جستجوي پيشرفتهبرو جستجو
ارتباط با ماآرشيوشناسنامه صفحه اصلي
تاریخ 1392/10/04 - روزنامه سراسري صبح ايران(چهارشنبه) نسخه شماره 4606

 دکتر عبداله جاسبي در سومين جشنواره ملي تجليل از تلاشگران کيفيت کشور:
 مرور دانشگاه آزاد اسلامي در عرصه‌هاي بين‌الملل بهت و حيرت مخاطباني بود كه خود از فرهيختگان بودند 

ما زبالاييم و بالا مي‌رويم

ما زدرياييم و دريا مي رويم

ما از آنجا و ازاينجا نيستيم

ما ز بيجاييم و بيجا مي رويم

بسم الله الرحمن الرحيم

شکر وسپاس و منت و عزت خداي را

پروردگار خلق و خداوند کبريا

با سلام خدمت همه عزيزان، انديشمندان، دولتمردان، صنعتگران وحاضرين در مجلس

بيش از هرچيز تشکر مي کنم ازحسن ظن هيات داوران و عزيزاني که راي دادند تا اين افتخار براي اينجانب حاصل شود. گرچه اين حضور وسرافرازي محصول ثمره تلاش انسان هاي فراواني است که من به نمايندگي از ايشان در اين مکان ايستاده ام. به نمايندگي از هزاران استاد، مدير و کارمند دانشگاه که در طول سي سال ياري رساندند شب هاي هجر را بگذرانيم و زنده بمانيم و تا بنايي رفيع به نام دانشگاه آزاد اسلامي برپا شود و امروز به پاسداشت تلاش همه اين عزيزان است که اين افتخار حضور نصيب من مي شود. نام هاي بسياري را بايد ياد کرد که دراين فرصت کوتاه ناممکن مي نمايد لذا به دعايي براي طول عمر با عزت براي ماندگان و رحمت حق براي درگذشتگان خانواده عظيم دانشگاه آزاد اسلامي بسنده مي کنيم و تشکر مي کنم از همه شما بزرگواران.

کارنامه من روشن است و ارزيابي آنچه که حاصل شده نياز به کنکاش و جستجوي فراوان در کوچه پس کوچه هاي سازمان ها و مؤسسات فراوان ندارد، چه همه جواني و عمرم با افتخار و رضايت مصروف بنايي شد که با لطف و اراده حق و همياري مردم عزيز و دانش دوست به سرانجام رسيد. محصول عمر من برآفتاب است و هيچ امر پنهاني نيست، لذا هر قصه اي که امشب ازاين ديوان روايت کنم تکرار دانسته هاي شماست. ليکن به درخواست عزيزان وبه رسم ادب متناسب عنوان اين محفل انس که با نام " کيفيت" برقرار شده از اين فرصت کوتاه استفاده مي کنم و به يادگار و خطاب به جوان تر ها نکاتي چند ازاين تجربه سي ساله بازگو مي نمايم شايد به کارشان بيايد. هر چند با کمک همکاران و اساتيد محترم در حال مدون کردن اين تجربيات در قالب مجموعه اي هستيم واميدواريم به زودي تقديم علاقه مندان شود تادر بوته نقد انديشمندان مديريت قرار گيرد.

و اما سخن اول:

کيفيت تعاريف متفاوتي دارد اما براي من بيش از آن که در قالب تعابير و تعاريف علمي و دستورالعمل هاي دانش مديريت معني دار باشد عميق ترين پيوند با مفهوم کيفيت را درکلام وحي مييابم. خداوند مي فرمايد:

لَقَد خَلَقنَا الِانسَانَ في اَحسَنِ تَقوِيمٍ

ودر پاسداشت آنچه انجام شده خطاب به خويش مي فرمايد:

فَتَبارَکَ اللهُ اَحسَنُ الخالِقينَ

و اين تصويري است روشن که آنچه ما در باب کيفيت انجام مي دهيم جز تجلي صفات خداوند نيست. کيفيت عجين فطرت ما براي ساختن، خلق وآفرينش است که با دميده شدن روح درکالبد ما در ذات ما مستقر شده است. اگر به تعبير بزرگان غايت حضور ما تجلي صفات خداوند در زمين باشد بي ترديد خلقِ با کيفيت يکي از آن صفات است که انسان سال ها به تجربه، وآزمون وخطا زيست تا آن را کشف نموده از آن راز زدايي نمايد وبرايش قالب ومحتوايي بيافريند به قصد بسط وتوسعه ونهادينه ساختن اين تجربه. ازاين منظر، توليد به معناي وسيع آن به گونه اي که صفت کيفيت رابا خود حمل کند گام نهادن در مسير اوست.

