جستجوي پيشرفتهبرو جستجو
ارتباط با ماآرشيوشناسنامه صفحه اصلي
تاریخ 1386/12/25 - روزنامه مستقل سراسري صبح ايران(شنبه) نسخه شماره 3003

بحثي در مورد مثنوي مولا نا از ديدگاه روانشناسي
آفرين جان آفرين پاک را
استاد: دکتر احدي - دانشجوي دکتري روانشناسي : الهه خوشنويس - قسمت دوم

كوتاه و خواندني


آشنايي با سيستم پرتال


  بحثي در مورد مثنوي مولا نا از ديدگاه روانشناسي
 آفرين جان آفرين پاک را  
  استاد: دکتر احدي - دانشجوي دکتري روانشناسي : الهه خوشنويس - قسمت دوم


مولانا يکي از شرايط رهايي را استيصال( ريشه کن ساختن , از بيخ و بن برکندن) مي داند و انسان زماني در حالت و تجربه استيصال قرار مي گيرد که کارد نفس پليد را در استخوان جان خويش لمس کند. درک عميق رنج هاي ناشي از بازي ذهني نفس است که مي تواند اهميت و جديت برخاستن و خارج شدن از حصار خود را در ما ايجاد کند. درک عميق رنج هاست که ما را به حالت طغيان عليه اين بازي تباه کننده در مي آورد.
در حال حاضر ما به علت وعده ها و فريب ها و مشغوليت هاي لذت آلود بازي خود متوجه بازي آن نيستيم , در حالت غفلت و تخدير شدگي به سر مي بريم, در داستان پير چنگي, چنگ را سمبل خود و نفس گرفته است . چنگ يا خود او يک عمر وسيله لذت , فريب و مشغوليت بوده است, در اواخر عمر متوجه فريب و بازي پوچ خود مي گردد. خطاب به چنگ  و در واقع به خود ش مي گويد:
اي بخورده خون من هفتاد سال
اي ز تو رويم سيه پيش کمال!
خرج کردم عمر خود را دم به دم
در دميدم جمله را در زير و بم
واي کز تري زير افکند خرد
خشک شد کشت دل من , دل بمرد!
واي بر تو اي مطرب نفس اي مطربي که مرا در لذت پوچ آهنگ هاي فريبنده خود سرگرم نمودي و کشتزار دلم را خشک و بي حاصل کردي!
با درک پوچي بازي و مشغوليت هاي فريب آميز و غفلت آلود آن به هوش مي آيد , به خود مي گويد: خدايا لااقل حالا به پايان خط رسيده ام بگذار چنگ را به ياد تو و براي تو به توبه نوا در آورم, و در واقع خود کريه وحقير را به عظمت حقيقت تو تسليم کنم, بنابراين :
چنگ را برداشت , شد الله جو
سوي گورستان يثرب آه گو
در گورستان که سمبل عدم و نيستي است. آنقدر گريه مي کند که از خود تهي مي شود!
چون بسي بگريست , و زحد رفت درد
چنگ را زد بر زمين و خرد کرد
از حد رفت درد, يعني عمق وخامت رنج ها و ادبارهاي خود را درک کرد و بنابراين چنگ را و در واقع خود را خرد کرد, از خود تهي شد.( چون درک وخامت مسئله» خود از کليدهاي اساسي است, به ذکر خلاصه داستان ديگري در اين زمينه مي پردازيم , تصوح مردي است زن نما , که خود را وارد محافل زنانه ميکند, و از اين کار لذت مي برد , بارها وجدانش به او نهيب مي زند و او را از اين کار منع مي کند و او نيز بارها توبه مي کند ولي چون زور لذت, شهوت و هواي نفس بر وجدانش غلبه دارد و مي چربد هر بار توبه خود را مي شکند تا يک روز در يکي از همان محافل زنانه جواهري از دختر پادشاه گم مي شود, و حکم مي کنند که همه زنها را بگردند, بديهي است که نوبت جستن نصوح هم مي رسد ترس عميقي نصوح را مي گيرد .
پيش چشم خويش او مي ديد مرگ
سخت مي لرزيد بر خود همچو برگ
و با خود مي انديشد که :
نوبت جستن اگر در من رسد
وه که جان من چه سختي ها کشد!
و به درگاه خداوند دعا و التماس مي کند:
گر مرا اين بار ستاري کني
توبه کردم من ز هر نا کردني
چون ترس از مرگ وجود او را در خود مي گيرد , بيهوش , و از خود تهي مي شود.
چون تهي گشت و خودي او نماند
باز جانش را خدا در پيش خواند
چونکه جانش وارهيد از ننگ من
رفت شادان پيش اصل خويشتن
يکي ديگر از کليدهاي اساسي براي رهايي از زندان خود درک عميق معناي احتما يا نگرش و گرايش منفي و لائيت است. خود حاصل مثبت انديشي يا بگوييم هست مندي ذهن است و تا زماني که ذهن به وسيله انديشه در تلاش رهايي از خود است. کارش ماهيت خون به خون شستن را دارد آنچه مي تواند خود بخود و به طور طبيعي بناي توهمي خود را به زوال و نيستي بکشاند, احتما و پرهيز از انديشه است . احتما کن , احتما زانديشه ها.
