جستجوي پيشرفتهبرو جستجو
ارتباط با ماآرشيوشناسنامه صفحه اصلي
تاریخ 1396/11/05 - روزنامه سراسري صبح ايران(پنجشنبه) نسخه شماره 5757

 گفتگو ي اختصاصي آفرينش با حجت الاسلام سيدرضا اکرمي ؛
 امروز نماز جمعه از نظر کميت و کيفيت وزن ندارد 

 در آستانه سالگرد انقلاب اسلامي ايران هستيم؛ انقلابي که ريشه فرهنگي آن بيش از عوامل ديگر مورد توجه حاميان و کارشناسان قرار دارد. فرهنگي که برخاسته از آزادي انديشه و حرکت در چارچوب اصول اسلامي تلقي مي شد. بايد اذعان داشت که از بدو مبارزات انقلابي، نگرش ها و باورهاي انقلابيون و در راس همه امام خميني(ره) بر ساخت جامعه اي برگرفته از سلايق مختلف و رشد سرمايه هاي اجتماعي تاکيد داشتند.

عليرغم آن نگرش هاي اصيل و ناب، پس ازتثبيت ساختارهاي نظام در دهه هاي بعدي شاهد منشق شدن جريان هاي سياسي از محور اصلي انقلاب بوديم. برخي به سبب افراط در اصلاحات و برخي به سبب افراط در اصولگرايي، موجب برهم خوردن وحدت وصف ناشدني در دهه اول انقلاب گرديدند.

همين افتراق ميان سلايق موجب بروز مشکلات فراواني در تحقق اهداف سياسي، اقتصادي و فرهنگي کشور گرديد. چرا که هريک از جريان ها، به سبک و شيوه اي غلط براي رقابت روي آوردند و تخريب را جايگزين فعاليت هاي مدني کردند. در اين ميان آنچه موجب آسيب جدي گشت، خدشه دارشدن اعتماد عمومي به عملکردها و تصميمات کارگزاران نظام بود.

اينبار فاصله ميان جامعه و مسئولان به وجود آمد و اتفاقات مختلف اعم از فسادهاي کلان مالي، سواستفاده از جايگاه و قدرت، سليقه گرايي درامور و تحميل آن بر اقشار مختلف و مسائلي از اين دست موجب نارضاتي مردم گرديد. از اين مرحله به بعد ديگر شاهد آن فرهنگ ناب انقلابي و باورهاي اصولي در بطن جامعه نبوديم. چرا که فرهنگسازان کشور ديگر دغدغه اي وراي حفظ ارزش ها داشتند و تحقق خواست مردم را در اولويت هاي بعدي قرار دادند.

يکي از مهمترين مراکز فرهنگي و به عبارت تغذيه کننده فکري جامعه تريبون نمازجمعه بود که از ابتداي انقلاب شخصيت هايي همچون آيت الله طالقاني، شهيد بهشتي، مقام معظم رهبري، آيت الله هاشمي و ديگر مسئولان خدمتگذار را در بطن خود داشت و با صلابتي احياگرانه به مشکلات مردم و دغدغه هاي کشور مي پرداختند.

اهميت اين گردهمايي عبادي سياسي را مي توان با حضور پرشور و جمعيت کثير نمازگزاران درهر جمعه وتوجه رسانه هاي خارجي و کشورهاي منطقه، مهرتاييد زد. اما اکنون
سال هايي را پشت سرگذاشته ايم که مدام از جمعيت آن کاسته شده و گرايشات سياسي بر آن مستولي شده است.

دراين باره با حجت الاسلام سيدرضا اکرمي عضو شوراي مرکزي جامعه روحانيت مبارز و رئيس شوراي فرهنگي نهاد رياست جمهوري به گفتگو نشستيم و موضوعات مختلف جامعه امروز را بررسي کرديم. در زير متن مصاحبه با ايشان را ملاحظه مي فرماييد.

چند سالي است که نماز جمعه جايگاه ويژه و سابق خود را از دست داده و انتقاداتي بر امامان جمعه و خطبا وارد است، با توجه به اينکه شما زماني را درجامعه وعاظ مشغول بوده ايد بروز چنين وضعيتي را ناشي از چه عاملي مي دانيد؟

درباره نمازجمعه چند مطلب مختلف وجود دارد که بايد از هم تفکيک شود. يک اصل نمازجمعه است که در قرآن شريف درسوره جمعه تاکيد کرده که با جديت در نماز جمعه شرکت کنيم. لذا بايد نگاهمان به نماز جمعه قرآني باشد و آن را يک تريبون و سنگري بدانيم که ادا کننده حق واقعي آن باشد.

