جستجوي پيشرفتهبرو جستجو
ارتباط با ماآرشيوشناسنامه صفحه اصلي
تاریخ 1395/08/18 - روزنامه سراسري صبح ايران (سه شنبه) نسخه شماره 5415

 ياد‌د‌اشـت 

 لطفا بياييد روزي دو آدرس حفظ کنيم

ريحانه

امروز صبح ، از ميداني عبور ميکردم که معمولا محل رفت و آمد شهرستاني هايي است که براي مراجعه به بيمارستاني که در آن حوالي است، خود را به تهران رسانده اند.

آن ها براي پيدا کردن بيمارستان از عابران ، که با عجله در عبور بودند، آدرس مي پرسيدند ، اما کمتر کسي بود که حتي براي يک لحظه مکث کند و بگويد : نمي دانم. رد مي شدند و مي رفتند. بالاخره ، يک راننده تاکسي ، به سراغشان رفت و توضيح داد که بايد از کدام مسير ، خود را به بيمارستان برسانند.

آن ها که بدون توجه عبور مي کنند در بسياري موارد جواب سوال را نمي دانند، درست به اندازه ي آن هايي که توقف مي کنند و با مرور ذهنشان به اين نتيجه مي رسند که آدرس فلان بيمارستان ، فلان وزارتخانه و يا هر جاي ديگري که معمولا کار مردم به آنجا ها مي افتد، را نمي دانند. اما در آن هايي که به اندازه ي همان چند ثانيه وقت مي گذارند و مي گويند نمي دانم ، عنصر و جوهري متعالي هست ، که در آن ها که بي تفاوت مي گذرند، نيست. اين که به صداي هم نوعت حساس باشي و آن را بشنوي ، اين که حداقل با يک جواب کوتاه ، به او که در اين شهر غريب سرگردان شده ، جواب بدهي و فقط بگويي نمي دانم و نمي شناسم ، نوعي رفتار انساني است. رفتاري انساني نه فقط با ديگري ، که با خودت هم. که اين توجه ، نشان مي دهد که تو از عنصر و جوهر والايي که در درونت داري تهي نشده اي . هستي . ديده مي شوي و مي بيني.

به فکرم رسيد که گاهي اوقات که يک فرصت خالي گير مي آوريم ، آدرس بعضي جاها را که سر وکار بيشتر مردم به آن ها مي افتد را حفظ کنيم. حتي شده روزي دو آدرسِ مثلا بيمارستان ، مثلا برخي از شعبه هاي بيمه ، مثلا يکي از مناطق چندگانه ي آموزش و پرورش ، يا فلان دانشگاه را. اين کار وقت زيادي نمي گيرد اما روزي از روزها ، حتما ، حتما ، کار يک مسافر سرگردان را راه مي اندازد. با اين کار در واقع ، نهايت کمک را به خودمان کرده ايم. زيرا آن چه که از خير و شر از جانب خود به سوي کائنات مي فرستيم ، مستقيما به سوي خودمان و خانواده مان بازمي گردد و البته در شکل و ماهيتي تقويت شده تر. چرا که آن چه از خاک سربر مي کشد و به آسمان راه مي يابد ، توسط همان آسمانيان ، باز گردانده مي شود و آن چه که آنان به ما بازمي گردانند ، طبعا بنا به ماهيت روحاني شان ، درجه ي خلوص بيشتري دارد؛ چه خير و نعمت باشد ، چه شر باشد.

جهان هستي ، انعکاس حضور ما، فکر ما و رفتار ماست . به هر دين و مسلکي که معتقد باشيم ، نمي توانيم اين را انکار بکنيم که زندگي ما، مجموعه اي از همين بازخوردهاست . و پاسخ اين سوال که اغلب در مواقع سختي و عسرت ، مي پرسيم که" خدايا چرا من ، چرا اين طور شد " در شيوه ي رفتار و تفکر نادرستي باشد که از ما ارسال شده است. اين " بي خودي و تلاطمي " که در خوشي و ناخوشي حس مي کنيم و ما را در خلسه اي خوشايند يا رعب آور فرو مي برد ، جاي تامل دارد. در بيخودي و خلسه ، چه خوب و چه ناخوب ، گاهي بايد مکث کنيم. توقف کنيم . و بينديشيم که اين حالِ ما ، بازخورد کدام مرسوله ي ما به کائنات است.


نسخه چاپي ارسال به دوستان
 
سياسي
خبر دانشگاه
دانستني ها
پزشكي
استانها
انرژي
اقتصادي
اجتماعي
هنري
ورزشي
آگهي