابتدا، عقرب باردار روي نيمه ي خلفي بدن و پاي جلو تکيه مي کند و دم خود را به طور مايل درسمت راست بدن قرار مي دهد. نيمه ي جلوي بدن حدود يک سانتي متر با يک زاويه ي حاده از روي زمين بلند است. انبرک ها با زمين تماس ندارند و انگشتان دست نيمه باز هستند. و پاي جلو از ناحيه ي تي بيا خم شده اند. دراين حالت، دو سرپوش تناسلي باز مي شوند و به طور عمود قرار مي گيرند. نوزاد بدون هيچ انقباض عضلاني قابل مشاهده اي خارج مي شود. دو پاي جلو که از تي بيا خم شده اند، مانند يک حايل نوزاد را در آغوش مي گيرند

پشت عقرب شکافته مي‌شود تا بچه‌ها از آن خارج شوند

نوزاد اسکرپيو از دم و ادنتوبوتوس از سرخارج مي شود. اين قاعده عموميت دارد يعني، نوزاد عقرب هاي تيره ي اسکرپيونيده از دم و نوزاد عقرب هاي تيره ي بوتيده از سر خارج مي شوند. اين تفاوت خروج به علت اختلاف در شکل رشد جنيني دو عقرب است. زمان خروج نوزاد متفاوت است و از چند دقيقه تا چند ساعت طول مي کشد. عقرب ها پس از زايمان در صورت دردسترس نبودن طعمه، اغلب از نوزاد خود تغذيه مي کنند.

نوزادهاي عقرب در حال خارج شدن هستند

چگونگي قرارگيري نوزاد در بغل مادر به شکلي است که سطح پشتي به طرف زمين و پاها و دست ها به مادر تکيه دارد و دم نوزاد به سمت دم مادر است. عکس اين حالت نيزديده شده است. نوزادها به تدريج خود را از سطح شکمي مادر به سطح پشتي او مي کشانند. گاهي نوزادها ابتدا روي زمين قرار مي گرفتند و سپس خود را به پشت مادر مي رساندند. اين عمل به کندي صورت مي گرفت و گاهي حدود يک ساعت طول مي کشيد. دراين فاصله نوزادها روي دست و پاي مادر بين 5 تا 15 دقيقه استراحت مي کردند. وضعيت قرارگيري نوزادها در سطح پشتي مادر ثابت نبود و با حرکت تغيير جهت مي دادند

تعداد نوزادها برحسب نوع عقرب متفاوت و از 6 تا 90 عدد گزارش شده است

نوزادهاي اسکرپيو 6 تا 10 عدد و بدون پوشش جنيني بودند. در حالي که نوزادهاي ادنتوبوتوس حداکثر 26 عدد بودند و همگي پوشش جنيني داشتند. هر نوزاد پس از پاره کردن پوشش جنيني خود را به سطح پشتي مادر مي کشاند. همان طور که اشاره شد،خروج نوزادها تک تک و برحسب تيره از جهت سر يا دم است. خروج دوتايي نيز ديده شده است که يک نوزاد از دم و همزمان نوازد ديگر از سرخارج شده است. تعداد نوزادها برحسب نوع عقرب متفاوت و از 6 تا 90 عدد گزارش شده است.

هر نوزاد پس از پاره کردن پوشش جنيني خود را به سطح پشتي مادر مي کشاند

پس از پايان يافتن وضع حمل، پشت عقرب همانند روز اول بر مي‌گردد

پوست اندازي و مراحل مختلف رشد نوزاد

نوزاد عقرب را لارو مي نامند. در مرحله ي اول رشد (لارو) جانور بدون دهان و مخرج باز است و از ذخيره ي زرده ي موجود در بدن تغذيه مي کند. پاها به جاي پنجه، بادکشي دارد که به وسيله ي آن نوزاد در پشت مادر قرار مي گيرد. مجراي سمي نيز روزنه ي خروج ندارد. کارن ها وخارک ها کاملاً شکل نگرفته و پوشش رنگ اصلي را به خود نگرفته است. مرحله ي دوم رشد (پرونمف)،معمولاً پس از يک هفته و با اولين پوست اندازي نوزاد در پشت مادر شروع مي شود. عقرب ها اگرچه مانند حشرات دگرديسي ندارند، اما برخي اصطلاحات مربوط به مراحل رشد حشرات درباره ي اين جانوران هم به کار مي برند.