سخن دوم:

براي الگو سازي و بسط يک تجربه در ابعاد گسترده، سازو کار واستانداردهاي فراوان لازم است و ابزارهاي بسيار تا با بهره گيري از علوم وفناوري، مفاهيم از مقام ذهن به بستر عمل درآيند و قابل انتقال و عملياتي شدن در وسعت يک جامعه باشند. اما اين تلاش همانندآموزش وانتقال هنر و مهارت است. شما مي توانيد به رهجويان طريق از وزن، قافيه، نُت، رنگ، آوا، نظم و بسياري ديگر سخن گوييد وايشان را در درک عميق تر هنر و فهم بهتر آن ياري رسانيدولي هنرمند شدن تجربه اي متفاوت و حاصل درکي متمايز ازاين واژه هاست. مقام استادي محصول تجربه و فهم دروني است . محصول دچار شدن است و نه کسب دانش که معلول سوختن است.

کيفيت و خلقِ يک پديدهِ با کيفيت نيز مي بايست فراتر از الگوها و ابزارهاي حاصل از تجربه بشري که آموختن آن نيز البته پرفايده است، يک ادراک و فهم دروني باشد.

 کيفيت لحاظ شده در اشعار حافظ، کيفيت نواي تار استاد جليل شهناز، نقش کمال الملک بر صفحه، هيچکدام محصول علم مديريت و پياده سازي الگوهاي کيفيت نيست ولي خالقان اين آثار را مي ستاييم به واسطه کيفيت آن چه خلق کرده اند. اين حلقه گمشده سازمان هاي ماست. باور دارم مدير مي بايست نه مسير که مقصدرا به اشتراک گذارد ونه آب که اين تشنگي را با همکاران خود تقسيم نمايد تا از ماحصل آن، يک نگاه تعالي گرا و يک باور دروني براي خلق وآفرينش با کيفيت جوشش نمايد. مديرسازمان نقش استادي را دارد که همراهان خويش را چونان هنرجويان به ساحل ظرفيت هاي دروني خويش رهنمون مي سازد وبا ايشان آموختن را جمعي تجربه مي کند. کيفيت صفتي است از جنس هنرکه با فهم دروني و جاري شدن توانمندي هاي دربند و آزاد شدن فطرت آدمي محقق مي شود ودرآفرينش و توليد عيان مي گردد.

سخن سوم:

کيفيت يک گونه وشکل ندارد ودر قالب هاي تنگ و محدود نمي گنجد. تنوع و تکثر در ذات کيفيت است واصرار بريک گونه و نوع، ماحصل تحديد ذهن است به دانسته ها وتجارب پيشين. بايد از حصار تنگ قواعد حاکم عبور کرد و پذيرفت که براي سرآمدي، فراتراز تکرار گونه ها، آفرينش گونه ها مهم است. همه ما اشعار فردوسي، مولانا، سعدي، حافظ، سهراب، نظامي، بافقي، گنجوي، وديگربزرگان را بارها مرور کرده ايم. ايشان را مي ستاييم و اين اشعار را در عبور از مقياسِ الکِ نقدِ کيفي برتاج مي نهيم. اما کدام يک از ايشان به تمام شبيه به يکديگرند؟ در آنچه ايشان خلق کرده وعرضه داشته اند نه در قالب شباهتي تمام ميتوان يافت، نه محتوا، نه رويکرد ونه حتي رسالت و مأموريت ويا چنان نيست که اين تنوع ذيل يک دستگاهِ طبقه بندي محصور شود. راز ماندگاري ايشان نيز در همين عدم تکرار و نو بودن است. بنابر رويکردِ نظام مند فقط مي توان همپاياني را براي همه اين گونه هاي متفاوت پذيرفت. باور کنيم ممکن است گونه ها و شکل هايي باشد که تجربه پيشيني ندارد ليکن کيفيت را همراه داشته باشد والبته زمان لازم است تا درک شود کجاي زلف اين مخلوق و آفريده با کيفيت گره خورده است وآشکار شود کيفيت که قرائت هاي بسيار دارد دراينجا به چه معنا است. در تکرار، کيفيت حداقلي نهفته است و توقع حداکثري را مي بايد در انداختن طرحي نو جستجو نمود. بومي سازي محدود به تطبيق تجربه موفق بيروني در زيست بوم نيست که خلقِ گونه ها و نوع ها دربستر زيست بوم است. دانشگاه آزاد اسلامي شبيه هيچ کس نبوده و نيست و تجربه اي متمايز و منحصر به فرد است. بنايي نوين که البته ريشه در تجربه هاي پيشين دارد.

