جستجوي پيشرفتهبرو جستجو
دریافت Pdfارتباط با ماآرشيوشناسنامه صفحه اصلي
تاریخ 1386/04/16 - روزنامه مستقل سراسري صبح ايران - شنبه نسخه شماره 2803

 ارزيابي شيوه هاي تعامل بين معلم و دانش آموز براساس شاخص هاي فرهنگي  

* نتيجه تحقيق هافستد در مورد فاصله قدرت درايران
با توجه به نتايج پژوهش هافستد، ايران ازنظر شاخص فاصله قدرت درميان 53 کشور رتبه 29/3 را کسب نموده وميزان شاخص مربوطه نيز 58 مي باشد که اين نتايج نشان دهنده ميزان بالاي فاصله قدرت درميان ايرانيان مي باشد.
سوالي که مطرح مي شود اين است که سيستم آموزشي تا چه اندازه مي تواند جامعه را تغيير دهد؟ آيا مدرسه مي تواند ارزش هاي جديدي را ايجاد نموده و يا اينکه فقط ارزش هاي موجود را تقويت مي نمايد؟  اصولا نقش دوگانه ( والد- فرزند) در مدرسه جايگزين نقش دوگانه (معلم - شاگرد) مي گردد، اما ارزش ها ورفتارهاي پايه اي ازيک حوزه وخانواده به حوزه ديگر يعني مدرسه منتقل مي شوند.
دانش آموز با ذهنيت قبلي خود بايستي به معلم احترام بگذارد (فاصله قدرت بالا) ودر مقابل معلم ازجاي خود برخيزد. چرا که معلم محوري حاکم است دراين فضا هرگز از معلم انتقاد نمي شود. داشتن يک حقيقت غيرشخصي نيست بلکه درايت شخصي معلم محسوب مي شود. معلم يک مرشد است. در فاصله قدرت کم (دانش آموز محوري)، احترام متقابل وجود داشته و دانش آموز حق انتقاد دارد و روند آموزش بيشتر غيرشخصي است. آنچه انتقال مي يابد حقيقت ها و واقعيت هاي غيرشخصي هستند. ارتباط دو جانبه نيز در يادگيري موثر است.
در نمودار شماره (1) ويژگي هاي معلمين و دانش آموزان در فاصله قدرت زياد وکم به تصوير کشيده مي شود.
 * فرد گرايي - جمع گرايي
پيامبر اکرم (ص) مي فرمايند:" خيرالناس انفعهم للناس" يعني بهترين مردم سودمندترين آنها براي مردم مي باشند.  ويا شاعر شيرين سخن پارسي گو" سعدي شيرازي" که مي گويد:
بني آدم اعضاي يکديگرند
که در آفرينش زيک گوهرند
چوعضوي به درد آورد روزگار
دگر عضوها را نماند قرار
حالا جملات بالا بيانگر اين مهم مي باشد که در فرهنگ اسلامي ايراني ها به جمع گرايي بيشتر از فردگرايي توجه مي شود.
خانم لمبتون نيز در رابطه با ميزان فردگرايي وجمع گرايي در ايران معتقد است: "گرچه در ايران جلوه هايي از مشارکت وجود داردکه حاصل رفع احتياج مي باشد، اما چندان اصيل ودامنه دار نيستند وکارهاي انفرادي را تحت الشعاع قرار نداده واثر زيادي در زندگي اجتماعي مردم ندارد."  در رابطه با تعريف فردگرايي، جمع گرايي مي توان گفت، حدي است که افراد به فکر تامين منابع خود و بستگان و نزديکانشان مي باشند.
هافستد نيز عوامل موثر برفردگرايي وجمع گرايي را به شرح ذيل مطرح مي کند:
-1 توسعه اقتصادي:  که باعث بالارفتن  ميزان فردگرايي در جوامع مي شود.
-2 آب وهوا: در مناطق سردسير مردم فرد گرا بوده ودر مناطق گرمسير مردم جمع گرا مي باشند.
نتيجه تحقيق هافستد در مورد فردگرايي وجمع گرايي درايران
با توجه به نتايج تحقيق هافستد ايران از نظر شاخص فوق درميان 53 کشور رتبه 1/24 کسب نموده وميزان اين شاخص نيز 41 مي باشد واين نتايج نشان مي دهد که جمع گرايي درميان ايرانيان بالا مي باشد.
بنابراين به نظر مي رسد دانش آموزاني که دريک فرهنگ فردگرا بزرگ شده اند کمتر در کلاس درس مشارکت مي کنند.
در نمودار شماره (2) ويژگي هاي معلمين ودانش آموزان رادر مورد فردگرايي وجمع گرايي نشان داده است:

