جستجوي پيشرفتهبرو جستجو
دریافت Pdfارتباط با ماآرشيوشناسنامه صفحه اصلي
تاریخ 1386/04/16 - روزنامه مستقل سراسري صبح ايران - شنبه نسخه شماره 2803

 يادداشت 


مديريت دانش از ديدگاه يک استراتژي تجاري

نوشته: کارل کالست
ترجمه: صديقه احمدي فصيح

مديريت دانش به اطلاعات مي پردازد
ميزان صحيح اطلاعات در زمان مناسب مدتهاست که يک عامل مهم براي انجام انواع کارها بوده است. گرچه، ميزان اطلاعات موجود داخلي و خارجي زياد است. بيهوده نيست که امروزه مديران کاري درباره غرق شدن در دريايي از اطلاعات صحبت مي کنند. دو برابر شدن اطلاعات موجود در هر 8 تا 9 ماه يکبار بر ابعاد اين معضل مي افرايد. سعي بر کنترل گنجينه اطلاعات از نظر تعريف غيرممکن است. حداقل براي سازماني که کار انجام مي دهد بسيار پرهزينه خواهد بود.
بنابراين ابزار کنترل ديگري بايد پيدا شود. سوال اصلي بيشتر اين است که ما چگونه مي توانيم زندگي کردن را تجربه کنيم و شيوه هاي کاريمان را در کنار شرايط هرج و مرج اطلاعات اجرا کنيم؟ در يک چنين شرايطي، درک اينکه کدام اطلاعات براي کارمان مهم هستند، و کدام اطلاعات بطور کلي براي کار و فرآيندهاي مختلف ايجادکننده ارزش از اهميت کمتري برخوردارند براي ما مهم هستند.
جنبه اطلاعاتي مديريت دانش که شامل اطلاعات داخلي و خارجي از زمان پيدايش آن است، بايد از طريق مراحل استفاده و نگهداري در سرتاسر سازمان و از جهان خارج (شرکا، مشتريان، فروشندگان و ديگران) جريان پيدا کند تا زماني که اطلاعاتي قديمي شود و براي آنچه که ارزش دارد کاملا از آن بهره برداري شود.
بسياري از متخصصان اطلاع رساني با ذخيره و نظام مند کردن اطلاعات براي بازيابي و استفاده مجدد از آن اقدام مي کنند. براي يک سازمان دانش تنها تاکيد بر اين جنبه ها به تنهايي کافي نيست، بلکه اطلاعات بايد بر طبق نيازهاي واقعي کار از نظر کيفي کنترل شود و به فرآيندهاي کاري مرتبط بپيوندد.از طريق مناسبات مشترک ميان اطلاعات و فرايندهاي کار تجاري انسان است که سرانجام دانش و درک جديد ايجاد مي شود. در حقيقت مي توان گفت در فضاي ايجاد شده در زمينه دانش و عقايد جديد است که اساس توسعه و تغييرات بيشتر، جهت سودآوري بيشتر کار بنا گذاشته مي شود.
مديريت دانش به مردم مي پردازد
فرآيندها و روش هاي مديريت دانش توانايي دارند که با مرکز اطلاعات پيوستگي واضحي داشته باشند (بعنوان ذخيره اطلاعات، متن، تصوير، صدا و غيره) و مفهوم اطلاعات نيز در حافظه انسان ذخيره مي شود و با اعمال و رفتار انسان بيان مي شود. در اين زمينه، روابط بين منابع اطلاعاتي و اشخاصي که از آنها در ارتباطات مناسب استفاده و بهره برداري مي کنند، بي نهايت مهم هستند. ما تاکنون شاهد اين بوده ايم که نيروي انساني و کارمندان مهمترين عنصر براي کارهاي مختلف هستند.توجه داشته باشيد که رقباي شما دقيقا از همان سازوکارها و ابزارهايي استفاده مي کنند که شما از آنها استفاده مي کنيد و از همان منابع اطلاعاتي که در دسترس شما است بدين گونه که همان اطلاعات به شيوه اي متفاوت مورد استفاده قرار مي گيرند و در موقعيت ديگري قرار داده مي شوند و به گونه اي متفاوت تفسير مي شوند که ممکن است مهمترين عامل براي ايجاد يک تمايز در محيط کار شما باشد.
مديريت دانش به يادگيري چگونگي فراگيري مي پردازد
