جستجوي پيشرفتهبرو جستجو
ارتباط با ماآرشيوشناسنامه صفحه اصلي
تاریخ 1396/05/22 - روزنامه سراسري صبح ايران(يكشنبه) نسخه شماره 5623


تعداد نئاندرتال‌ها دهها هزار تن بيشتر از محاسبات پيشين بوده است


ثبت سريع‌ترين پالس نور


عجيب و جالب


آيا مي دانيد؟


 تعداد نئاندرتال‌ها دهها هزار تن بيشتر از محاسبات پيشين بوده است 

 محققان دانشگاه يوتاي آمريکا در تحقيقات جديد خود متوجه شده‌اند که تعداد انسان‌هاي نئاندرتال در گذشته بيشتر از دهها هزار نفر بوده است.به گزارش ايسنا و به نقل از ديلي‌ميل، بسياري از تحقيقاتي که پيش از اين انجام شده بودند نشان مي‌دادند که تعداد انسان‌هاي "نئاندرتال"( Neanderthals) در زمين حدود 1000 تن بوده است.

صدها هزار سال پيش از اين قبل از آنکه انسان‌هاي خردمند در زمين پيدا شوند، نئاندرتال‌ها و "دنيسووان‌ها"( Denisovans) در زمين زندگي مي‌کردند که هنوز ارتباط بيولوژيک بين آنها شناسايي نشده است.

در مطالعه جديدي که بر روي دي.ان.اي‌هاي اين انسان‌هاي نخستين انجام شده رازهايي از اين ارتباط برملا شده است؛ هرچند که برخي از يافته‌هاي اين تحقيق با نظريه‌هاي معمول در رابطه با تکامل انسان تناقض دارد.

براساس يافته‌هاي اين تحقيق تغيير ماهيت انسان‌هاي اوليه به دو دسته نئاندرتال و دنيسووان 300 هزار سال زودتر از آنچه تصور مي‌شد رخ داده است يعني حدود 744 هزار سال پيش از اين.

بررسي محققان نشان مي‌دهد گونه‌هايي از انسان‌هاي اوليه که بين 200 تا 600 هزار سال قبل در آفريقا، اروپا و غرب آسيا مي‌زيسته‌اند، نئاندرتال‌هاي اوليه بوده‌اند.

تيم تحقيقاتي دانشگاه يوتا به سرپرستي پروفسور "آلن راجرز"(Alan Rogers)، يک روش آناليز جديد با استفاده از تاريخچه‌ دي.ان.اي‌هاي انسان‌هاي اوليه طراحي کردند که در آن نمونه‌هاي نئاندرتال‌ها و دنيسوان‌ها نيز ديده مي‌شد.

يافته‌هاي آنها نشان مي‌دهد که جد مشترک اين گونه‌ها پس از پخش شدن انسان‌هاي خردمند امروزي، به تدريج منقرض شده‌اند و سپس پس از گذشت 300 نسل، اين دو رده به طور کامل از هم جدا شده‌اند.

پس از اين جدا شدن، جمعيت نئاندرتال‌ها به بيش از چند 10 هزار تن رسيده که بيشتر در منطقه اوراسيا پراکنده بوده‌اند.

اين تعداد زياد بسياري از ژن‌هاي خود را به انسان امروزي منتقل کرده‌اند و طبق بررسي‌ها در هر منطقه‌اي که تراکم جمعيت نئاندرتال‌ها بيشتر بوده است، تعداد ژن‌هايي که از آنها به ساکنان بومي امروزي آن مناطق رسيده بيشتر از ديگر مناطق بوده است.

در ژنوم انسان 3.5 ميليارد محل نوکلوئوتيد وجود دارد که برخي از ژن‌هاي آنها در طول زمان جهش پيدا کرده‌اند.

اگر والدين جهش را به فرزندان خود منتقل کنند، اين جهش در کل نسل تسري پيدا مي‌کند. دانشمندان از اين جهش‌ها استفاده مي‌کنند تا بتوانند به تاريخچه نژادي افراد دست پيدا کنند و بر اين اساس بفهمند در هر نژاد چه ميزان از ژن‌ها و دي.ان.اي‌هاي انسان‌هاي اوليه وجود دارد.