مولانا به شکل هاي مختلف اين معنا را متذکر مي شود در داستان زن و مرد عرب ,مرد هنگامي متصل به حقيقت مي گردد که خود را در سمبل سبوي آب تسليم به حقيقت مي کند آن سبوي آب دانش هاي ماست و دانش ها و دانستگي ها هستند که تشکيل سبوي بسته و محدود و کوچک هستي مجازي انسان را مي دهند . در داستان مطرب و امير نيز مي گويد مطرب در خدمت امير سرودي مي خواند که ترجيح بند آن مي ندانم بود , امير بر آشفت و گفت:
آن بگو اي گيج که ميداني اش
مي ندانم مي ندانم درمکش
و مولانا از زبان مطرب چنين پاسخ مي دهد:
مير مد اثبات پيش از نفي تو
نفي کردم تا بري ز اثبات بو
براي اينکه حقيقت که غير متعين و توصيف ناپذير است بر تو متجلي گردد بايد بر هستي خويش بميري!
راز رهايي از زندان خود اينست که شخص نيست بودن آنچه را هستي تصور مي کند درک و تجربه کند ولي سئوال اين است که چرا ما با وجود اينکه عقلا توهمي و نيست بودن خود را درک مي کنيم و مي دانيم تجربه نيستي که عين رهايي است تحقق پيدا نمي کند؟
علت آن اينست که بعد از تشکيل نطفه خود در ذهن , ذهن اسير يک مقدار عادت , کيفيت ها و خصوصيات مي گردد, و آن عادات و خصوصيات حکم ستون هاي ساختمان خود را دارند, و اگر بخواهيم دقيق تر بگوييم خود موجوديتي مستقل و جدا از آن عادات و کيفيت ها و خصوصيات ندارد.
بنابراين شناخت آن کيفيت ها و عادات , نتيجتا زوال خود است . ( نفس شناخت عميق و وسيع آن عادات , عين تضعيف و زوال آنهاست.)
يکي از مخرب ترين کيفيت هايي که به تبع القا»  خود بر ذهن عارض مي شود اينست که فرد روز به روز اصالت و فرديت انساني خويش را مي بازد, با خود بيگانه مي شود و تسليم القائات تحميلي جامعه مي گردد. بعد از آن القائات فرديتي به عنوان يک انسان اصيل , آزاد و مستقل برايش باقي نمي ماند , بلکه تبديل به فتو کپي و المثناي جامعه و القائات آن مي شود. به صورت وصله اي در مي آيد که به لباس کهنه الگو ها, قالب ها , سنت ها و ارزش هاي جامعه خاص خود مي چسبد , رنج و عزاي او , عيد و شادي او , باورها و به طور کلي تمام تجليات وجودي او ماهيت فتوکپي را پيدا مي کند. هم اکنون که من هستي و شخصيت خود را حقير يا بزرگ , بي کفايت و با کفايت مي انديشم در واقع دارم با معيارها و الگوهايي که مادرم به ذهنم القا کرده است هستي خود را مي انديشم , پس هستي و هويت من در حقيقت فتوکپي چيزي است که مادرم هست . الگو از اوست, و انديشه از من.
انساني که وابسته و خود باخته به اجتماع و نتيجتا وابسته به قالب هاي اجتماعي است يک انسان بسيار فقير , بسته و محدود است. زيرا چيزهايي که جامعه خاص او بر او عرضه مي کند محدود است و نيز چنين انساني سطحي و بي ريشه است زيرا عوامل بروني يعني قالب ها و الگو ها, احساسات او را بر مي انگيزانند و نيز هستي و احساسات چنين انساني موضعي و موقتي است به اين معنا که موقعيت هاي خاصي يعني الگو ها و عوامل بروني بطور موقت احساسات خاصي را در او ايجاد مي کنند و با گذشت ان موقعيت ها احساسات وابسته به آنها نيز از بين مي روند مثلا چون امروز عيد است من بايد شاد باشم , چون امروز روز نيکو کاري است, احساسات نيکو کارانه من به غليان مي ايند پول به فقرا مي بخشم ولي از فردا باز چنگ انداختن به پيکر جامعه را شروع مي کنم , چرا حالت دائمي من انسان نبايد بدون وابستگي به عيد و روز نيکو کاري در يک شادماني خير و نيکي مستمر و بدون دليل بروني جريان داشته باشد؟
يکي از مسائل اساسي ناشي از خود باختگي به قالب هاي اجتماعي در پيش گرفتن يک زندگي عادت گونه و کور است . بلانسبت  چون خران چشم بسته در خراس و زندگي از روي عادت يک زندگي کهنه , تکراري و ملالت بار است. آيا در اين امر کم ملالت وجود دارد که من يک عمر است دارم قالب ها و الگو هاي خاص و محدود را به عنوان هستي و هويت با خود حمل و تکرار مي کنم ؟ حمل اين قالب هاي تکراري است که نمي گذارد من نو به نو رسيدن هستي را تجربه کنم چون هستي خودم کهنه است , همه چيز زندگي نيز به نظرم کهنه مي رسد!
ادامه دارد


