جستجوي پيشرفتهبرو جستجو
ارتباط با ماآرشيوشناسنامه صفحه اصلي
تاریخ 1396/06/02 - روزنامه سراسري صبح ايران (پنجشنبه) نسخه شماره 5633

 معاون‌ مديرعامل شرکت‌ نفت:
 خيلي حساس بوديم تا حاشيه‌هاي قرارداد قبلي توتال تکرار نشود 

 
معاون امور مهندسي و توسعه مديرعامل شرکت ملي نفت ايران درباره شيوه عجيب فازبندي پارس جنوبي در شروع توسعه اين ميدان توضيح داد و تاکيد کرد: خيلي حساس بوديم تا حاشيه‌هاي قرارداد قبلي توتال تکرار نشود.به گزارش فارس منوچهري معاون امور مهندسي و توسعه مديرعامل شرکت ملي نفت ايران در باره جزئياتي از قرارداد داخلي کنسرسيوم بين پتروپارس و توتال و چيني‌ها گفت :يک قرارداد مشارکت بين شرکا وجود دارد که روي آن کار کارشناسي بسيار زيادي شد و پتروپارس توانست حقوق مهمي را براي خود بگيرد. با پشتوانه ما وارد JMC شد و اين شرکت در کميته‌هاي خريد و مناقصه حضور دارد. کارشناسان ارشدش دسترسي به کل اطلاعات دارند و نحوه محاسبات را مي‌دانند و به نسبت سهمش مي‌تواند در مديريت حضور داشته باشد و در بخش‌هاي پاييني نيز مي‌تواند سهم بيشتري داشته باشد.

بنابراين پتروپارس با وجود اينکه اپراتور نيست، اما در تمام مراحل درگير است و از طرفي در مرحله بهره‌برداري حضور مستقيم دارد و در آنجا بار عمده بر روي دوش پتروپارس خواهد بود.

در ابتداي کار به نسبت تعداد قابل توجهي غيرايراني در پروژه خواهند بود، ولي به سرعت اين نفرات کم خواهند شد و کار به بدنه ايراني واگذار مي‌شود و قرار است وقتي ايراني‌ها در مرحله بهره‌برداري، آموزش ديدند کار به ايراني‌ها سپرده شود.وي در مورد وظايفي است که براي شرکت پتروپارس در قرارداد ديده شده است،توضيح داد:

من ريز وظايف را اطلاع ندارم. چون پتروپارس فعاليت‌هاي عمده‌اي را قبلا انجام داده است، قطعاً بخشي از اجراي پروژه در اختيار پتروپارس خواهد بود. اين شرکت قطعا در قالب يک سازمان فعاليت مي‌کند، که مديريت سازمان برعهده اپراتور خواهد بود.انتقال تکنولوژي به پتروپارس يکي از شروط قراردادي است و پتروپارس در مهندسي مخزن که مسئله بسيار مهمي است حتما حضور خواهد داشت و همين‌طور در ساختار مديريت پروژه و آموزش نيز حضور خواهد داشت.

در بحث ساخت داخل پيش‌بيني کرديم که در مناقصاتي که برگزار مي‌شود هم شرکت‌هاي ايراني و هم شرکت‌هاي خارجي حضور داشته باشند و يا خارجي‌ها با شريک ايراني جوينت شوند. ما رسما گفته‌ايم که اگر شريک ايراني داشته باشند و يا تجهيزات را از ايراني‌ها بخرند 10 درصد امتياز قيمتي به آنها تعلق مي‌گيرد.يعني يک کنسرسيوم با حضوري ايراني‌ها 10 درصد شانس بيشتري دارد تا يک کنسرسيوم بدون حضور ايراني‌ها. دوم اينکه اگر يک کنسرسيوم متشکل از شرکت‌هاي ايران و خارجي آمد و گفت که من تعهد مي‌کنم که مثلاً 70 درصد کالاي ايراني مصرف کنم، اگر اين تعهد محقق نشود برايش جريمه در نظر گرفته شده است که اين جريمه قطعا جريمه مالي خواهد بود.

