جستجوي پيشرفتهبرو جستجو
ارتباط با ماآرشيوشناسنامه صفحه اصلي
تاریخ 1396/05/28 - روزنامه سراسري صبح ايران (شنبه) نسخه شماره 5628


بررسي يک جسد موميايي با 6/3 متر قد و دو سر


اين روباتها در صورت زخمي شدن خود را ترميم مي کنند


عجيب و جالب


آيا مي دانيد؟


 بررسي يک جسد موميايي با 6/3 متر قد و دو سر 

 نام غول‌ها را هميشه در داستان‌ها شنيده‌ايم اما جالب است بدانيد که نمونه موميايي‌شده يک غول دو سر در جهان وجود دارد که «کاپ داوا» نام دارد.

به گزارش آنا به نقل از AncientOrigins، تايتان‌هاي يوناني، غول‌هاي چندگانه اسکانديناوي، غول پانگوي چيني و غول‌هاي جالوت کتاب مقدس، نمونه‌هايي از اين موجودات غول‌پيکر در فرهنگ‌هاي مختلف هستند.

همين روايت‌ها و داستان‌ها موجب مي‌شود که بسياري از مردم به اين فکر بيفتند که آيا واقعا اين غول‌ها وجود داشتند؟ يکي از اين غول‌ها «کاپ داوا» نام دارد که يک غول پاتاگونايي است که در سواحل آمريکاي جنوبي کشف شده است. جسد کشف‌شده اين غول نه تنها خيلي خيلي بزرگ است، بلکه دو سر دارد!

استخوان‌هاي غول در بالتيمور

غول کاپ داوا 3/6 متر طول دارد و بدنش هم‌اکنون در موزه‌اي در بالتيمور آمريکا نگهداري مي‌شود. به اين غول، غول پاتاگونيايي گفته مي‌شود. گفته مي‌شود که پاتاگونيا سرزميني است که غول‌ها مدت‌ طولاني‌اي در آن زندگي کرده‌اند. افسانه غول‌هاي پاتاگونيايي به داستاني برمي‌گردد که توسط فرديناند ماژلان نقل شده است.

ماژلان و همراهانش زماني که در يکي از سواحل آمريکاي جنوبي پهلو گرفتند، براي اکتشاف در اين جزيره به راه افتادند و با بومي‌هايي برخورد کردند که دو برابر يک مرد معمولي بودند. اين احتمال وجود دارد که برخي از مردم بومي اين منطقه قدي بلندتر از ميانگين قد اروپاييان در آن زمان داشته‌اند.

البته ممکن است که در مورد اين اختلاف قد، اغراق و در نهايت منجر به به وجود آمدن داستان‌هايي در مورد غول‌هاي سرزمين پاتاگونيا شده باشد. آيا ممکن است غول‌هاي واقعي ديگري در پاتاگونيا وجود داشته باشند و کاپ داوا نمونه‌اي از آنها باشد؟

تاريخ‌ها يا اسطوره‌ها

جالب است بدانيد که دو داستان متناقض در مورد کاپ داوا نقل شده است. داستان اول مي‌گويد که کاپ داوا توسط ملوانان اسپانيايي حدود سال 1673 در سواحل پاتاگونيا کشف شد. ملوانان اين غول را گرفتند و به کشتي خود بردند و به دکل بستند. وقتي که کاپ داوا خود را از دکل آزاد کرد، شروع به زد و خرد با آنها کرد و در نهايت به دليل اصابت نيزه با قفسه سينه‌اش کشته شد. سپس بدن او موميايي شد و بعدها در قرن نوزدهم به بريتانيا و سپس آمريکا فرستاده شد.