پروفسور راجرز در اين رابطه افزود: ما به دنبال اثري از انسان‌هاي نخستين در ژن‌هاي انسان امروزي مي‌گرديم که با اينکه ميزان آن کم است اما همچنان وجود دارد.

محققان دو نمونه فسيل به دست آمده از انسان‌هاي نخستين را که در غارهاي سيبري کشف شده بود با يک دسته 100تايي از ژنوم‌هاي انسان‌هاي امروزي مقايسه کردند. اين ژنوم‌ها متعلق به انسان‌هايي از چين، شمال اروپا و آمريکا بوده است.

طي بررسي چندين ميليون نطفه نوکلئوتيدي، محققان به 10 الگوي متفاوت دست يافتند و متوجه شدند که در صورتي که نظريه‌هاي پيشين درست بوده باشند مي‌بايست ميزان شباهت‌ها بيشتر مي‌بود اما اينگونه نيست و گويا بايد تاريخ جديدي براي ژنتيک انساني و ارتباطات آن نوشته شود.

انسان نئاندِرتال (Homo neanderthalensis) گونه‌اي از سرده انسان بود که در اروپا و قسمت‌هايي از غرب آسيا، آسياي مرکزي و شمال چين (آلتاي) سکونت داشتند.

اولين نشانه‌ها از نئاندرتال‌هاي اوليه به حدود 130.000 تا 230.000 سال پيش در اروپا برمي‌گردد. . 130 هزار سال پيش، مشخصه‌هاي کامل نئاندرتال‌ها ظاهر شدند و در 50 هزار سال قبل نئاندرتال‌ها ديگر در آسيا ديده نشدند، با اين وجود نسل آنها در اروپا در حدود چهل هزار سال پيش منقرض شد. با توجه به اينکه انسان امروزي در پنج هزار سال پيش از انقراض آنها وارد اروپا شد، احتمالاً اين دو گروه انساني با هم تماس‌هايي داشته‌اند.

برخي ژن‌ها ميان نئاندرتال‌ها و انسان امروزي مشترک است. اين به آن دليل است که نئاندرتال‌ها و اجداد انسان مدرن زمانيکه تازه از آفريقا بيرون آمده بودند با يکديگر آميزش داشتند.

بدن نئاندرتال‌ها براي زندگي در آب و هواي سرد سازگاري يافته بود، بطور مثال آنها کاسه سر بزرگ داشتند، کوتاه قامت اما بسيار قوي بودند و داراي بيني بزرگي بودند، ويژگي‌هايي که مطلوب آب و هواي سرد است.

طبق تخمين‌ها اندازه کاسه سر آنها و مغزشان بزرگتر از انسان‌هاي مدرن بوده‌ است، با اين وجود در اين بررسي‌ها بدن قوي‌تر آنها در مقايسه با انسان‌هاي امروزي در نظر گرفته نشده‌ است. بطور ميانگين، نئاندرتال‌هاي مذکر داراي قد 165 سانتي‌متر، از نظر وزني سنگين و به دليل فعاليت بدني زياد داراي استخوان‌بندي قوي بوده‌اند. بلندي زن‌هاي نئاندرتال بين 153 تا 157 سانتي‌متر بوده‌ است.

انسان‌تبار دنيسووان نام جمعيتي از انسان‌تباران است که باقي‌مانده دو نفر از ايشان در غار دنيسووا در رشته‌کوه آلتايي سيبري جنوبي کشف شده است. پژوهشگران معتقدند اين نوع از انسان که حدود 30 تا 50 هزار سال پيش زندگي مي‌کرده، با انسان خردمند هم‌زيستي داشته است. شواهد به‌دست‌آمده تنها بخشي از انگشت دست يکي از مادينگان جوان اين گونه است.در دسامبر سال 2010، گروهي از دانشمندان با بررسي ژن‌هاي استخوان انگشت يک انسان‌تبار دنيسووان کشف کردند که اين گروه با نئاندرتالها مربوط بوده و با نياکان انسان‌هاي امروزي منطقه ملانزي وصلت کرده‌ بودند.


 ثبت سريع‌ترين پالس نور 

 
گروه تحقيقاتي دانشگاه فلوريداي مرکزي سريع‌ترين پالس نور را با استفاده از تابش اشعه ايکس 53 اينچي ثبت کرد.به گزارش ايسنا و به نقل از فيز، سرپرست اين تحقيق پروفسور زنگو چانگ در سال 2012 نيز سريع‌ترين پالس نورافشاني آن زمان را با شدت 67 درصد ثبت کرده است.