ما درحال حاضر 900 نمازجمعه و 900 امام جمعه داريم، دراين تعداد نماز، بايد ائمه جمعه درمورد کارتخصصي خود مطالعه، بررسي و مشاوره داشته باشند. اين مطالعه علاوه مضامين اسلامي بايد مسائل و واقعيت هاي اجتماعي ما را در بر بگيرد.

اگر خطيب جمعه ما اهل مطالعه، مباحثه و مشورت باشد، يقيناً مي تواند تريبون نمازجمعه را براي مردم تبديل به يک دانشگاه نمايد. وي بايد دانا و عالم به زمان باشد و بداند در شهر چه مي گذرد، در استان چه مي گذرد، در پايتخت چه مي گذرد، در کشور چه مي گذرد و بالاخره در جهان چه تحولاتي درحال رخ دادن است. وي نمي تواند و نه حق دارد از اين جريانات بي اطلاع باشد، چرا که صرفاً نمي توان به صحبت هاي يکطرفه بسنده کرد.

لذا خطيبي مثل آقاي فسلفي مي فرمودند«من هفتاد سال منبر رفته ام اما براي هر بار منبرم هشت ساعت مطالعه مي کنم». آيا خطباي ما در نمازجمعه چنين رويکرد و روشي دارند؟ آيا وقتي که امام جمعه صحبت مي کند پس از خطابه وي، شرکت کنندگان قانع مي شوند؟ آيا آنها که از راديو و تلويزيون گوش مي دهند و مي بينند از حرف هاي او قانع مي شوند؟! وقتي صداي آنها ضبط شد آيا مي تواند به عنوان سند براي ايام ديگر به آن استناد کرد؟

امروز در تمام منبرها و مجالس وعظ مستمعين حداقل ديپلم به بالا هستند و ديگرخبري از بي سواد و کم سواد نيست. اگر ميخواهند نمازجمعه جاذبه داشته باشد بايد سطح سخن را بالا ببريم و به واقعيت ها نزديک کنيم، نه آنچه که خود دوست داريم به خورد مردم بدهيم.

نمازجمعه بعداز انقلاب محل آرامش بخشي به جامعه بود

دراين مسئله بايد به نمازهاي جمعه تهران و کلان شهرها دقت بيشتري داشت. درمورد تهران از زماني که آيت الله طالقاني امام جمعه شد و ائمه جمعه بعدي، تريبون نمازجمعه پايتخت چه براي آنها که در نماز شرکت کرده بودند و چه آنها که شب در تلويزيون مشاهده مي کردند، منبع تغذيه فکري، فرهنگي و سياسي بود. به عبارتي نمازجمعه تهران يک جريان فکردهي و فهم دهي به مردم تلقي مي شد. نمازجمعه بعد از انقلاب يک مرکز اميد دهي، آرامش بخشي و سياست دهي به جامعه تلقي مي شد. لذا ائمه جمعه حتما بايد يک سر و گردن به لحاظ فکري و مطالعاتي از ديگر شرکت کنندگان بالاتر باشند و آستانه تحملشان افزون گردد.

بنابراين اگر مي خواهيم نمازجمعه به خصوص در کلان شهرها جاذبه داشته باشند حتما ائمه جمعه ما بايد اهل مشورت با کارشناسان شوند، مطالعه کنند و به بحث بنشينند تا بتوانند يک نماز جمعه جاذبه دار و اغنائي القا بکنند. درغير اين صورت امروز مشاهده مي کنيم که نمازجمعه تهران تبديل به يک «نماز جماعت بزرگ» تبديل شده است. آن نمازهاي جمعه که آيت الله طالقاني داشت، مقام معظم رهبري و آيت الله هاشمي داشتند ديگر ديده نمي شود. امروز نماز جمعه از نظر کميت و کيفيت وزن ندارد. بايد خطباي ما وقت بگذارند و آسيب شناسي کنند و از همه مهمتر تحمل و آستانه پذيرش نقد را بالا ببرند.