داستان دوم نقل مي‌کند که اين غول در حالي که در يک جزيره مرده بوده و يک تير در قفسه سينه‌اش وجود داشته، کشف مي‌شود. در اين داستان، جسد کاپ داوا توسط بوميان پاراگوئه يافت مي‌شود که آنها به رسم مراسم مذهبي خود، بدن اين غول را موميايي مي‌کنند. بعدها اين داستان به گوش جورج بيکل، کاپيتان قايق بادي بريتانيايي، رسيد و وي خود را به پاراگوئه رساند و بدن موميايي‌شده غول را به سرقت و آن را به بريتانيا برد.

تصوير کامل از بدن کاپ داوا

اختلاف نظرهايي در مورد صحت اين داستان‌ها وجود دارد. برخي معتقدند که اين داستان واقعي است و برخي کاملا موافقند که دروغ محض است. براي اين کار دانشمندان شواهدي را بررسي کرده‌اند که ببينند احتمال کدام يک بيشتر است.

آيا وجود مرد دو سر 4 متري ممکن است؟

اگر چه وجود يک غول واقعي دو سر به نظر خيلي دور از ذهن مي‌رسد اما بهتر است بدانيد که تاکنون يک اژدعاي واقعي و يک ترول (غول ساکن غار) واقعي کشف شده‌اند و همين امر وجود چنين موجودي را نفي نمي‌کند. به غير از اين، هم‌اکنون نيز افرادي در دنيا وجود دارند که قدي کاملا غيرمعمول دارند.

رابرت وادلو

گفتني است که بلند قدترين انسان در جهان که نام آن ثبت شده است، «رابرت وادلو» است که بين سال‌هاي 1918 تا 1940 زندگي مي‌کرد و 2/5 متر قد داشت و قدش تا آخر عمر در حال رشد بود. او به طور ناگهاني در 22 سالگي فوت شد.

اگرچه افرادي يافت شده‌اند که بيش از 2/5 متر قد دارند اما تاکنون هيچ انسان زنده يا بقاياي اسکلتي کشف نشده است که قدش 3/6 متر باشد. اگرچه ممکن است کسي تا اين حد رشد کند اما اين ميزان قد عوارض سلامتي زيادي براي شخص خواهد داشت و زندگي کردن را براي او سخت خواهد کرد. دليل اين که وادلو درگذشت، آن بود که پاهايش به علت تحمل وزن بسيار زياد تاول مي‌زد. اين تاول‌ها در نهايت عفوني شدند و وادلو از عوارض مربوط به عفونت جان خود را از دست داد. حال تصور کنيد شخصي 3/5 متر قد دارد. اين مشکلات براي او چندين برابر خواهد شد.

در مورد دو سر بودن هم بايد گفت که هم در انسان و هم در حيوانات نمونه‌هاي دوسري ديده شده است. بيماري‌اي با نام «dicephalic parapagus» موجب مي‌شود که دوقلوها با يک تن و دو سر به دنيا بيايند. در اکثر موارد نوزاداني که به اين شکل به دنيا مي‌آيند، به سن بلوغ نمي‌رسند اما با اين حساب باز هم موارد نادري وجود دارد که به سن بلوغ هم رسيده‌اند. البته اگر اندام‌هاي حياتي دوقلوهاي به هم چسبيده مثل قلب، معده و ريه دو تا باشد، شانس زنده ماندن‌شان بيشتر مي‌شود. در اين صورت آنها به بزرگسالي هم مي‌رسند اما باز اين مورد هم بسيار کمياب است.

براي اينکه فرض کنيم که کاپ داوا واقعي است، ما بايد دو سناريوي بسيار نامعلوم را در يک زمان قبول داشته باشيم. ابتدا بايد فرض کنيم که اين کاپ داوا با وجودي که يک دوقلوي دو سر بوده، اما طول عمر زيادي داشته است و دوم فرض کنيم با وجودي که او قد بسيار بلندي داشته، هيچ مشکل سلامتي‌اي نداشته و در کمال قدرت و سلامت به بزرگسالي رسيده و قدرتش آنقدر زياد بوده که توانسته است با گروه کثيري از ملوانان بجنگد.