* مرد سالاري - زن سالاري ( خردورزي - عاطفه ورزي )
در فرهنگ زنانه دانشجوي متوسط به عنوان الگو درنظر گرفته مي شود ودر فرهنگ هاي مردانه بهترين دانشجويان معيار هستند. درکشورهايي نظير آمريکا وايران انتظار دارند که بچه ها به لفظ بهترين برسند درصورتي که در کشوري مثل هلند، بهترين پسر يا دختر در کلاس تنفرآميز مي باشد.
درفرهنگ هاي مردانه دانشجويان ودانش آموزان به رقابت مي پردازند وليکن در فرهنگ هاي زنانه مي خواهند مشارکت دو جانبه داشته باشند. در کشورهاي مردانه، مردود شدن در مدرسه يک فاجعه است. درکشورهايي که به شدت مردانه هستند مانند ژاپن وآلمان، گزارش هايي که در روزنامه ها نوشته مي شود حاکي از آن مي باشد که هرساله بسياري از شاگردان، پس از آنکه در دانشگاه يا مدرسه با شکست مواجه مي شوند، خودکشي مي کنند، درحاليکه در فرهنگ هاي زنانه، شکست يک واقعيت کم اهميت است.
درکشورها وفرهنگ هاي زنانه ومردانه معيارهاي ارزيابي استادان (معلمين) و دانشجويان (دانش آموزان) متفاوت است. در جامعه مردانه، برجستگي معلمان واعتبار دانشگاهي آنها ونيز عملکرد وميزان دانش پژوهشي وعلم دانشجويان يا دانش آموزان، شاخص هاي مهم محسوب مي شوند. درحاليکه در جوامع زنانه مهرباني، مهارت ها و برخورداري اجتماعي معلمان و سازگاري اجتماعي دانش آموزان نقش واهميت بسزايي دارد.
هافستد فقط عامل وضعيت آب وهوا را برميزان مردسالاري (خردورزي) وزن سالاري (عاطفه ورزي) موثر مي دانست. ازنظر وي در مناطقي که داراي آب وهواي واقليم گرم هستند مردسالاري ودر مناطق سردسير زن سالاري بيشتر مي باشد.
* نتيجه تحقيق هافستد در مورد مردسالاري و زن سالاري درايران
با توجه به نتايج تحقيق هافستد، ايران از نظر مردسالاري، زن سالاري درميان 53 کشور رتبه 23/33 را کسب نموده وميزان شاخص مربوطه نيز 43 مي باشد.
درنمودار شماره (3) ويژگي هاي معلمان ودانش آموزان در فرهنگ مردسالاري وزن سالاري مشاهده مي گردد.

