جستجوي پيشرفتهبرو جستجو
ارتباط با ماآرشيوشناسنامه صفحه اصلي
تاریخ 1397/01/28 - روزنامه سراسري صبح ايران(سه شنبه) نسخه شماره 5811

 مشکلات کشور نياز به يک حزب واقعي دارد؛
 دکتر بادامچيان : مردم از درگيري هاي سياسي خسته شده اند 

 
قسمت دوم - پاياني

درحوزه سياست خارجي و برجام، شاهد فشار اروپا به ايران براي انجام مذاکره پيرامون توان موشکي و قدرت ايران در منطقه هستيم. اينکه ايران براي حفظ برجام بايد چه اقدامي انجام دهد و هزينه و فايده اين اقدام چه مي تواند باشد؟

بايد ابتدا به اين مسئله نگاهي واقع گرايانه داشته باشيم که مشکلات اقتصادي ما صرفاً با برجام حل نخواهد شد. البته اجراي درست برجام در بهبود فضاي اقتصاد ما تاثير گذار است اما ريشه هاي اقتصاد ما ارتباطي با برجام ندارد. الان چند سال است که برجام به تصويب رسيده است اما مفاد آن اجرا نشده، آيا کشور ما اداره نشده و همه چيز به برجام بستگي داشته؟!

برجام بحث هاي اين چنيني و ظاهري نيست. بلکه برجام يک نياز غرب بود که ما را به جايي برساند که بگويد تحريم ها را برمي داريم در مقابل شما هم از تخريب غرب دست برداريد. اوباما 5 بار به مقام معظم رهبري نامه نوشت، لذا دولت دهم درآخرين سال عمرخود موضوع مذاکره را با رهبري مطرح کردند و ايشان نيز مطرح کردند که با مذاکره مخالفت نيستند اما اعتمادي هم به آمريکا ندارند. با اين حال پذيرفتند وکار جلو رفت. اما دولت آقاي احمدي نژاد قادر به اين کار نبود و به جاي آن دولت آقاي روحاني که در مذاکرات سابقه داشت مذاکرات را با يک ذهنيت برد- برد آغاز کرد.

برد - برد معنايي ندارد

من همان زمان به آقاي روحاني نوشتم که نه آمريکايي ها به ما بردي خواهند داد و نه ما مي توانيم به آنها بردي بدهيم و اين مسئله اي غلط است. البته ما مي توانيم بر سر مسائلي مذاکره داشته باشيم و به تفاهم برسيم. اما در اين مسئله به خصوص بردي براي طرفين نخواهد بود. با اين حال مذاکرات را شروع کردند و غربي ها ابتدا گمان مي کردند اين مذاکرات به نفع آنها خواهد بود.

پس از مدتي به جايي رسيدند که ديدند اين مذاکرات و دستاوردهاي آن موجب افزايش قدرت ايران شده است. اينکه آقاي ظريف 18 روز وزيرخارجه آمريکا را در ژنو نگه مي دارد و باهم قدم مي زنند و گفتگو مي کنند، شايد در داخل ضعف تلقي گردد اما در دنيا نوعي اقتدار ايران را به نمايش گذاشت. دنيا متوجه شد آمريکايي که خواسته هاي خود را به ديگر کشورها ديکته مي کرد امروز درحال گفتگو با ايران است تا به نتيجه مشترک برسند.

بعد از آن اوباما در گفتگوهاي خود در رسانه ها اعلام کرد که راهي جز توافق با ايران وجود نداشت و از سوي ديگر غرب اعلام کرد که ما به فتواي آيت الله خامنه اي رهبر ايران اعتماد داريم. اين دنيا را متوجه کرد که ايران سلاح هسته اي ندارد. پس از آن پذيرفتند که ايران داراي دانش هسته اي و غني سازي است. وجه قدرت ايران اين بود که 1+5 با تمام قدرت و سياست ورزي هاي خود يک طرف بودند و طرف ديگر نمايندگان ايران نشسته بودند، اين نشان از وزن ايران است نه قدرت آنها.

در حال حاضر ما به تعهدات خود عمل کرديم اما درواقع چيزي به آنها نداديم و آنها هم چيزي به ما ندادند. حال اروپا و آمريکا بر سر دوراهي گيرکرده اند که آيا برجام را ادامه دهند يا از آن خارج شوند. اين نشان از هدايت هوشمندانه رهبري است و البته زحمات مذاکره کنندگان نيز غيرقابل انکار است.

درحال حاضر ترامپ بر سرکار است اما نمي داند بايد اين برجام را لغو کند يا تاييد يا تعليق نمايد. اروپا نيز دچار چندگانگي شده و نمي داند بايد با برجام چه برخوردي داشته باشد. ازيکسو مراودات اقتصادي گسترده با ايران دارد و از سوي ديگر با برهم خوردن برجام از سوي آمريکا تمام تلاش هاي ديپلماتيک به باد مي رود.