گفتني است که بدن کاپ داوا در دهه 1960 مورد بررسي پزشکان قرار گرفت و آنها متفق‌القول گفتند که هيچ نشانه‌اي از جعلي بودن بدن او وجود ندارد و اين بدن واقعا متعلق به يک انسان يا غول بوده است.

با اين حال، کارشناسان هنوز بررسي نکرده‌اند که آيا کاپ داوا دوقلويي است که به dicephalic parapagus مبتلا بوده يا اينکه آناتومي داخلي او به اين شکل بوده است. در واقع اين سوال نشان مي‌دهد که غول‌ها وجود خارجي داشتند يا فقط تو داستان‌ها بودند.


 اين روباتها در صورت زخمي شدن خود را ترميم مي کنند 

 
محققان نوعي پوست مصنوعي انعطاف پذير براي روبات ها ساخته اند که خود را ترميم مي کند.به گزارش از ديجيتال ترندز، محققان دانشگاه Vrije در بروکسل نوعي پوست مصنوعي ساخته اند که قابليت هاي خودترميمي را تقليد مي کند. اين پوست، زخم و جراحات وارده به روبات ها هنگام انجام عمليات را ترميم مي کند.

به گفته کارشناسان توسعه بيشتر اين فناوري به روبات هاي جنگنده (مانند ترميناتور) کمک مي کند خود را ترميم کنند تا بتوانند به مبارزه ادامه دهند.

اکنون مدتي است که محققان دانشگاه Vrije مشغول آزمايش نرم روبات ها هستند. اين نوع روبات از مواد انعطاف پذير و با الهام از بافت بدن انسان ساخته مي شود.انعطاف پذيري کاربردهاي مختلفي را براي نرم روبات ها ايجاد مي کند مانند برداشتن و کنترل اشياي نرم در صنايع غذايي يا انجام عمل هاي جراحي کوچک و غير تهاجمي.

همچنين آنها نقشي مهم در توليد پروتزهاي طبيعي دارند. اما اين مواد نرم هميشه در خطر بريدگي يا فشردگي قرار دارند. در اين حالت بخش هاي آسيب ديده بايد جايگزين شوند اما در روش جديد در نرم روبات ها از نوعي پليمر لاستيکي استفاده مي شود که قابليت ترميم خود را دارد.

به گفته پروفسور برام واندربروگ مدير اين پروژه تحقيقاتي، با استفاده از اين ماده مي توان روبات هايي سبک تر و ايمن تر ساخت. همچنين اين روبات ها به تعميرات کمتري نياز خواهند داشت.دانشمندان براي توليد اين ماده از پليمرهاي ژله اي مانند استفاده کردند که در مجاورت گرما با يکديگر ذوب و سپس خنک شدند.

اين ماده هنگام آسيب دوباره به شکل اوليه خود بر مي گردد و به طور کامل ترميم مي شود. به همين دليل از آن در بخش هاي روباتيک (دست روبات، ماهيچه مصنوعي) استفاده
شد.اين مواد در شرايط مخصوص آزمايش شدند و پس از آسيب به طورکامل خود را ترميم کردند.


 عجيب و جالب 

 آجرهاي خورشيدي انرژي ساختمان را تامين مي کنند

محققان دانشگاهي نوعي بلوک خورشيدي ساخته اند که آفتاب را به انرژي قابل مصرف براي ساختمان تبديل مي کند.

به گزارش نيواطلس، خانه هاي آينده را مي توان از بلوک هايي ساخت که نور خورشيد را به انرژي قابل استفاده تبديل مي کنند.

محققان دانشگاه اکستر مشغول ساخت فناوري جديدي هستند که به ساختمان ها کمک مي کند انرژي مورد نياز خود را توليد و مصرف کنند.

اين بلوک ها يا مربع هاي خورشيدي (Solar Squared) طوري طراحي شده اند تا به طور نامحسوس کنار يکديگر قرار گيرد و مي توان با آنها يک ساختمان کامل ساخت يا از آن براي نوسازي بخشي از املاک قديمي استفاده کرد.

