جستجوي پيشرفتهبرو جستجو
ارتباط با ماآرشيوشناسنامه صفحه اصلي
تاریخ 1396/03/28 - روزنامه سراسري صبح ايران (يكشنبه) نسخه شماره 5579

 نقد فيلم 

 موميايي،

اثري قابل ستايش

ميثم کريمي

«موميايي » عنواني است که در تاريخ سينما بارها و بارها ساخته شده اما شايد براي مخاطبين عصر حاضر، بيشتر نسخه سال 1999 با بازي برندن فريزر و ريچل وايز مشهور باشد که بعدها تبديل به يک سه گانه شد.حال پس از سالها قصه جديدي از «موميايي » اکران شده که از بابت پرداخت سوژه شباهت هايي به نسخه سال 1999 دارد با اين تفاوت که عناصر مطرح شده در فيلم با مباحث روز همخواني يافته اند.

امانت (صوفيا بوتلا ) شاهزاده اي است که در دوران باستان موميايي شده است تا سرنوشت شومي را تجربه نمايد. سالها بعد در عصر حاضر، زماني که محل دفن مقبره وي بمباران مي شود ، نيک ( تام کروز ) متوجه قبر موميايي مي شود سپس جني ( آنابل وليس ) که باستانش شناس است و معشوق سابقِ نيک، وارد ميدان مي شود تا مورد را بررسي نمايند. اما بزودي اين بانوي موميايي از خواب بر مي خيزد و هرچه عقده و خشونت در طي سالهاي اخير در خواب اندوخته را به نسل بشريت روا مي دارد و... .

«موميايي » در بخش هاي فني اثري قابل ستايش مي باشد که به لطف بودجه هنگفت و تکنولوژي هاي جديد کامپيوتري، صحنه هاي هيجان انگيزي را با حضور خانم موميايي رقم مي زند.اما مشکل اينجاست که بهانه فيلمساز براي روايت اين شلوغي بزرگ، گنگ تر از آن است که مخاطب لذت کاملي از تماشاي آن بر پرده نقره اي ببرد.

«موميايي » نويسندگان فراواني داشته و از اين حيث شايد بتوان مشکلات فيلم را ناشي از ازدياد نويسندگانش عنوان کرد زيرا علائم چند دستگي در قصه موج مي زند و ضعف در روايت چنان مشهود است که به سختي مي توان نمره قبولي به آن داد.

شخصيت هايي که براي «موميايي » در نظر گرفته شده اند، شامل شخصيت اصلي داستان به نام نيک مي باشد که با توجه به حضور تام کروز ، وضعيت مشخصي دارد و برگرفته از حال و هواي او در آثاري نظير«لبه فردا » و «جک ريچر » مي باشد.

اما فيلم شخصيت هاي مکملي هم دارد که فاقد کارايي مثبتي در فيلم مي باشند از جمله شخصيت جِني که تنها بهانه اي است براي نقل مکان نيک از يک سو به سوي ديگر! در واقع سازندگان ترجيح داده اند تا پرداخت کلاسيکي را متوجه شخصيت اصلي زن نمايند و جمله تاريخي آرنولد شوارتزنگر را يادآوري نمايند که معتقد بود :«زنان در فيلمهاي اکشن دست و پاگير هستند!» ديگر شخصيت فيلم که فردِ همراه نيک مي باشد، وظيفه بامزه بودن در هر شرايطي را دارد با اين توضيح که شوخي هاي او به ندرت مي گيرد و همين مسئله باعث شده تا حضور او بي ارزش باشد و البته يادآور حضور جان هانا در نسخه سال 1999 نيز باشد که البته نسبت به جانسون، به مراتب توانايي بيشتري به جهت اضافه نمودن بارِ کميک فيلم داشت.در فيلم يک راسل کرو هم وجود دارد که مشخص نيست در اين فيلم چه مي کند!

تنها برگ برنده فيلم را مي توان حضور تام کروز در نقش اصلي فيلم عنوان کرد که به هرحال حتي اگر فيلمنامه اثر هم ضعيف باشد، بهترين انتخاب براي هدايت صحنه هاي اکشن مي باشد.کروز مطابق معمول در تمام دقايق فيلم در حال فرار است و خانم موميايي هم به زمين و زمان متوسل مي شود تا بتواند بلايي بر سر او و مردم نازل نمايد اما راه به جايي نمي برد. کروز که در سالهاي اخير به واقع به بازيگر نقش هاي اکشن مبدل گرديده و کمتر مي توان او را در حالت سکون در سينما يافت، در «موميايي » نيز بازي خوبي از خود به نمايش گذاشته است و به عنوان قهرمان داستان پذيرفتني است؛ هرچند که شايد شوخي هايش خيلي هم در اينجا بامزه به نظر نرسند.

«موميايي » در مجموع از آن دسته آثاري است که با بودجه عظيم اما فکر اندک، به سينما آمده تا با سرهم کردن سکانس هايي که نياز به جلوه هاي ويژه کامپيوتري دارند، جيب مخاطب را هدف قرار دهد و او را به بهانه اين حجم از تکرار ، به تماشاي فيلم بنشاند.نسخه جديد «موميايي » حرف جديدي براي گفتن ندارد و اتفاقاً در موقعيت سازي هم خلاق نيست و از کليشه هاي رايج ژانر استفاده نموده.

«موميايي » توانايي سرگرم کردن مخاطبش را دارد اما ابداً توانايي ماندگار شدن در ذهن او را ندارد و تنها با يکبار ديدن مي توان عطاي آن را براي هميشه به لقايش بخشيد!


نسخه چاپي ارسال به دوستان
 
سياسي
خبر دانشگاه
دانستني ها
پزشكي
استانها
انرژي
اقتصادي
اجتماعي
هنري
ورزشي
آگهي