سخن چهارم:

براي توليد و خلق کيفي به نداي درونتان گوش دهيد. اين جان شماست که بيش ازهرچيز درک روشني از کيفيت دارد. در باب اخلاق، موفقيت، بهره وري، و کيفيت و ده ها عنوان مشابه در علم مديريت بحث هاي فراوان درگرفته و الگوهاي بسيار پيشنهاد شده است. همه اين الگوها تلاشي است براي اجماع بر روي يک نظام هم ريخت ويا يکريخت تا از قِبَل تکرار، نتايج مشابه که همانا تجلي اين صفات است به دست آيد.

براي قانع شدن به کمينه هاي معيارهاي کيفيت ولحاظ داشتن آن در توليد انبوه و گسترش مفهوم شايد اين مسير مناسبي باشد. ولي براي عميق شدن و غني شدن دراين مفاهيم راهي جز گوش فرا دادن به نداي درون نيست. " زيبا شناسي" رويکردي است که دراين ايام اقبال بيشتري در فلسفه و درک ماهيت پديده ها به آن مي شود تا از منفعت طلبي و مظلوميت گرايي عقلِ معاش انديش در امان باشيم. براي توليد کيفي مي بايد وجداني بيدار داشت و حسي لطيف که آن را درک کند. کيفيت فراتر از الگوها و فهميست برآمده از بُن مايهِ جان. کافيست صداهاي بيروني و نواهاي وسوسه انگيز ديگران را مسدود و فرياد درونتان را به مقام راهبري منصوب کنيد. ايمان داشته باشيدو ثابت قدم باشيد. اگر دغدغه اي براي تضمين کيفيت است آن را بايد دراين فرايند جست و اينگونه است که کيفيت تضمين مي شود.

سخن پنجم:

هرگاه تاريخ زايش و رويش دانشگاه آزاد اسلامي در عرصه هاي بين الملل مرور مي شد بهت وحيرت واکنشِ غريزي مخاطباني بود که خود از مشاهير و فرهيختگان بودند. آنچه روي داده ناممکن مي نمود و باور آن سخت ودر پي آن پرسش هايي که بي درنگ طرح مي شد. در پاسخ به آن بهت و سوال هاي پيوست و تشريح دلايل موفقيت دانشگاه سخنان بسياري مي شد بيان شود. ليکن همواره يکي از اين پاسخ ها اقناع را به همراه مي آورد و لازم وکافي بود تا ادامه داستان را با تصديق همراهي نمايند. آنجا که از ارزش علم وفرهنگ نزد مردماني بلند همت و با پيشينه سخن گفته مي شد که دانشگاه هويت، بقا، رشد و بالندگي خود را از صدر تا ذيل مديون ايشان مي دانست. مردمان بلند همت اين سرزمين بودند که در سخت ترين ايام ودر هجمه هاي بي محاباي رقيبان و نا رفيقان پشتوانه نهالي شدند که امروز سردرآسمان دارد و براي غصبش بدخواهان بسياري طمع کرده وباز خواهند کرد. و اين شايد تنها پاسخي بود که در الگوي ذهني ايشان قابل فهم و درک بود و دو سوي معادله نِهاده و سِتانده دانشگاه در عمري کمتر از سي سال را تراز مي کرد. وبه راستي پس از اذن و اراده پروردگار اين آغاز و پايان هرکسب وکار است.