ساختار بلوک ها شباهت زيادي به بلوک هاي شيشه اي دارد که مي توان آن را جايگزين آجرهاي معمولي کرد تا نور وارد خانه شود.

هر بلوک داراي مداري هاي بصري هوشمندي است که آفتاب را در سلول هاي خورشيدي کوچکي متمرکز مي کند. به اين ترتيب توليد انرژي هر سلول افزايش مي يابد.

الکتريسيته توليد شده در اين روش را مي توان براي تامين برق خانه به کار برد يا آن را در باتري ها ذخيره کرد. حتي مي توان آن را براي شارژ خودروهاي الکتريکي به کار برد.

محققان دانشگاه اکستر اکنون درحال جستجوي سرمايه گذاري براي انجام آزمايش هاي تجاري محصول هستند. اين بلوک ها در سال 2018 ميلادي به بازار عرضه مي شوند.

گل‌ها و زنبورها هم اس ام اس بازي مي‌کنند!

پژوهش دانشمندان بريستول براي نخستين بار نشان مي‌دهد که حشرات گرده‌افشان مانند زنبور عسل قادر به پيداکردن و تشخيص سيگنال‌هاي الکتريکي هستند که از گل‌ها فرستاده مي‌شوند.

محققان دريافتند که گل‌ها هم الگوهاي سيگنال رساني خاصي براي خود دارند که با استفاده از آن مي‌توانند اطلاعات را به حشره گرده افشان مخابره کنند.

اين سيگنال‌هاي الکتريکي مي‌توانند به اتفاق ساير سيگنال‌هاي گل همکاري گروهي داشته باشند و به اصطلاح قدرت تبليغاتي خود را براي جذب حشرات افزايش دهد.

گياهان معمولا بار منفي دارند و ميدان‌هاي الکتريکي ضعيفي را ساطع مي‌کنند. از سويي ديگر زنبورها هنگام پرواز در هوا بار مثبت را دريافت مي‌کنند. زماني که زنبورها بر فراز گل‌ها پرواز مي‌کنند، در حقيقت نيروي الکتريکي اندکي به وجود مي‌آيد که مي‌تواند به طور بالقوه اطلاعات را هدايت کند.

محققان با قرار دادن الکترودهايي در ساقه‌هاي گل اطلسي متوجه شدند که هنگام پرواز زنبور عسل، پتانسيل گياه براي چند دقيقه افزايش مي‌يابد.

نکته شگفت انگيز اين تحقيق در اين است که زنبورهاي عسل مي‌توانند ميدان‌هاي الکتريکي متفاوت گل را تشخيص و آنها را از يکديگر تمايز دهند.

پژوهشگران بر اين باور هستند که موي زنبورعسل‌هاي مودار با قرار گرفتن در معرض نيروي الکترواستاتيکي به اصطلاح سيخ مي‌شود که نوعي واکنش محسوب مي‌شود.

به گفته دکتر "هيدر ويتني" يکي از نويسندگان اين پژوهش، چنين روش مخابره‌اي که در نوع خود بديع به شمار مي‌رود، نشان مي‌دهد که گل مي‌تواند به طور بالقوه حشرات گرده افشان را از وضع واقعي ذخيره شهد و گرده با خبر کند.

بر اساس اين گزارش، نتايج به دست آمده درک کلي جديدي را از قوه ادراک حشرات و ارتباطات گل در اختيار محققان قرار مي‌دهد.

اين تحقيق در مجله "Science Express" منتشر کرده است.

در فضا نمي توان گريه كرد !

در شرايط بي‌وزني در فضا، اشك مانند يك توپ بزرگ در اطراف كره چشم حلقه زده و به پايين سرازيرنمي شود.«كريس هدفيلد» فرمانده فعلي ايستگاه فضايي بين المللي (ISS)‌ دست به اقدامات مختلفي از جمله آشپزي، شستن دست، گرفتن ناخن و مسواك زدن در شرايط بي وزني در فضا كرده است، اما «گريه كردن» در گرانش صفر تنها كاري است كه اين فضانورد كانادايي قادر به انجام آن نيست.