در اين مرحله از رشد، نوزاد شکل کامل تري به خود مي گيرد، اما هنوز نسبت به عقرب بالغ اختلاف هايي دارد. اين اختلاف ها در تمام پوست اندازي کم و بيش ديده مي شود و نسبت به نوع عقرب متفاوت است. مثلاً درآندرکتونوس ـ کراسيکودا با بالا رفتن سن نوزاد، به تعداد خارک هاي سيخک بازي تارس پاها اضافه مي شود. حفره هاي تريکوبرتي نيز در مراحل اوليه ي رشد در تمام عقرب ها بزرگ و به سهولت قابل رؤيت است.

در مرحله ي پرونمف انواع عقرب هاي تيره ي بوتيده، به جاي چهارتريکوبتري در سطح داخلي فمور، سه تريکوبتري ديده مي شود که تعداد آن در پوست اندازي بعد کامل مي شود. در مرحله ي سوم رشد (نمف)(27)که پس از دومين پوست اندازي است، عقرب شکل کامل تري به خود مي گيرد. درمرحله ي نمف، جانور در سال اول 4 تا 5 بار و در سال دوم 2 بار ديگر براي ادامه ي رشد پوست اندازي مي کند. احتمالاً تعويض پوست تحت تأثير نوعي هورمون داخلي است. عقرب ها به طور کل،از دوران نوزادي تا رسيدن به سن بلوغ که حدود 3 سال طول مي کشد، 8 تا 10 بار پوست اندازي مي کنند. در مرحله ي بلوغ، عمل اين هورمون تحت تأثير هورمون مخالف متوقف مي شود .مرحله ي بلوغ درماده با رشد کامل و آمادگي جانور براي جفت گيري و در نربا پيدايش اندام پاراکسيال آغاز مي شود. ظهور و ويژگي هاي بلوغ درمرحله ي لاروي (نئوتني)درعقرب ها نادر است.

شرايط زيستي و عوامل بيماري زا

نوزادها پس از تولد و گذراندن مراحل ابتدايي رشد خود در پشت مادر، با فاصله ي کمي از يکديگر، به زندگي ادامه مي دهند. اين امر نشانه ي کم تحرکي آنهاست، نه به علت وجود غريزه ي اجتماعي. در دوران بلوغ نيز در نزديکي محل زندگي خود به شکار مي روند. عقرب ها شب زي هستند. روزها را در مکان هاي امن، از قبيل شکاف ديوارها، زير سنگ ها، لاي خاشاک و پوست درختان و برگ ها، زير حصير و خرده چوب ها (نوع حفار در حفره) به سر مي برند و با تاريک شده هوا، از مکان امن خود براي شکارخارج مي شوند.

در طبيعت، اکثراً به تنهايي زندگي مي کنند، با وجود اين، گاهي چند عقرب از يک نوع يا انواع مختلف در زير يک سنگ ديده شده است. عقرب ها علاوه بر دشت در مناطق کوهستاني هم ديده مي شوند. وجود آنها را تا ارتفاع 3000 متري از سطح دريا گزارش کرده اند.

منبع : gnc92.ir


 عجيب و جالب 

 رانندگي بامزه يک همستر شگفت انگيز

همستري که عاشق رانندگي کردن است! همستر يک نوع موش خاص است که به خاطر رفتار بامزه و جالبش به معروفيت بالايي دست پيدا کرده است. همسترها بازي و سرگرمي خاصي دارند و آن هم چرخيدن درون يک سبد آهني است.

به گزارش برنا، ميزان نوشت: به تازگي شرکت ولو براي تبليغ محصولات جديدش دست به کاري جالب زده است.

مسئولين اين شرکت رانندگي را با بامزگي همستر شگفت انگيز ترکيب کرده اند تا نشان دهند به چه اندازه رانندگي با خودروهاي سنگين اين شرکت مي تواند آسان و بي دردسر باشد.

در اين عمليات يک موش آموزش ديده را درون فرمان خودرو که بهبود يافته و براي رانندگي يک همستر آماده شده است، قرار ميدهند و سپس اين موش مي تواند با بازي کردن درون فرمان خودرو آن را کنترل کند.

در اين آزمايش يک راننده پشت فرمان مي نشيند تا گاز، ترمز و دنده را کنترل کند سپس همستر170 گرمي به راحتي کاميون 15 تني راکنترل مي کند و يک مسير را بدون هيچ مشکلي تا انتها رانندگي مي کند.

تركيبي از آهو و موش صحرايي

بالاتر از سياهي رنگي نيست

بالاتر از سياهي رنگي نيست اما محققان به بالاترين ماده سياه رنگ دنيا دست پيدا کردند

اين ماده از نانوتيوب هاي کربني ساخته شده است و تمام نوري را که به آن تابيده مي شود، جذب مي کند. در واقع اين ماده از نانوذرات کروي شکلي توليد شده که در سر هر کدام، يک نانو استوانه کوچک قرار دارد.