* پرهيز از ابهام (ريسک ناپذيري)
در پاره اي ازفرهنگ ها انسان برسرنوشت خود حاکم است ودر ديگر فرهنگ ها سرنوشت انسان ها از پيش تعيين شده است. به جاي آنکه سعي کنيد سرنوشت خود را تغيير دهيد يا باعث بروز هرچيزي شويد، بهتر است بگذاريد هرچه مي خواهد بشود. در کشورهاي اسلامي که دين اسلام  نقش مهمي در زندگي مردم دارد، ديدگاه مردم به سرنوشت وطبيعت در قالب عبارت "ان شا» ا... " اگرخدا بخواهد، بيان مي شود که تلويحا به معناي آن است که رويدادها را نمي توان کنترل کرد. بنابراين اگر کسي بخواهد طبيعت را کنترل کند، "گناهکار يا کافر" محسوب مي شود. بهمين ترتيب مردم پرتقال از عبارت " quiser Sebeus" که به معناي همان ان شا» ا...  وبيانگر جايگاه مذهب در ميان مردم و حاکميت سرنوشت بر اراده انسان است.
هافستد مي گويد: شاخص هاي خاصي براي نشان دادن ميزان پرهيزاز ابهام بالا در جوامع وجود ندارد، اما کشورهايي که به تازگي شروع به مدرنيزه شدن نموده اند، ميزان تغييرات در آنها بالاست، ميزان پرهيز ازابهام در آنها بالاست وبرعکس کشورهايي که به سطحي از مدرنيزه شدن رسيده اند ميزان پرهيز از ابهام درآنها، ثابت بوده و درسطح پايين قرار دارد. برنامه " معلمان بين المللي" در سال 1380 که يک برنامه بازآموزي تابستاني براي معلمان (اساتيد) رشته مديريت بود، دريگ کلاس 70 نفري , حداقل 20 مليت مختلف وجود داشت . اين کلاس يک خدمت عالي براي تجربه اي در خصوص عادات يادگيري متفاوت در شاگردان براي من فراهم آورد. يکي از مشکلات ومسائل پيچيده که من درتدريس اين درس ها با آن مواجه شدم انتخاب ساختار مناسب براي انجام فعاليت هاي متفاوت بود. بعنوان مثال بيشتر آلماني ها،دوست داشتند که ساختار درس آنها دقيق باشد، تکاليف مشخص باشد وکلاس ها با زمان بندي  دقيق اداره شوند. در چنين شرايطي آنها مي توانستند به راحتي درس بخوانند. اما اغلب انگليسي ها، ساختار بسيار متفاوتي را نسبت به آلماني ها ترجيح مي دادند، آنها دوست داشتند در محيط هاي سرباز با اهداف مبهم درس بخوانند، تکاليف آنها زياد نباشد و اصلا به زمان بندي اهميت نمي دادند.
* نتيجه تحقيق هافستد در مورد پرهيز از ابهام درايران
با توجه به نتايج پژوهش هاي هافستد, ايران ازنظر شاخص پرهيز از ابهام (ريسک ناپذيري) درميان 53 کشور، رتبه 31/32 را کسب نموده وميزان شاخص مربوطه نيز 59 مي باشد.
درنمودار شماره (4) ويژگي هاي معلمين ودانشجويان با توجه به پرهيز از ابهام به تصوير کشيده مي شود.