ازميان داوري هاي کيفيت هيچ قضاوتي مهمتراز قضاوت مردم نيست. راي جمعي ايشان است که به بقا و يا فناي يک سازمان مي انجامد. خرسندي ذينفعان وباور مردم است که سرمايه بقا وشتاب دهنده رشد است. رضايت زينت نيست بلکه هستي يک سازمان متکي بر قواعد عادلانه بازار است و بازار عادلانه بر راي و نظر مردم استوار.

کيفيت آن چيزي است که مردمان را به وجد مي آورد تا به بقا راي دهند. هرگز ودر هيچ مقامي گزينه ايشان را به بديلي ديگر وانگذاريد.

سخن ششم:

روزي جمله اي شنيدم که محصول کميت، کيفيت است و " کميت هاي بزرگ" کيفيت را در درون بافت خويش باز توليد مي کنند. شايد به مدد جرقه اي واز بخت واقبال چندي بزرگي ممکن شود ليکن بزرگ ماندن به کيفيت براي حيات خويش محتاج است. با خود انديشيدم که براي همدلي با اين گزاره، بزرگ بودن مي بايست درانديشه و عمل هردو جاري وساري باشد. بزرگ بيانديشيد و بزرگ عمل کنيد. آمارها و کميت ها را رها کنيد ودر بند اعداد نباشيد. مرزهاي جغرافيايي را در نورديد تا کيفيت خود حاصل شود. کوچک زيباست ولي نه درانديشه ونه درعمل. به بالاترين ها و بهترين ها بيانديشيد و هدف خود را وراي امکان سنجي ها و معادلات قرار دهيد. اعداد محدوده حداقل ها را نمايش ميدهد و روح انسان ظرفيت عبور از مرز بي انتها را داردتا مُجانب بي نهايت شود. مروري به تجارب چند ده سال اخير داشته باشيم. کدام مجموعهِ نامي پيامد و فرزند يک طرح کسب و کار است. مجموعه هاي نام آشناي عرصه کسب وکار محصول بينش وروياهاي باور شده است تا وامدار طرح هاي استراتژيک و برنامه هاي تفصيلي آراسته به آمار و ارقام. با خود صادق باشيدو بزرگ بينديشيد وبه نداي درونتان ايمان داشته باشيد.

و سخن آخر:

دير يا زود من وشما صداي جرس را مي شنويم که فريادِ بربنديد محمل ها را سر مي دهد. فرصت کوتاه تر از آن است که مي پنداري و به تعبير مرحوم کاشاني استاد خوش ذوق مديريت که خداوند رحمتش کند:

و نکاري گل من

علف هرز در آن مي رويد

زحمت کاشتن يک گل سرخ

کمتراز زحمت برداشتن هرزگي آن علف است

گل بکاريم بيا

تا مجال علف هرز فراهم نشود

بي گل آرايي ذهن

نازنين؛

نازنين؛

نازنين

هرگز آدم، آدم نشود.

هيچ تجربه اي جاودانه تر از پاي گذاردن در مسير خالق نيست. خلق کنيد، بيافرينيد و کيفيت را با جان و دل خويش درآن بدميد. مطمئن باشيد جاودان خواهيد بود. جاودانگي اگر چشمه اي داشته باشد در آفرينش با صفت کيفيت ونام نيک حاصل از آن است. به آن بکوشيد.

و در انتها سپاس فراوان از لطفي که ارزاني داشتيد و وقت گرانمايه اي که با حوصله به من سپرديد.

با آرزوي سلامتي، بهروزي و پايداري براي همه شما عزيزان.


نسخه چاپي ارسال به دوستان
 
سياسي
خبر دانشگاه
دانش و پژوهش
اقتصاد و بازار
مرز پر گهر
در قلمرو ورزش
آگهي