به گزارش ايران ناز اين ماده صرف نظر از زاويه و قطبش (پلاريزاسيون) امواج نوري، توانايي جذب 98 تا 99 درصد نور تابيده شده در طيف 400 تا هزار و 400 نانومتر را دارد و 26 درصد بيشتر از جاذب ترين ماده شناخته شده تاکنون، توانايي جذب دارد.

در ساخت اين ماده از ماده اي الهام گرفته شده که تمام نور تابيده شده را بازتاب مي کند و به طرز باورنکردني سفيد است. محققان براي دستيابي به سياه ترين ماده جهان، ساختار بلوري سفيدترين ماده جهان را معکوس کرده اند تا تمام نور تابيده شده را جذب کند.

مهمترين کاربرد اين دستاورد در توليد پانل هاي خورشيدي و اتصالات نوري فوق کارآمد است. نتايج اين تحقيقات در نشريه «Nature Nanotechnology» منتشر شده است.

توليد موي مصنوعي با چاپگر سه‌بعدي

دانشمندان دانشگاه کارنگي ملون با الهام از تارهاي شکل گرفته در هنگام کشيدن چسب مايع، توانسته‌اند موي چاپ سه‌بعدي توليد کنند.

به گزارش ايسنا، اين کشف مي‌تواند به توليد دستگاههاي چاپي سه‌بعدي حاوي برس يا مو يا حتي ساخت عروسک‌هاي ترول کمک کند.

محققان از يک چاپگر سه‌بعدي مدلسازي رسوب ذوب شده 300 دلاري استفاده کردند که اجسام را با قرار دادن لايه‌هاي متوالي مواد مذاب روي يکديگر مي‌سازد. در اين پروژه، آن‌ها از (polylactide (PLA استفاده کردند که يک واسطه چاپ رايج است.

نازل چاپگر براي ايجاد هر مو، اول يک لکه کوچک از ماده مذاب PLA را بر روي يک پايه نصب شده (مانند سر يک عروسک ترول) بر روي بستر چاپ مي‌ريزد. سپس نازل و بستر چاپ به سرعت و به صورت افقي از يکديگر جدا شده و باعث مي‌شوند که پلاستيک به شکل يک رشته بين آن‌ها کشيده شود. اين فرآيند بار‌ها و بارها تکرار شده که طي آن‌ها، نازل هر لکه جديد را در يک الگوي توري با فاصله خيلي کم مي‌ريزد. اين فرآيند هنوز يک فرآيند سريع نيست چرا که کاشت مو در محدوده‌اي به اندازه 10 ميلي‌متر مربع حدود 20 تا 25 دقيقه طول مي‌کشد. همچنين اين کار نيازمند هيچ سخت‌افزار اضافي نبوده و تمام چيزي که لازم دارد، برنامه‌ريزي مجدد چاپگر است.

طبيعت مو توسط چگونگي نحوه اعمال آن تعيين مي‌شود. قرار دادن تصادفي اين رشته‌ها منجر به اين مي‌شود که محصول نهايي به طور طبيعي‌تري جلوه کند، در حالي که قرار دادن دقيق‌تر مي‌تواند براي ايجاد مواردي مانند موي مسواک مورد استفاده قرار گيرد. علاوه بر اين، اگر از موادي مانند ABS استفاده شود، ساخت مو با خاصيت مغناطيسي ممکن خواهد شد.


 آيا مي دانيد؟ 

آيا مي‌دانيد بام ايران استان چهار محال بختياري است

آيا مي‌دانيد هر فردي در طول 24 ساعت 23 هزار بار نفس مي كشد

آيا مي‌دانيد تنها درياچه آب شيرين ايران درياچه پريشان در كازرون است

آيا مي دانيد بلندترين نقطه ايران قله دماوند است

آيا مي‌دانيد 60 گاو قادر هستنددر عرض كمتر از 1 روز 1 تن شير توليد كنند!

آيا مي‌دانيد پروانه ها 1200 چشم دارند!

آيا مي‌دانيد گربه و سگ مي توانند راست دست يا چپ دست باشند.