جمع بندي و نتيجه گيري
همانگونه که درطول مقاله آورده شد، مطالعه فرهنگ وعناصر عمده آن درهر جامعه اي ضروري مي باشد. معلم بيشتراز افراد ديگر بايستي به فرهنگ جامعه آشنايي داشته باشد وهمين طور نظام آموزشي و شيوه هاي تدريس نيز بايستي منطبق بر ويژگي هاي فرهنگي جوامع باشند. دين اسلام نيز که تعليم وتربيت وهدايت انسان ها را رسالت خود مي داند نيز ضمن اهميت بسيارزيادي که براي اين مقاله قايل است شيوه هاي مبتني بر صداقت ودرستکاري و امانت داري رادر تدريس و ارتباط في مابين معلم و دانش آموز توصيه مي نمايد.
درميان دانشمندان معاصر نيز هافستد يکي از افرادي است که در زمينه فرهنگ ونقش آن در زندگي بشري، تحقيقات ارزنده اي را به انجام رسانيده است. دراين مقاله نيز براساس الگوي هافستد به بررسي تاثير ارزش هاي فرهنگي برشيوه هاي تعامل ميان معلم ودانش آموز پرداخته شده و ارتباط معلم و دانش آموز با توجه به ابعاد چهارگانه فاصله قدرت، فردگرايي - جمع گرايي، مردسالاري - زن سالاري وبالاخره پرهيز از ابهام تبيين گرديده است. با توجه به نتايج پژوهش هافستد ايران کشوري است که از نظر فاصله قدرت و جمع گرايي درحد بالا واز نظر مردسالاري وپرهيز ازابهام درحد ميانه قرار دارد. البته پژوهش اين نيز ازسوي محققين در داخل کشور با توجه با ابعاد چهارگانه هافستد صورت پذيرفته که تا حدودي مويد اين نتايج است.
براي نمونه، در پژوهش ملي وزارت ارشاد درسال 1381در پاسخ به سوال " اختلاف درآمد بين افراد فقير وثروتمند براي پيشرفت جامعه ضروري است" (فاصله قدرت) درکل مراکز استان ها 68/7درصد مخالف، 12درصد بي نظر و19/3 درصد موافق بودند.
در تحقيق آقاي علي رشيدپور پيرامون" بررسي شيوه هاي مديريتي موجود در مراکز فرهنگي وارائه الگوي مناسب" دراداره کل فرهنگ وارشاد اسلامي استان لرستان "فاصله قدرت" درحد متعادل شناسايي شد.
در پژوهشي ديگر با عنوان"خصايص مديران فرهنگي" که توسط محمد حبيبي به انجام رسيده است در پاسخ به اين سوال که " يک مديرموفق هرگز منافع فردي را فداي منافع جمع نمي کند" 60 درصد برتقديم منافع جمع تاکيد نموده و32درصد برمنافع فرد و7/6درصد  بي نظر بودند که اين آمار نشان دهنده جمع گرايي بالا درميان ايرانيان است.
در پژوهش هاي ملي وزارت ارشاد درسال 81 با عنوان " ارزش ها ونگرش هاي ايرانيان" در پاسخ سوال " کاربيرون از منزل وظيفه مرد است نه زن" 67/4 مخالف، 12درصد بي نظرو 19/3درصد موافق بوده اند که نشان دهنده فرهنگ مردسالاري بالا مي باشد.
به هرحال، ضمن آنکه توصيه مي گردد ضرورت دارد که پژوهش هاي فرهنگي بايستي به صورت دقيق تري در سطح کشور به انجام برسد، به نظر مي رسد نظام آموزشي موجود با ارزش هاي فرهنگي ما هماهنگي وهمخواني لازم ندارد، چرا که شاگرد محوري، شوراها و مشارکت و... زماني از اثربخشي بالايي برخوردار خواهند بود که با ويژگي هاي فرهنگي جامعه منطبق باشند. از سويي نبايد فراموش کرد که ايران از تنوع قومي وبه تبع آن تنوع فرهنگي برخوردار بوده و ارائه نظام آموزشي يکنواخت درسطح کشور نمي تواند عناصر فرهنگي متنوع ومتفاوت اقوام را پوشش دهد.
  ازهمه مهم تر شناخت معلمين نسبت به فرهنگ دانش آموزان نيز عنصر کليدي در برقراري تعامل مناسب ميان آنها مي باشد که اين امر مستلزم بالا بردن آگاهي هاي فرهنگي معلمان مي باشد.


نسخه چاپي ارسال به دوستان
 
ورزشي و قلمرو ورزش
سياسي و سياسي خارجي
دريچه هنر
مرز پرگهر
دانش و پژوهش
خبر دانشگاه
آموزش و سنجش
اقتصاد و بازار
گزارش تصويري روز
آگهي هاي روزنامه آفرينش