 كوتاه و خواندني 


 ساخت چشم مصنوعي قابل
 پيوند زدن توسط المانيها

اولين چشم مصنوعي قابل پيوند زدن با موفقيت در آلمان ساخته شد. به گزارش واحد مرکزي خبر
به نوشته روزنامه اينترنتي روسي ايزوستيا وزارت اموزش و تحقيقات علمي المان اعلام کرد همه ازمايشهاي اين چشم مصنوعي که براي بهبود بينايي از آن استفاده مي شود با موفقيت انجام شده و در حال حاضر اين چشم به شش بيمار پيوند زده شده است. براساس اين گزارش در حال حاضر ده ميليون نفر در جهان و از جمله ده هزار نفر در المان از نوعي بيماري شبکيه چشم به نام رتينيز پيگمنتوزا رنج مي برند که طي ان بينايي انسان بر اثر مرگ سلولهاي شبکيه دائما کاهش مي يابد و در نهايت منجر به کوري مي شود. اما بخشي از سلول هاي عصبي باقي مي ماند و احتمال پيوند زدن چشم مصنوعي به انها وجود دارد.
اين روزنامه مي افزايد: چشم مصنوعي که اپيرت 3- نام گرفته اولين سيستم توليد شده در جهان است که به منبع تغذيه از بيرون نياز ندارد.
 
 تشخيص افسردگي با آزمايش خون
برا
ساس نتايج تحقيقي که در آمريکا منتشر شده است، مي توان با يک آزمايش خون ساده افسردگي را تشخيص داد و مشخص کرد که آيا درمان با داروهاي ضد افسردگي موثر خواهد بود يا خير.به گزارش واحد مرکزي خبر به نقل از خبرگزاري فرانسه بر اساس نتايج اين تحقيق که در نشريه نوروساينس انتشار يافته است، محققان پروتئيني را در مغز شناسايي کرده اند که مي تواند براي تشخيص بيولوژيکي افسردگي مورد استفاده قرار گيرد. مارک راسنيک از دانشگاه ايلينويز مي نويسداين تجزيه و تحليل مي تواند خيلي سريع در مدت چهار يا پنج روز پيش بيني کند که آيا درمان با داروهاي ضد افسردگي موثر واقع خواهد شد يا خير و به اين ترتيب از بررسي يک ماهه يا بيشتر براي تشخيص و يافتن مداواي مناسب پيش گيري مي کند.
  