اين پالس نوري در يک quintillionth از يک ثانيه به طور غير قابل تصور سريع است.دوربين‌ها با سرعت بالا قادرند ويدئوهاي حرکت آهسته‌اي از حرکت گلوله را ثبت کنند و اين پالس نور به دانشمندان اجازه مي‌دهد تصاويري از حرکت سريع الکترون‌ها در اتم‌ها و مولکول‌ها با شفافيت بي‌سابقه ارائه دهند.

پالس چانگ نشان مي‌دهد که نه فقط طول مدت انتشار کوتاه است بلکه طول موج نيز کوتاه است. نور جديد در منطقه مهم طيفي که به اصطلاح "پنجره آب" نام دارد مي‌رسد و در اين منطقه اتم هاي کربن قدرت جذب بالا دارند اما آب چنين خصوصيتي ندارد.

چانگ استاد کالج اپتيک و فوتونيک و بخش فيزيک CREOL اظهار کرد: از چنين اشعه‌هاي X-Ray مي‌توان براي فيلمبرداري از حرکت آهسته الکترون‌ها و اتم‌هاي مولکول‌هاي بيولوژيکي در سلول‌هاي زنده استفاده کرد. به طور مثال بهبود بهره‌وري از پنل‌هاي خورشيدي و درک بهتر چگونگي فتوسنتز از ويژگي‌هاي خاص کشف جديد است.

اشعه ايکس با الکترون‌هاي ماده ارتباط برقرار کرده و نشان مي‌دهد که کدام الکترون‌ها در کدام اتم حرکت مي‌کنند و روشي براي تحقيق در مورد فرآيندهاي سريع در مواد با خاصيت عناصر شيميايي است. اين قابليت در توسعه تراشه‌ها و حافظه در نسل بعدي گوشي‌هاي همراه و رايانه‌ها است که هزار بار سريع‌تر از دستگاه‌هاي امروزي هستند.

روش ابتکاري چانگ و گروه وي توليد اشعه‌ايکس با قدرت محرک‌هاي بالا و ليزر femtosecond با طول موج طولاني است.


 عجيب و جالب 

 ساخت لامپ با استفاده از نوک مداد

اعضاي پژوهش‌سراي شهيد طاهر اسدنيا، نوک يک مداد گرافيتي را تبديل به يک منبع نور کردند.

به گزارش آنا به نقل از ستاد ارتباطات و اطلاع رساني جايزه مصطفي(ص)، در گذشته‌هاي دور، پيش از آن که اديسون، لامپ رشته‌اي را اختراع کند، نور و داشتن يک چراغ هميشه روشن در ظلمات شب، رويايي بيش نبود! امروز هم با رفتن برق، دنياي ما به همان تاريکي گذشته برمي‌گردد و با چند شمع و يا چراغ گازي براي مدتي از تاريکي رهايي پيدا مي‌کند. در آن دوران کشف اديسون يک اتفاق جهاني بود که تمام مردم را متحير کرد اما امروزه يک دانش‌آموز دبيرستاني هم مي‌تواند با استفاده از علم و ابزار از انرژي الکتريکي، انرژي نوراني توليد کند.

يکي از گروه‌هاي برگزيده نخستين دوره «مسابقه دانش‌آموزي نور؛ گراميداشت ابن هيثم»، با انجام آزمايشي با استفاده از نوک مداد که از جنس گرافيت است، سيم و باتري ماشين، انرژي الکتريکي را تبديل به انرژي نوراني کردند.

محمدنبي سلطاني نژاد، محمد فتح آبادي و عليرضا ميرزايي، از پژوهش‌سراي شهيد طاهر اسدي نيا، استان مرکزي، در توضيح آزمايش خود نوشته‌اند: «ما در اين آزمايش نوک مداد که از جنس گرافيت است را توسط دو سيم رابط به باتري ماشين وصل کرده‌ايم، جريان الکتريکي از باتري، سيم و نوک مداد عبور کرده و باعث گرم شدن نوک مداد مي‌شود تا حدي که نوک مداد شروع به نور افشاني مي‌کند. به علت دماي زياد نوک مداد، نور تابشي از آن تقريبا به رنگ سفيد است، البته بعد از مدت کوتاهي بر اثر گرماي زياد ايجاد مي‌شود و اکسيد شدن نوک مداد، گرافيت به مرور زمان متلاشي مي‌شود. در اين آزمايش انرژي الکتريکي به انرژي نوراني تبديل شده است؛ در واقع يکي از متداول‌ترين روش‌هاي توليد انرژي نوراني استفاده از انرژي الکتريکي (مثل انواع لامپ‌هاي مختلف) است».