به اين معنا که پيمانکاري تعهد مي‌کند مثلا 60 درصد از خريدهاي خود از ايران باشد و برنده مناقصه مي‌شود. اما در حين انجام کار يا پس از کار مشخص مي‌شود که 40 درصد بيشتر از تجهيزات داخلي استفاده نکرده و در واقع اين پيمانکار کمتر از تعهدش از امکانات داخلي استفاده کرده است که اين تبديل مي‌شود به ضريبي که در قراردادش ضرب شده و اين رقم کاهش مي‌يابد.وي در مورد ورود ايراني‌ها به بخش‌هاي ارشدتر پروژه است که به عنوان افراد مؤثر کمتر حضور دارند و زماني ورودشان پررنگ مي‌شود که به دوره بهره‌برداري رسيده‌ايم و در اين دوره بعيد است که تکنولوژي پيچيده‌تري در پروژه استفاده شودگفت :نکته مهمي را اشاره کرديد. ما تاکنون کار مهندسي مخزن به صورت جامع انجام نداده‌ايم و همين‌طور چاه حفر کرديم و برداشت کرديم. اما اکنون زمان آن است که با يک نگرش وسيع به مهندسي مخزن بپردازيم.

به شرکت توتال در فاز 11 اطلاعات جديدي داديم و به هر حال بايد مطالعات مخزني عميقي انجام شود که در همين جا چانه‌زني کرديم که شرکت پتروپارس بايد ورود پيدا کند و در دوره بهره‌برداري هم چون مخزن افت فشار دارد بايد مخزن مانيتور شود.

در واقع مثل يک موجود زنده تراز آب و فشار گاز و ميزان ميعانات بايد مديريت شود؛ يعني روند توليد و فعاليت مخزن بايد در لحظه مورد بررسي قرار گيرد؛ قطعا به دليل افت فشار مخزن بايد چاه‌هاي جديد حفر شود.

وي در مورد اينکه آيا امکان دارد که از شرکاي ايراني به عنوان شريک عامل استفاده کنيم نه غيرعامل تا شرکت‌هاي ايراني رشد کنند؟گفت :

در قانون و مصوبه دولت هيچ منعي وجود ندارد که ايراني‌ها اپراتور شوند. اما شرطش اين است که اگر پول داشته باشيم مثلا هزينه سرمايه گذاري 70 يا 80 يا 60 درصد پروژه را انجام دهيم آنگاه مي‌توانيم اپراتور شويم. بنابراين هيچ منعي در اين خصوص وجود ندارد.ما اگر در قرارداد فاز 11 حدود 60 يا 70 درصد پول را داشتيم قطعاً اپراتور مي‌شديم. اصل اجراي پروژه همين است، يعني کسي که پول مي‌آورد خودش مي‌خواهد مديريت ريسک انجام دهد.هرگز شرکت‌هاي صاحب سرمايه قبول نمي‌کنند پولشان را به اپراتوري دهند که از نظر رتبه کمتر از شرکت‌ صاحب سرمايه هستند. اگر الان پروژه‌هاي کوچک‌تري را تأمين مالي کنيم قطعاً شرکت‌هاي ايراني نقش اپراتور خواهند داشت که البته پروژه بسيار زياد است و هم اکنون 50 طرح روي ميز داريم و 50 طرح هم در آينده مي‌آيد.وي در مورد اينکه توتال چگونه مي‌خواهد پول را منتقل کند و بة پيمانکاران خود پول پرداخت کند؟ نقل و انتقالات اين پول قطعا هزينه‌هاي بالايي خواهد داشت. اين هزينه‌ها ر روي دوش کدام طرف قرارداد است؟افزود:اين سوال را بايد از توتال بپرسيد. اين منطقي‌تر است که بپرسيم تو که آمدي در ايران پروژه گرفتي پول را چگونه مي‌خواهي منتقل کني؟ قطعاً فکرش را کرده است.توتال حتماً اين موضوع را پيش‌بيني کرده است. حتماً با بانک‌هايي توافق کرده است و مبادي را باز خواهد کرد. يکي از مزيت‌هاي اين قرارداد اين است که توتال راه را باز مي‌کند.

به هيچ وجه. ما هيچ موضوع غيرشفافي نداريم و هيچ امتياز ويژه‌اي به توتال نداديم.


نسخه چاپي ارسال به دوستان
 
سياسي
خبر دانشگاه
دانستني ها
پرشكي
استانها
انرژي
اقتصادي
اجتماعي
هنري
ورزشي
آگهي