آيا شما تاکنون از خودتان پرسيده ايد که چگونه از تجربه هاي ديگران استفاده کنيد؟ لازم به ذکر است زماني که اين مسئله براي يادگيري به سازمان مي رسد، آموزش افراد با آموزش سازمان در تضاد خواهد بود و واضح و روشن است که بيشتر کارمندان از طريق شرکت و درگيري در فعاليتهاي کاريشان تجربه کسب مي کنند.
اين نوع مشارکت و درگيري موجب تشويق و پيشرفت کارمندان خواهد بود. از طرف ديگر در مقايسه با اين مي بينيم که بين يادگيري فردي و سازماني که بعنوان يک بدنه اصلي يادگيري است، رابطه خودکاري وجود ندارد و سازمان به خودي خود به خاطر داشتن اعضايي با سطح علمي بالاتر و با قدرت فراگيري عالي نسبت به ديگر سازمانها برتري ندارد.
در حقيقت افراد اغلب با سطح علمي بالاتر در به اشتراک گذاشتن دانش با ديگران عکس العمل نشان مي دهند. به هرحال، يادگيري سازماني به اين معنا است که دانش جديد، به صورتي به سازمان برگشت داده شود که فرآيندهاي تجاري، بهبود يابند و نوسازي  شوند.عکس العمل براي کسب پيشرفت ها بايد مستمر باشد و نيز بصورتي اجرا شود که سازمان آن را بعنوان مالکيت خود بپذيرد. بعنوان مثال بايگاني يک گزارش نهايي از يک پروژه يا درج تعداد ديدگاههايي است جهت بهبود در پايگاه داده هاي بي معنا و اتلاف وقت براي يک سازمان آموزشي، و در يک سازمان ابزارهاي اصلي و اساسي بايد بيشتر مورد استفاده قرار بگيرد. بکار بردن روشهايي که ما معمولا به آنها بهترين روش مي گوييم از تاثير بيشتري برخوردارند. اغلب چنين تکنيکهايي شامل طيف گسترده تري از مسائل مانند جريان فرآيند کار (بهبود نحوه انجام کارها)، بهره برداري از تجربيات گذشته، راه و روشهاي پيشنهادي براي همکاري و ارتباط، استفاده وسيع از تکنولوژي اطلاعات، مراکز مهارتهاي موردنياز و بالاخره ارزيابي مستمر و فرآيند پيشرفت که تکاملي هستند، به عبارت ديگر بهترين روشها، فرآيند کار آموزشي يا يادگيري سازماني هستند که بايد کنترل و اداره شوند.
بنابراين مديريت دانش استراتژيک يکي از ابزارهاي مديريت است که بر همه عناصر و فعاليت هاي مهم تجاري به منظور کسب سود اقتصادي تاکيد دارد.
مديريت دانش به ايجاد توان از طريق دانش مي پردازد
آموزش تنها يک فرايند واکنش پذير نيست که از دانش و تجارت گذشته استفاده نمايد بلکه سازمانهاي آموزشي واقعي تنها از طريق کارمنداني که از مهارتهاي شغلي بالايي برخوردارند، و همچنين کارمنداني که در حال آماده سازي، پيش بيني، تحت تاثير قرار دادن و شکل دادن به فرصتهاي شغلي آينده هستند، با آينده مواجه مي شوند.
در حالي که سازمان هاي تجاري سنتي چالشهاي کاري روزانه را از طريق سازمانهايي که براساس دانش و آموزش هستند حل مي کنند. از وجه مشخصه ساختار سازماني، سازمانهايي که براساس دانش هستند مي توان به مکانهاي ملاقات، عرصه هاي مبادله دانش و خلاقيت و نيز ايجاد شبکه در آن سوي مرزها اشاره کرد.
سازماني که براساس چنين ساختارهايي ايجاد مي شود توانايي بيشتري را در حل چالشهاي پيچيده تر که در آينده نزديک با آن مواجه مي شود خواهد داشت. مفهوم مديريت دانش فعالانه به ايجاد يک پايه استراتژيک براي يک گروه يا ساختار سازماني شبکه اي کمک مي کند.
مديريت دانش به مهارت در تغيير مي پردازد