در جديدترين فيلم ويدئويي ارسالي از ايستگاه فضايي، «هدفيلد» با ريختن آب بداخل چشم خود نشان داد كه مايع بصورت يك ستون روي صورت باقي مانده و قطرات اشك در فضا هيچگاه سرازير نمي شوند.

«هدفيلد» تأكيد مي‌كند:اگر به گريه كردن ادامه بدهيد، اين ستون مايع بزرگ و بزرگ تر شده و به يك توپ آبي تبديل خواهد شد كه بيني و در نهايت تمام صورت شما را در بر مي‌گيرد و بايد از يك حوله براي خشك كردن اشك چشم از روي صورت و گردن استفاده كنيد!فضانورد كانادايي در مجموعه فيلم هاي ويدئويي ارسالي از فضا نشان مي دهد، ساده‌ترين كارهايي كه انسان در زمين انجام مي‌دهد، در شرايط بي‌وزني فضا بسيار سخت‌ و در برخي موارد غير قابل انجام است.

منبع : konjkav.com


 آيا مي دانيد؟ 

 کنترل حرکت موش‌ها با مغناطيسم!

دانشمندان دانشگاه بوفالو، تکنيکي ارائه داده‌اند که به آن‌ها امکان کنترل مستقيم حرکات فيزيکي موش‌ها را با استفاده از مغناطيسم مي‌دهد.

به گزارش ايسنا به نقل از گيزمگ، تيم علمي با استفاده از آنچه "تحريک حرارتي-مغناطيسي" خواند، بخش‌هايي از مغز موش‌ها را فعال کرد که باعث دويدن، چرخيدن و توقف اين حيوانات مي‌شوند. محققان اميدوارند اين دستاورد بتواند در نهايت به ارائه درمان‌هاي جديد براي اختلالات جديد مغز يا حتي بيماري‌هاي ذهني بينجامد.

با شيوه جديد از آهنرباها ،براي ايجاد حرارت ملايم و فعال‌سازي نورون‌هاي خاص بهره مي‌برند. اين تحريک حرارتي-مغناطيسي بر روي موش‌هايي انجام شد که به طور ژنتيکي مهندسي شده‌ بودند طوري که سلول‌هاي موجود در نورون‌هاي هدف، کانال‌هاي يوني حساس به دما، توليد کنند.

دانشمندان سپس نانوذراتي را به داخل اين بخش‌هاي مغز تزريق کردند و در آنجا نانوذرات به نورون‌ها چسبيدند. اين ذرات از هسته هيدرواکسيدآهن-کبالت با پوشش هيدراکسيدآهن- منگنز توليد شده‌ بودند. زماني که يک ميدان مغناطيسي متناوب به اين ذرات اعمال مي‌شود، به سمت عقب و جلو حرکت مي‌کنند و اين امر موجب گرم شدن آن‌ها مي‌شود. اين موضوع به نوبه خود باعث بازشدن کانال‌هاي يوني و فعال‌شدن نورون‌هاي خاص مي‌شود.

"آرند پرال" (Arnd Pralle)، رهبر ارشد اين مطالعه، گفت: با استفاده از اين روش، مي‌توانيم گروه بسيار کوچکي از سلول‌ها را در ناحيه‌اي به عرض 100 ميکرومتر هدف قرار دهيم.

وي و همکارانش اين شيوه را بر روي موش‌ها آزمايش کردند و سه بخش مختلف مغز آن‌ها را هدف قرار دادند. با تحريک‌ کردن سلول‌هاي موجود در غشاي حرکتي اين حيوانات، آن‌ها شروع به دويدن کردند؛ همچنين تحريک کردن جسم مخطط مغز موجب چرخيدن آن‌ها و تحريک کردن بخش عميقي از مغز موش‌ها باعث توقف کامل اين حيوانات شد.