گفتني است سال گذشته، مسابقه دانش‌ آموزي نور؛ گراميداشت ابن هيثم با 200 اثر برگزيده از آزمايش‌هاي علمي در رابطه با نور به کار خود پايان داد. امسال هم «مسابقه دانش‌­آموزي نور؛ گراميداشت جکي يينگ» از ابتداي آذرماه سال گذشته در قالب نمايش علمي با ساخت فيلم‌­هاي 60 ثانيه‌­اي از هرگونه آزمايش علمي و در سطح دانش‌آموزان برخي کشورهاي منطقه شروع شده است.

وقتي يک قاشق آب ماهواره را حرکت مي‌دهد

محققان سيستم نيرو محرکه جديدي ساخته‌اند که با تبديل يک قاشق آب به بخار، ماهواره‌هاي کوچک را در فضا حرکت مي‌دهد.

به گزارش مهر، محققان سيستم ميکرونيرو محرکه کوچکي ساخته‌اند که با قطرات تقطير شده آب ماهواره‌هاي کوچک را حرکت مي‌دهد.

اين سيستم براي ماهواره‌هاي کوچک CubeSate ساخته شده و با استفاده از مويرگ‌هاي ريز، آب را جذب و سپس آن را به بخار تبديل مي‌کند. به اين ترتيب نوعي نيروي پيشرانه ايجاد مي‌کند. مشابه اين فرايند در پرينترهاي جوهر افشان انجام مي‌شود. اين روش را مي‌توان براي کنترل ارتفاع و مانورهاي ديگر در فضاپيماهاي کوچک به کار برد.

جالب آنکه مي‌توان با اين روش از محيط‌هاي فضايي مملو از آب (مانند فوبوس، قمر مريخ) به عنوان يک ايستگاه تامين سوخت استفاده کرد.

ماهواره‌هاي CubeSat فضاپيماهاي ارزان و کوچکي هستند که هر روز بر محبوبيت آنها افزوده مي‌شوند. مي‌توان از اين ماهواره‌ها به شکل يک شبکه بزرگ استفاده کرد که تصاويري با کيفيت بالا ثبت مي‌کنند يا محيط را بررسي مي‌کند. جالب آنکه ماهواره‌هاي کوچک حتي قابليت انجام نظارت‌هاي نظامي را دارند.

در اين روش مويرگ‌هايي با عرض حدود 10 ميکرومتر ويژگي‌هاي ميکروسکوپي آب را مهار مي‌کنند. سپس سيستم با کمک بخاري‌هايي کوچک در انتهاي مويرگ بخار آب را مي‌سازد تا نيروي پيشرانه فراهم شود. اين مويرگ‌ها همزمان با فعال کردن بخاري‌ها قابليت خاموش و روشن شدن دارند.

در آزمايش‌ها محققان در چهار سيستم FEMTA داخل يک ماهواره نمونه به اندازه يک قاشق چايخوري آب ريختند و آن را در خلاء آزمايش کردند. نرخ نيروي پيشرانه به قدرت اين سيستم 230 ميکرون نيوتن به ازاي هر وات بود.


 آيا مي دانيد؟ 

 هوش مصنوعي کالاي اصل را از بدل تشخيص مي دهد

شناسايي اجناس اصل و غيرتقلبي از بدل هاي قلابي و بي کيفيت چالشي مهم در بسياري از کشورهاي دنياست و حالا هوش مصنوعي اين مشکل را هم برطرف کرده است.