مسائل معيشتي مردم در چند وقت اخير به صورت گسترده و پررنگ تر مطرح شده و شاهد اعتراضات علني مردم به وضع بيکاري و مشکلات اقتصادي هستيم. چرا در اين مورد با مردم واضح و به بيان ساده سخن گفته نمي شود و خواسته هاي آنها مورد توجه قرار نمي گيرد؟

مسئله معيشت و فقر صرفا به ايران ختم نمي شود و در سايرکشورهاي دنيا نيز حتي کشورهاي توسعه يافته بيکاري، فقر و گرسنگي وجود دارد. ما بايد بپذيريم که درکشور ما اقشاري وجود دارند که قادر به تامين نيازهاي اوليه خود نيستند. با پذيرفتن اين صورت مسئله بايد به دنبال راهکار آن باشيم. رهبري امسال را به سال اقتصاد مقاومتي، توليد و اشتغال يا اقدام و عمل نامگذاري کردند. اين عنوان درعيد نوروز براي تمام ملت ايران مطرح شد. رهبري نگفت که اقتصاد مقاومتي فقط براي دولت است يا براي بخش خصوصي يا براي مردم است. بلکه همه آحاد ملت را به اين امر توصيه کردند، بنابراين همه بايد پا به ميدان بگذارند.

امروز هيچ بخش و نهادي خود را مقيد به اقتصاد مقاومتي نمي داند. بايد تمام احاد جامعه اعم از بخش خصوصي، تعاوني ها، بخش دولتي، قواي ديگر و نيروهاي مسلح، بازاريان و مردم خود را ملزم به اجراي اقتصاد مقاومتي کنند. در اقتصاد ساده ما بحث عرضه و تقاضا بسيار با اهميت است. لذا وقتي ما حجم غيرقابل باور واردات را طي سال هاي اخير مشاهده مي کنيم، آن وقت توقع داريم مردم اين کالاي چيني يا وارداتي را نخرند؟ توقع داريم با اين حجم واردات توليد کنندگان ورشکست نشوند و بيکاري افزايش نيابد؟ امروز به هرصنفي وارد مي شويم شاهد نمونه هاي کثير خارجي هستيم و ديگر جايي براي محصولات کارخانجات داخلي وجود ندارد. مابايد بين عرضه و تقاضا يک تناسب عقلاني ايجاد کنيم و اين وظيفه بخش خصوصي است.

اما بخش ديگر کار بر دوش دولت و نهادهاي نظارتي است. وقتي ما نمي توانيم بر فروش لبنيات و اقلام خوراکي نظارت کنيم و در هر مغازه اي قيمت ها متفاوت است، چطور توقع داريم اقتصادمان سالم و پويا باشد.

بهره کاري در کشور ما تاسف بار است

نکته مهم ديگر اين که بهره کاري ما بسيار پايين است. کار مفيد در دستگاه هاي دولتي ما به يک ساعت هم نمي رسد و بخش هاي خصوصي نيز کمي بيشتر از اين آمار کار مي کنند. اما بقيه ساعات کاري هدر مي رود و تلف مي شود. انقدر که در ادارات ما سيگار و چايي مصرف مي شود، زماني براي بهره وري وجود ندارد.

بنده پنج دوره نماينده مجلس و عضو کميسيون صنايع بودم و سفرهاي خارجي به کارخانجات مختلف داشتم و مطلع مي شدم که ميزان ساعات کار مفيد آنها شش ساعت در روز است که در مقايسه باکشورمان حرفي براي گفتن نمي ماند.

درمواجهه با مشکلات فرافکني مي کنيم

متاسفانه ما همه درحال فرافکني هستيم و بارمشکلات اقتصادي کشور بر روي زمين مانده و صرفاً مشکلات را به گردن يکديگر مي اندازيم. اما راه حل اين است که هردستگاهي براي خود اتاق فکر داشته باشد و در آن پيشنهادات و انتقادات عمومي را آزادانه مطرح و رسيدگي کنند. متاسفانه امروز بحث مشاوره و مشورت در امور ما بسيار کمرنگ شده است.


نسخه چاپي ارسال به دوستان
 
سياسي
خبر دانشگاه
انرژي
پزشكي
اقتصادي
استانها
ورزشي
آگهي