اجراي يک استراتژي براي مديريت دانش دلالت دارد بر پرسش در مورد مسائلي که به فرآيندها و روشهاي کنوني کار مربوط مي شود. اما بطور فزاينده نه تنها پرسش بلکه شناسايي روشهاي موثرتر و جديد را نيز در انجام کار دربرمي گيرد. با انجام اين کار، همانطور که قبلا نيز مشاهده نموده ايم شما عقايد مرسوم در مورد فرهنگ گروهي، رفتار مورد قبول در ميان کارمندان، نظامهاي ارزشي و غيره را لمس مي کنيد.گرچه از ابتدا تاکيد بر انتظاراتي که در مورد مزايايي شغلي، نحوه ارزيابي نتايج بالقوه اجرا و همچنين تصميم گيري در مورد نحوه اجراي مطلوب مديريت دانش وجود دارد از اهميت ويژه اي برخوردار است. بدون ترديد يک سازمان رشديافته تقاضاهاي جديد براي پيشرفت و تغيير را بسيار آسانتر از ديگر سازمانهايي که رشد کمتري دارند بررسي مي کند.
مديريت دانش پايه سازمان آموزشي را ايجاد مي کند
ما سال ها سرگرم درگيري، تبادل نظر و بحث درباره سازمان آموزشي بوده ايم. بنابراين بايد کار خود را بهبود بخشيم و با قدرت هرچه بيشتر کار کنيم و نبايد کند عمل نمائيم، اين ها عباراتي بوده اند که به ما منتقل شده اند.بدون ترديد بسياري از اين مسائل عناصر اصلي براي ايجاد سازمان آموزشي واقعي هستند. از طرف ديگر سازمان آموزشي الگو يا ساختار سازمان نيست بلکه بطور کلي شکلي جديد از به اجرا درآوردن مديريت دانش است که برجسته ترين مشخصه هاي آن ارتباطات، رفتارهاي متقابل و عملکردهاي انساني است.
مديريت دانش نيازمند رهبري مدرن است
شرط لازم جهت اخذ نتايج موفقيت آميز در اجراي روند مديريت دانش آن است که مديريت سطح بالا داراي انگيزه و پيشرو، در کار باشد و اين موضوع اغلب در مديريت که بايد فرآيند را هدايت و راهنمايي کند بيان مي شود، اما در مورد مديريت دانش همان طور که قبلا شرح داديم در وجود پيکره سازمان نفوذ مي کند و شالوده هاي مديريت دانش بر همه فرآيندهاي کار، رفتار، فرهنگ و ارزشها غلبه مي کند و اين عوامل مذکور کارمندان را در همه سطوح و قسمت هاي متنوع سازماني را دربرمي گيرد.
بنابراين ضرورت و لزوم وجود مديريت سطح بالا در يک سازمان و نظام يافته بدان معناست که ضعف ها و شکاف هايي که به طور آشکار در يک سازمان وجود دارد و نمود پيدا مي کند بي درنگ بايد نسبت به حل عوامل مذکور اقدام گردد و در سازمان امکان اين که اعمال يا ديدگاهها بر ضد تغيير برانگيخته شوند وجود دارد. در واقع کارمند انعطاف پذيري که مايل به تغيير و تحول سازنده در ساختار کلي نظام مذکور است کارمندي است که انگيزه هاي او برانگيخته شود و مورد تشويق قرار گيرد در اين صورت استفاده از توان بالقوه وي آشکارتر مي گردد و اين به معناي قبول حق مسئوليت پذيري در انجام وظايف محوله و شناخت عمقي بهينه در اجراي پروژه کار اداري است و باعث توسعه بيشتر در کار مي گردد.
به عبارت ديگر تصميمات بايد در زمان معين و سطح مقتضي اتخاذ گردد. در واقع نظام هاي رسمي آنچنان که ما امروزه از آنها شناخت داريم موقعيت و قدرت را متزلزل مي کند. بدين ترتيب نظام هاي مشوق و براساس پاداش که بايد مورد استفاده قرار گيرند از اهميت زيادي برخوردار مي شوند.البته لزوما اين طور نيست اما واضح است که اين حقايق مي تواند منجر به ايجاد يک فلسفه مديريت کاري کاملا متفاوت شود و همچنين ممکن است اين شيوه مديريت جديد، گونه اي متفاوت از کارمندان را نسبت به آنچه که ما امروزه، اغلب شاهد آن هستيم بطلبد. اين مبحث مسئله اي در خور توجه و تفکر براي هر فردي است که درحال حاضر فرآيند انتخاب يک استراتژي مديريت دانش است.
ادامه دارد


نسخه چاپي ارسال به دوستان
 
ورزشي و قلمرو ورزش
سياسي و سياسي خارجي
دريچه هنر
مرز پرگهر
دانش و پژوهش
خبر دانشگاه
آموزش و سنجش
اقتصاد و بازار
گزارش تصويري روز
آگهي هاي روزنامه آفرينش