به گزارش مهر به نقل از ساينس ديلي، گروهي از محققان سازوکار منحصر به فردي را ابداع کرده اند که در قالب آن الگوريتم هوش مصنوعي خاصي براي تميز دادن کالاهاي اصلي از تقلبي به کار گرفته مي شود. اين الگوريتم که توانايي خودآموزي و ارتقاي توانمندي هاي خود را نيز دارد در سيستم ها و دستگاه هاي مختلف قابل به کارگيري است و از اين طريق قاچاقچيان و فروشندگان محصولات تقلبي ديگر نمي توانند سر مشتريان خود کلاه بگذارند.

محققان دانشگاه نيويورک مي گويند از طريق الگوريتم ياد شده شناسايي ويژگي هاي منحصر به فرد و بسيار کوچک کالاهاي اصل که براي انسان قابل تشخيص نيست، ممکن مي شود و لذا دستگاه مجهز به اين الگوريتم به سادگي تشخيص مي دهد که کدام کالا اصل و کدام يک تقلبي است.

امروزه توليد مدل هاي تقلبي کالاهاي مشهور و پرطرفدار به چالشي جدي مبدل شده و بررسي ها نشان مي دهد 7 درصد از تجارت جهان مربوط به کالاهاي تقلبي است. در حال حاضر روش هاي مختلفي براي شناسايي کالاهاي تقلبي وجود دارد، اما اکثر اين روش ها مستلزم دستکاري کالاهاي مشکوک و آسيب زدن به آنهاست.

الگوريتم هوش مصنوعي مذکور داراي يک پايگاه داده متشکل از بيش از سه ميليون تصوير از مواد مختلف مانند پارچه، چرم، قرص، مواد الکترونيکي، اسباب بازي، کفش و غيره است و دقت آن 98 درصد اعلام شده است.

باتري که با بزاق کار مي‌کند

محققان دانشگاه بيرمنگهام باتري ساخته‌اند که قادر به برق‌رساني به يک لامپ ال‌اي‌دي با استفاده از يک قطره بزاق است.

به گزارش گيزمگ، باتري جديد از سلول‌هاي سوختي ميکروبي(MFCs) بهره مي‌برد؛ اين سلول‌ها از باکتري‌ها براي انجام واکنش‌هاي اکسايش/کاهش استفاده مي‌کنند و اين امر موجب جابجايي الکترون‌ها بين مولکول‌ها و در نهايت توليد برق مي‌شود.

سلول‌هاي سوختي ميکروبي به کار رفته در ساخت باتري جديد در واقع، سلول‌هاي غيرفعال خشک و منجمد اگزوالکتروژنيک هستند؛ مي‌توان اين سلول‌ها را براي مدت‌هاي طولاني نگهداري کرد و با افزودن بزاق به آن‌ها، ظرف دقايقي برق توليد کرد.

تيم علمي با آزمايش اين باتري توانست به تراکم برق چند ميکرووات در سانتي‌متر مربع دست يابد و اين ميزان، براي روشن‌کردن يک لامپ ال‌اي‌دي کفايت مي‌کند.

دانشمندان اميدوارند بتوان از اين باتري براي برق‌رساني به ابزارهاي تشخيصي يک بار مصرف در کشورهاي در حال توسعه بهره برد. اين ابزارها در هر بار، نيازمند دهها ميکرووات برق براي عملکرد چند دقيقه هستند.

جزئيات اين مطالعه در مجله Advanced Materials منتشر شد.

کشف جمجمه بچه ميمون 13 ميليون ساله

محققان جمجمه بچه ميموني 13 ميليون ساله را در کنيا کشف کرده اند. گونه اين ميمون شباهتي به گونه هاي فعلي ندارد.

به گزارش مهر به نقل از واشنگتن پست، جمجمه گونه ناشناخته اي از ميمون در کنيا کشف شده است. اين جمجمه 13 ميليون ساله Alesi نام گرفته است. محققان تخمين مي زنند قدمت آن به دوره ميوسين (Miocene) برسد. در اين زمان گونه هاي مختلف ميمون ها در منطقه اوراسيا گسترده تر شدند.

جمجمه کشف شده به هيچ يک از ميمون هاي فعلي شباهتي ندارد. دانشمندان معتقدند جمجمه مذکور به يک بچه ميمون گيبون تعلق دارد.

اين تحقيق توسط گروهي از محققان بين المللي انجام شده است.


 
سياسي
خبر دانشگاه
دانستني ها
پرشكي
استانها
انرژي
اقتصادي
اجتماعي
هنري
ورزشي
آگهي