روبات روانشناس ساخته شد

دانشمندان از طراحي و ساخت روبات روانشناس خبر دادند. به گزارش مهر، اين روبات جديد که MinbMentor نام دارد نخستين روبات روانشناس جهان محسوب مي شود که افراد مختلف مي توانند از طريق اينترنت نيز از آن استفاده کنند.کاربران اينترنتي مي توانند به ازاي پرداخت 4/95 يورو به ازاي هر ساعت از خدمات مشاوره اي اين روبات جديد استفاده کنند.اين روبات جديد به وسيله دو روانشناس متخصص هلندي در برنامه Programming Linguistic Neuro طراحي و ساخته شده است.اين روبات تاکنون نتايج موفقيت آميزي در آزمايشات اوليه به ثبت رسانده است. در اين آزمايشات از 1600 فرد مختلف براي بررسي قابلبتهاي مشاوره اي اين روبات استفاده شد. بالغ بر 47 درصد از اين افراد تنها پس از يک جلسه مشاوره با اين روبات از تعامل با آن ابراز رضايت کردند.بر اساس گزارش سايت زد.دي.ان، اين روبات به گونه اي ساخته شده است که به جاي استفاده از يک پايگاه اطلاعاتي از سيستم پردازش اطلاعات شخصي براي ارايه بهترين مشاوره به فرد مخاطب استفاده مي کند.


هشدار متخصصان هلندي نسبت
به خطرات ازدواج فاميلي

مقامات هلندي نسبت به خطرات ازدواج بين خويشاوندان نزديک و هم خون هشدار دادند.  به گزارش باشگاه خبرنگاران به نقل از خبرگزاري آلمان، به گفته محققان انستيتو سلامت جامعه هلند نقص ها و بيماري هاي ژنتيکي که بدنبال اين ازدواج ها در فرزندان بروز مي کند کم نيست و در اغلب اين کودکان احتمال کم خوني ارثي و عقب ماندگي ذهني وجود دارد.بنابراين گزارش 24 درصد ازدواج ها درترکيه و 22 درصد ازدواج ها در مراکش ازدواج فاميلي است، در حاليکه در هلند بدليل ترس از وضعيت فرزندان تنها 0/1 درصد ازدواج ها بصورت فاميلي صورت مي گيرد.
 
رايحه خوش غذا مغز را وادار مي کند
که دستها تکان داده شوند
پژوهشگران ايتاليايي کشف کردند که رايحه خوش غذاهاي اشتها آور نورونهاي حرکتي مغز را تحريک مي کند و موجب مي شود که علاوه بر زبان و دندانها، دستها هم حرکت کنند. به گزارش مهر، محققان دانشگاههاي رم، فرارا و سيه نا که نتايج تحقيقات خود را در مجله "کتابخانه عمومي علوم آمريکا" (One Plos) منتشر کرده اند، کشف کردند که عطر و رايحه غذاها و خوراکيها موجب مي شود که مغز بعضي از گروههاي نوروني لازم براي حرکت را تحريک کند.اين دانشمندان در اين خصوص اظهار داشتند: "در حقيقت عطر ساده به خصوص در شرايط خاص، توانايي فعال کردن نورونهايي را که استراتژيهاي حرکتي بدن را کنترل مي کنند، دارد و موجب مي شود که دستها به سوي شيئي که بو از آن ساطع مي شود حرکت کنند اما اين اتفاق تنها زماني رخ مي دهد که اين عطر مربوط به غذا باشند. در حقيقت رايحه اي که از قالب صابون ساطع مي شود، چنين اثري برجاي نمي گذارد."به گفته اين محققان، درکل اگر عطر محتوي مواد معطر"آروما" باشد که مي توانند گيرنده هاي عصبهاي سه قلو را فعال کنند اين عطر سيستم حرکتي را متوقف مي کند.اين پژوهشگران درحال بررسي کاربردهاي اين عملکرد در بيماران با مشکلات بويايي و بيماران با اختلالات روحي به غذا هستند.
 