محققان اميدوارند روزي بتوانند از دستاورد جديد براي ارائه درمان‌هاي بهتر براي بيماري‌ها يا آسيب‌هايي استفاده کنند که بر نورون‌هاي خاص تاثير مي‌گذارند. از جمله اين بيماري‌ها مي‌توان به پارکينسون، فلج، صرع و شايد حتي افسردگي اشاره کرد.

آن‌ها بر اين باورند تحريک مغناطيسي-حرارتي در مقايسه با تکنيک‌هايي مانند اپتوژنتيک کمتر تهاجمي است و موش‌هايي که اين شيوه روي آن‌ها آزمايش شد، هيچ آسيبي به مغزشان نرسيد.

گام بعدي اين مطالعه، استفاده از اين روش براي تحريک‌کردن چندن بخش مغز به طور همزمان است.

جزئيات اين تحقيق در مجله eLife قابل مشاهده است.

ماهي باستاني با آرواره‌اي انساني

دانشمندان استراليايي موفق به کشف ماهي 400 ميليون ساله‌اي شده‌اند که ساختار آرواره آن مانند فک انسان است.

به گزارش پارس ناز ، ديرينه‌شناسان بر اين باورند که استخوان فک اين گونه ماهي باستاني نشان دهنده پيشرفت تکاملي فک انسان است.

يوزي هو، ديرينه شناس از دانشگاه ملي استراليا، در اين باره گفت: «اين فسيل جزئيات پيچيده‌اي از ساختار آرواره اين ماهي باستاني را نشان مي‌دهد»

دانشمندان اين ماهي را در ميان لايه‌هاي يک سنگ آهک در امتداد درياچه بورين جاک واقع در نزديکي کانبرا، پايتخت استراليا، پيدا کردند. گونه دقيق اين موجود هنوز مشخص نشده است اما محققان بر اين باورند که اين فسيل نشان دهنده گونه‌اي از ماهي زرهي به نام «پلاکودرم» يا «تخته پوستان» است.

پژوهشگران از سي تي اسکن با وضوح بالا و پرينتر سه بعدي استفاده کردند تا ساختار آرواره ماهي را بازسازي کنند. اين فرآيند به ديرينه‌شناسان کمک کرد تا قطعات آرواره ماهي را در کنار هم قرار دهند و درک بهتري از ساختار منحصر به فرد، فک اين گونه به دست آورند.

اين فسيل به طور قابل توجهي دست نخورده و سالم باقي مانده است. فرآيند تصويربرداري سه‌بعدي نشان دهنده وجود غضروف فک داخلي بود.

يوزي هو اضافه مي‌کند: «صحيح و سالم بودن اين فسيل امکان رديابي شريان‌هايي را به ما مي‌دهد که جريان خون را به آرواره‌ها و مغز مي‌رساندند».

موقعيت و ساختار شريان‌هاي سرخرگي اين ماهي، شباهت زيادي به ساختار جريان خون در صورت، آرواره‌ها و مغز انسان و پستانداران دارد.

تا همين اواخر، دانشمندان گمان مي‌کردند که پلاکودرم‌هاي منقرض شده يک بن‌بست تکاملي را عرضه کرده‌اند اما کشف گروهي از پلاکودرم‌هاي آرواره ‌دار چيني نشان داد که ارتباط نزديکي ميان اين گونه و انسان وجود دارد. دليل نامگذاري اين گونه به خاطر وجود يک استخوان در فک بالايي اين جانور، به نام «مکسيلا»، است؛ استخوان مشابهي با همين نام در فک زبرين انسان نيز وجود دارد.

آخرين يافته‌هاي گروه تحقيقاتي استراليايي ارتباط ميان انسان و پلاکودرم‌ها را تاييد مي‌کند.


 
سياسي
خبر دانشگاه
دانستني ها
پرشكي
استانها
انرژي
اقتصادي
اجتماعي
هنري
ورزشي
آگهي