جستجوي پيشرفتهبرو جستجو
ارتباط با ماآرشيوشناسنامه صفحه اصلي
تاریخ 1394/05/31 - روزنامه سراسري صبح ايران(شنبه) نسخه شماره 5069

 سرمقاله 

 فرصتي براي نشاط و آرامش روحي جامعه

حميدرضا عسگري

امروزه اكثر جوامع با رسيدن به دستاوردهاي علمي و فراهم سازي نيازهاي معيشتي و امكانات مختلف زندگي، دغدغه‌هايي بيشتري در تامين نيازهاي رواني افراد دارند. چرا كه فراهم بودن اسباب و لوازم زندگي به تنهايي براي داشتن يك زندگي با آرامش كافي نيست و كمبود مولفه‌هاي رفتاري بيش از پيش هويدا مي‌شود. يكي از اين نيازها و ويژگي‌هاي رفتاري "شادي و نشاط" در ميان افراد جامعه مي‌باشد. نمي‌توان شادي و نشاط جوامع را صرفا بر توسعه و پيشرفت آنها در عرصه‌هاي مختلف تكنولوژي و اقتصاد دانست، البته اين عامل مي‌تواند تقويت كننده رفاه زندگي در جامعه گردد اما به تنهايي كافي نيست.

درهمين رابطه هرساله نظرسنجي‌هايي در سراسر دنيا صورت مي‌گيرد و كشورها براساس ميزان شادي و غم رتبه‌بندي مي شوند. جالب اينجاست كه كشورما نيز در طي سال‌هاي گذشته پس از كشورهاي جنگ زده‌اي همچون عراق، سوريه و افغانستان در رده‌هاي بعدي قرار داشت و جامعه در زمره غمگين ترين مردم دنيا تقسيم مي‌شدند. البته شايد گفته شود كه اين نظر سنجي‌ها با سوء نيت و يا با اهداف خاصي صورت گيرد، اما ديدن زندگي روزمره خود و اطرفيان مي‌توان ملاك تشخيص مناسبي باشد.

شايد گفته شود كه مردم ايران طبعاً غم دوست هستند و يا راه رسم شاد بودن را نمي‌دانند، اما اين گزاره پذيرفته نيست و نمي‌توان گفت كه خانواده‌هاي ايراني اهل شادي و نشاط نيستند. در تاييد اين مدعا مي‌توان ميزان شور و شعف جوانان در پيروزي‌هاي ملي و يا رخ دادهاي سياسي را مثال زد و تاكيد كرد كه برخلاف ادعاهاي موجود، اكثريت جامعه ما كه جوانان هستند براساس نيازها و هيجانات سني به دنبال بهانه براي شادي و نشاط هستند.

متاسفانه ايجاد بهانه و يا بهتر است بگوييم انگيزه براي شادي در كشور ما كم است و حكومت نتوانسته به بخوبي اين نيازهاي جامعه را تامين كند. همان طور که حکومت از مردم ماليات مي گيرد ، درآمدهاي ملي را تامين و نفت مي فروشد ، بر کارهايشان نظارت دارد ، امنيت مرزهايشان را تأمين مي کند ،تورم را کنترل مي کند، کالاهاي اساسي شان را تهيه مي کند و ... ، شاد نگه داشتن جامعه هم وظيفه اوست. درطي سال‌هاي گذشته و به ويژه قبل از انتخابات خرداد 92 ، همواره ما در 5 رتبه اول كشورهاي غمگين دنيا بوديم.

بسياري از كارشناسان اجتماعي دليل افزايش غمگيني و افسردگي شديد جامعه در طي سال‌هاي گذشته را به سبب مشكلات اقتصادي و نگراني مردم از آينده خود و كشورشان دانسته‌اند. از سوي ديگر كنترل و نظارت‌هاي سليقه‌اي در جامعه موجب تقويت اين غمگيني‌هاي جامعه مي‌گرديد. به عنوان مشت نمونه خروار مي‌توان به برخوردهاي نامناسب با جوانان به خاطر وضعيت ظاهري و يا عدم مجوز براي تماشاي فوتبال به صورت دسته جمعي در سينماها، جلوگيري از برگزاري كنسرت‌ها و بسياري مسائلي از دست دانست. پس قشركثير جمعيتي ما كه جوانان هستند چطور بايد شاد بودن را تجربه كنند و هيجانات خود را تخليه كنند؟!

آيا بايد توقع داشت تمام جوانان براي گذراندن اوقات فراغت خود در كتابخانه‌ها و كانون‌هاي پرورش فكري و فرهنگي مشغول باشند؟! اگرچه حتي تعداد كتابخانه ها نيز براي حضور و سپري كردن اوقات فراغت جوانان كافي نيست. آيا مجتمع‌هاي ورزشي و تفريحي به حدي ساخته‌ايم كه اسباب شادي و انرژي گرفتن جامعه را فراهم كنيم؟ از اين دست كمبودها فراوان است و شمردن آن نتيجه‌اي ندارد، اما بايد در مورد بهانه‌هاي شادي و فراهم سازي اسباب نشاط جامعه توجه ويژه داشته باشيم. اگر امروز با لغو كنسرت‌ها در شهرهاي مختلف جوانان را از رفتن به وادي موسيقي بازداريم و اسباب حضور آنها در مراكز فرهنگي همچون سينماها، كتابخانه‌ها، باشگاه‌هاي ورزشي و... را فراهم نكنيم، نبايد از گرايش آنها به سمت مواد مخدر تعجب كرد! . آيا اين درست است كه جوانان به سبب نبودن تفريح و بهانه براي نشاط به سمت مواد مخدر بروند، اما كنسرت فلان خواننده به دلايل سليقه‌اي لغو و سرخوردگي جوانان را سبب شود؟با اين اوصاف جاي بسي اميد است كه در طي دو سال اخير بر ميزان اميد مردم براي رسيدن به وضعيت بهتر افزوده شده، و به اين بهانه روحيه جامعه تقويت گرديده است. اين موضوع در نظر سنجي اخير موسسه بين المللي گالوپ نيز به چشم مي‌خورد. اگرچه تا سال گذشته ايران در رتبه دوم غمگين ترين مردم دنيا قرار داشت، اما امسال حتي در بين 10 كشور اول هم نيست و اين نقطه مثبتي براي بهبود شرايط است.جامعه ناشاد و غمگين، همواره بستر نابساماني هايي است که هيچ کس نمي داند که چه سرانجامي خواهد داشت. دولت ها همان گونه که درباره ساخت جاده ها ،‌ميزان واردات و صادرات، نرخ تورم، رشد بورس و ... گزارش مي دهند ، بايد درباره ميزان شاد بودن مردم نيز گزارش مستند بدهند زيرا همه اين مقدمات براي آن است که مردم بهتر و با آرامش بيشتر زندگي کنند. همدلي و همراهي مردم و دولت مي‌تواند بزرگترين بهانه براي بهبود شرايط زندگي و نشاد روحي جامعه باشد، لذا دولت و مسولان بايد بايد از بهانه‌هاي به وجود آمده، فرصت‌هايي بهتر و بزرگتر براي آرامش و نشاط جامعه فراهم سازند.


نسخه چاپي ارسال به دوستان
 
سياسي
خبر دانشگاه
گزارش
پزشكي
استانها
انرژي
اقتصادي
اجتماعي
هنري
ورزشي
آگهي