کاهش خطر بروز سکته مغزي در افراد سيگاري با مصرف منيزيم

منيزيم احتمالا خطر بروز سکته مغزي در افراد سيگاري را کاهش مي دهد.  به گزارش باشگاه خبرنگاران و به نقل از خبرگزاري آلمان،  متخصصان سوئدي با بررسي اطلاعات تغذيه اي 26 هزار و پانصد مرد سيگاري به مدت 14 سال دريافتند سيگاري هايي که روزانه بيش از 590 ميلي گرم منيزيم در برنامه غذايي خود مصرف مي کردند 15 درصد کمتر از مردان سيگاري که کمتر از 370 ميلي گرم منيزيم مصرف داشتند دچار سکته مغزي شدند.بنابراين گزارش، کاهش فشار خون و ميزان کلسترول بدن تاثير حفاظتي بر روي مغز دارد.
بر اساس اين گزارش،  محققان مصرف ميزان کافي مواد غذايي منيزيم دار را بخصوص به مردان سيگاري توصيه مي کنند.


  آشنايي با سيستم پرتال 

عبارت پرتال به معني دريچه، درگاه، در و مدخل مي باشد. در حقيقت وظيفه يک سايت پرتال جمع آوري اطلاعات از منابع مختلف و ايجاد يک درگاه واحد براي دسترسي به کتابخانه اي از اطلاعات و خدمات دسته بندي شده و اختصاصي مي باشد. هدف از ايجاد پرتال ها اينست که کاربران اينترنت گردش خود در اينترنت را از طريق يک مدخل ساخت يافته و مدرن ,شروع کرده و هر موقع که اراده کنند بي هيچ مشکلي به نقطه شروع باز گردند.
عملکردها و قابليتهاي اصلي يک سيستم پرتال :
دسترسي به اطلاعات مورد نياز
ارتباط با کاربران ديگر
دسترسي به برنامه هاي کاربردي مجزا
انجام امور روزمره کاري - شهري - اداري و ...
يک سايت پرتال علاوه بر قابليتهاي زيربنايي همچون امنيت - سرعت و دقت بايد سرويس هاي متعددي شامل سرويس هاي مديريت محتوا - پست الکترونيک - کنفرانس الکترونيک - جستجو - عضويت در سايت - نظرسنجي - تکميل و ارسال فرمهاي الکترونيکي - پرداخت اينترنتي و خبر را نيز در اختيار کاربران و مديران سايت قرار دهد.
انواع پرتال :
  1- پرتالهاي شرکتي
  2 -پرتالهاي تجاري
  3-  پرتالهاي شهري
  4- پرتالهاي فراگير
اما کلمه پورتال در تکنولوژي اطلاعات معني متفاوتي دارد.
اگر بخواهيم ساده بگوئيم پورتال صفحه وب واسطي است که امکان دسترسي آسان را به هر چيزي که کاربر براي انجام وظيفه يا خواسته اش نياز دارد بدون توجه به اينکه محل فيزيکي آن کجاست فراهم مي کند.
در واقع پورتال درگاهي است به دنيايي مجازي که کاربر مي تواند از طريق امکانات فراهم شده در آن، تمامي نيازهاي خود را برآورده کند نيازهايي مانند جستجو و يا خريد ( مثلا يک کتاب ).
دسترسي به حساب بانکي - افزايش و کاهش يک حساب اعتباري و يا به روزرساني اطلاعات سخت افزاري از محل کار . پرتال همه چيز را از طريق درگاهي واحد براي کاربر خود فراهم مي سازد.
ويژگيهاي اصلي يک پرتال 
  تجمع اطلاعات
  هدف دارا بودن اطلاعات
  در دسترس بودن اطلاعات
  دريچه ورود منحصر بفرد
يک پرتال مانند يک کامپيوتر خانگي، اطلاعات و خدمات گوناگوني را در يک صفحه وب واحد و بصورتي مناسب در دسترس مي گذارد. گاهي به اين صفحه Top Wed هم گفته مي شود. پرتال مي تواند نقطه شروع و يا صفحه اوليه مشخصي داشته باشد که کار بران در زمان اتصال به وب آنرا مشاهده کنند. پرتال مي تواند از طريق مجموع دستگاههائي که قابليت اتصال به وب در آنها پيش بيني شده از جمله تلفنهاي موبايل مورد استفاده قرار گيرد. هر چند شباهت ظاهري فراواني ميان يک وب سايت و يک پرتال وجود دارد اما ايندو کاملا از يکديگر متفاوتند.