آيا مي‌دانيد خرس ها 42 دندان دارند

آيا مي‌دانيد لايه بيروني پوست انسان هر 2 هفته يکبار با سلول‌هاي جديد تعويض مي‌شود

آيا مي دانيد ابتلاي يک نوزاد به ديابت از طرف مادر ديابتي 1.5 درصد و از طرف پدر ديابتي 6 مي‌باشد

آيا مي‌دانيد «Dreamt» تنها کلمه‌ايست که در زبان انگليسي با mt تمام مي‌شود

آيا مي‌دانيد «يويو» اولين بار به عنوان يک سلاح در فيليپين استفاده مي‌شد

آيا مي‌دانيد مغز در هنگام خواب فعالتر از وقتي‌ است که تلويزيون مي‌بينيد


هزارپايي فريبنده و زيبا

قسمت دوم

البته ترديدي نيست که اين مکانيزم در نوع خود بسيار سودمند و دفاعي است چراکه هزارپايان جواهرنشان هيچگونه ابايي از پرسه زدن روي درختان و شاخ و برگ آنها ندارند و اين درحالي است که گونه هاي معمولي هزارپايان معمولا در زير برگ ها خود را پنهان مي کنند و اين کار شايد حکم نوعي قمار را براي جواهرنشان ها داشته باشد چراکه فضاي بي پايان جنگل هاي استوايي مملو است از پرنده ها و زنبورها و مورچه هايي که هر گوشه اي را به دنبال يافتن غذا زير و رو مي کنند.

جالب است بدانيد که هزارپايان جواهرنشان خويشاونداني به نام limacodid دارند که از اقدام مقابله اي متفاوتي بهره مي گيرند: نيش زهرآلود. اين گونه نسبت به انواع جواهرنشان کندتر حرکت مي کند و علت سرعت بالاي آنها نيز روشن است: اين موجودات قادرند به صورت موقتي دشمنان خود را ناتوان کنند در حالي که انواع limacodid مي توانند دشمن را با يک نيش نابود کرده و براي اين کار هم نيازي به سرعت بالا ندارند. جانزن مي گويد: اين موجودات آهسته حرکت مي کنند و به دشمنان خود هشدار مي دهند که در صورت لمس شدن، آسيب هاي جدي خواهند ديد.

سوال اينجاست؟ علت اين ميزان خشونت از سوي گونه ياد شده چيست؟ در واقع مشکل اين است که اين گوشت هاي متحرک زماني که با سرعت پاييني حرکت مي کنند به طعمه اي لذيذ و بسيار خوب براي جانوران ديگر بدل مي شوند و به همين دليل معمولا خود را زير برگ ها پنهان مي کنند يا اينکه پس از حضور در فضاي آزاد دست به اقدامات مقابله اي ياد شده مي زنند. اين نيش ها فوق العاده اثرگذار هستند اما گونه جواهر نشان ترجيح داده که شيوه اي ژلاتيني را براي مقابله با دشمنانش انتخاب نمايد.

البته اين را هم نبايد فراموش کرد که مکانيزم غيرقابل نفوذ هزارپاي جواهر نشان نيز ايرادات و ضعف هاي خود را دارد. براي نمونه نوع خاصي از انگل وجود دارد که با اطلاع از اين مکانيزم دفاعي، از قسمت شکم به هزارپاي جواهرنشان حمله مي کند و سپس وارد بدن آن شده و در آن زندگي خود را ادامه مي دهد. هزارپا همچنان مواد مغذي بدن خود را در اختيار آن انگل قرار مي دهد و هرچه وزنش بيشتر مي شود، انگل نيز به منابع غذايي بيشتري دسترسي پيدا مي کند.

سپس کرم حشره درون بدن هزارپا از نقطه اي شروع به خوردن بدن ميزبان خود مي کند و ظرف کوتاه ترين زمان ممکن کل فضاي دروني بدن آن را مي خورد. حالا يک کرم حشره بسيار بزرگ را داريم که تحمل فضاي محصور بدن هزارپا برايش دشوار است و ترجيح مي دهد با ايجاد حفره اي درون آن، خود را به جهان خارج برساند يا اينکه در برخي موارد نيز همين خانه کوچک را بهتر از هر جاي ديگري مي داند و همانجا تبديل به شفيره مي شود.

اما در پاره اي از موارد نيز، هزارپا فرايند تبديل شدن به پروانه را درون پيله اش آغاز کرده که با چنين سرنوشتي روبرو گرديده و آنچه مي بينيد صرفا پوسته اي درخشان و زيبا از بدن يک هزارپاي جواهر نشان است که درون پيله اش قرار دارد و هيچگاه به پروانه تبديل نمي شود.


با گل‌هاي زيبا و عجيب دنيا آشنا شويد

ارکيده Cattleya


 
سياسي
خبر دانشگاه
دانستني ها
پزشكي
استانها
انرژي
اقتصادي
اجتماعي
هنري
ورزشي
آگهي