ويژگيهائي که پرتال را از وب سايت متمايز مي کند:
درگاه ورود منفردي که از طريق آن مي تواند به مجموعه منابع مرتبط با پرتال دست يافت.
نمايش هدفدار اطلاعات با استفاده از تجربيات کاربر
دسترسي تقسيم بندي شده به انواع داده و اطلاعات گروه بندي شده .
در اختيار گذاشتن امکان ارتباط و همکاري ميان تمامي کاربران و استفاده کنندگان پرتال  امکان پيوستن به نرم افزارها و سيستمهاي نرم افزاري که گردش کاري مشخص و تعريف شده اي دارند.
تاريخچه پرتال 
اگر در دنياي کامپيوتر به عقب باز گرديم زماني را خواهيم يافت که در آن سيستمهاي نرم افزاري بگونه اي متحول شدند که ديگر لازم نبود براي کار با يک برنامه ، برنامه هاي ديگر بسته شوند. يعني همزمان مي توانستيم بدون هيچ مشکلي از چند برنامه کاري استفاده کنيم . تاريخچه پرتال از همان زمان آغاز شد و نسلهاي تکامل يافته آن يکي پس از ديگري پا بعرضه ايفاي اطلاعات گذاشتند .
نسل اول پرتالها 
اولين پرتالها بر فراهم ساختن محتويات ايستا - مستندات و خوراکهاي اطلاعاتي زنده در صفحات وب مبتني بودند.
اين اطلاعات شامل اخبار شرکت , شرايط و فرمهاي استخدام اطلاعات مربوط به کارکنان و چگونگي ارتباط با آنها , مستندات رسمي و سياستهاي اعلام شده شرکت و لينک هاي ارتباطي مفيد بود.
نسل دوم پرتالها 
دومين نسل پرتالها بر اطلاعات مشخص تر و فرم افزارها متمرکز بودند. تفاوت آنرا با پرتالهاي نسل اول در فراهم کردن امکان همکاري کاربران در محيطي بهم پيوسته بود.
اين پرتالها سرويس هاي متعددي داشتند از جمله سرويس مديريت محتوا , سرويس هاي همکاري و ارتباط متقابل از طريق chat  ايميل و تنظيم قرار ملاقات. اين پرتالها ساز و کار همکاري داخلي در يک سازمان را نيز فراهم مي کردند.
نسل سوم پرتالها
نسل سوم پرتال ها با هدف ايجاد فضاي مجازي تجارت الکترونيک ايجاد شد. پرتالهاي نسل سوم بعنوان واسط ارتباطي کارمندان ، تهيه کنندگان، توليد کنندگان و مشتريان محسوب مي شوند. ويژگي اين پرتالها امکان مرتبط شدن نرم افزارهاي مستقر در سرورهاي مختلف است. اين گروه از پرتالها مجموعه اي از اطلاعات , مستندات، امکانات و قابليتهاي نرم افزارهاي مرتبط را از طريق درگاه واحدي براي کاربر فراهم کرده بعلاوه بصورتي خودکار و براساس نقش کاربران هدفمند مي شوند. نحوه نمايش محتوي و امکانات در دسترس بسته به نقش تعريف شده بگونه اي منحصر به فرد و خاص کاربر در اختيار او قرار مي گيرد.
کليد توسعه آينده اين نسل از پرتالها ايجاد چارچوب کاري از قبل تعريف نشده (چارچوب کاري باز) براي سرويسهاي عمومي خواهد بود.


 
ورزشي و قلمرو ورزش
سياسي و سياسي خارجي
دريچه هنر
دانش و پژوهش
آزمون و سنجش
مرز پرگهر
اقتصاد و بازار
خبر دانشگاه
آگهي هاي روزنامه آفرينش
گزارش تصويري روز