برجام ربطي به اوضاع اقتصادي ما ندارد

اما با تمام اين تفاصيل بازهم برجام ربطي به اوضاع اقتصادي ما ندارد. اگر ما با اتکا به داشته ها و توان داخلي قد بلند کنيم چرخ صنعت را به راه بيندازيم نيازي به برجام نداريم. ما با اتکا به مردم، رهبري هوشمند و جوانان ماهر قادريم بسيار از مشکلات امروز را رفع کنيم و قدرت اقتصادي خود را به رخ بکشيم. اگر اين چنين شود ما نيازي به نفت نداريم و مي توان با درآمدهاي مالياتي کشور را اداره کرد واينقدر هم فشار به مردم وارد نمي شود. منتهي تحقق اين مسئله نيز نياز به يک حزب دارد. که با برنامه و بررسي و جمع آوري نخبگان کشور به دور از بحث هاي جناحي شايسته سالاري را محقق کند.

درحال حاضر وحدت نه در دولت اقاي احمدي نژاد ديده شد و نه امروز در دولت آقاي روحاني ديده مي شود. حزب بايد کسي را حمايت کند که در مقابل مردم احساس مسئوليت کند.

بايد تفکرات استان هاي مختلف کشور در امور کشور دخيل شوند. حزب مي تواند تمام اين مسائل را فراهم کند و وحدت رويه را ايجاد
نمايد.

به وجود آمدن مباحثي همچون رفراندوم و انتخابات زودهنگام در چهلمين سال از عمر انقلاب اسلامي، چطور تفسير مي شود و چرايي طرح شدن چنين مسائلي دراين برهه از زمان چيست؟

ايران بر اساس شعارانقلابي خود يعني "استقلال و آزادي" کشوري آزاد است، وقتي استقلال داريم يعني اينکه اين استقلال در توده هاي مردم به صورت استقلال سياسي و فرهنگي و... برقرار است. هرکس نظر خود را مطرح مي کند و طبعاً وقتي به انتخابات يا به بحث هاي کلان مي رسيم يک وحدت و يک فرآيند مشترک پديد مي آيد همچون 22 بهمن که همه طيف و سليقه اي در آن شرکت مي کنند و نظرات خود را نيز بيان مي کنند.

در طول اين 40 سال همه نوع نظري در بستر انقلاب بيان شده است. از نامه بازرگان به امام(ره) تا فضاي جنگ و دفاع مقدس و ديگر نامه ها و بيانيه ها از سوي افراد و گروه هايي که از اول انقلاب حضورداشتند و به تدريج ريزش پيدا کردند. همچنين رويش هاي انقلاب که بسيار گسترده هستند.

بنابراين طرح مسائلي همچون انتخابات زودهنگام چيز عجيبي نيست. مگر باراولي است که چنين موضوعي درکشور ما مطرح شده است. تجديد انتخابات، انتخابات زودهنگام،
درخواست هاي متعدد از امام و رهبري براي کنارگذاشتن افراد، به قولي رهنمود دادن به ولايت هميشه بوده است و بعضاً خواستار اين بوده اند که ولايت براساس نظر و خواست آنها عمل کند!

درزمان آقاي احمدي نژاد، مجلس هشتم موافقت چنداني با ايشان نداشت. اما سياستي که امام داشتند و مقام معظم رهبري نيز دارند اين است که درتمام امور براساس قانون حرکت کنيم. يعني وقتي دولتي براي چهارسال انتخاب شد ديگر بايد اجازه داد که حرکت کند، مگراينکه به جايي برسد که ادامه حرکت آن براي نظام امکان پذير نباشد.

اما جامعه يک انتظار و توقعي از مسئولان دارد و اينکه آنها به خاطر مردم و براي خدا و نظام و انقلاب حرف بزنند. مردم ولايت فقيه را عامل صلابت نظام مي دانند. 22 بهمن مصداق اين کلام است که همه به خاطر انقلاب و ولايت به ميدان آمدند. لذا انتظار عمومي مردم اين است که مسئولين نيز به اين مسئله پايبند باشند و بي جهت دعوا و حواشي پيش نياورند.

مردم از اين جنگ و درگيري ها تنفر دارند

مردم از اين جنگ و درگيري ها تنفر دارند. يک فردي خود را اصلاح طلب مي داند هر روز جناح مقابل را تخريب مي کند. فرد ديگر خود را اصولگرا مي داند هر روز ديگري را نقد و تخريب مي کند. اين مسائل چه حاصلي براي کشور دارد؟!

اين افراد و گروه ها بايد به اين فهم برسند که امروز در کشور و کنار هم چه کاري بايد انجام دهيم. اگر بيکاري هست بايد براي آن برنامه ريزي کنيم. نه اينکه دولت جديد دولت قبل را ناتوان بداند و خودش هم نتواند کاري براي بيکاري جوانان بکند. به جاي اين اتهام زني و دعواهاي بي حاصل بايد فکري براي جوانان انجام داد.

آقايي(احمدي نژاد) پيش از اين رئيس جمهور بوده و حالا نامه اي نوشته، کارخوبي نکرده است چرا که اگر ميخواست خيرخواهي کند و عملش سازنده باشد، محرمانه به مقام معظم رهبري نامه مي داد. حالا اين کار را کرد و عده اي هم شلوغ کاري کردند، اما حاصل آن چيست. جزآنکه رسانه هاي خارجي را برعليه کشور تحريک کند.

اين کار را انجام داد و نامه را نوشت و عده اي هم به طرفداري و برخي به مخالفت با وي برعليه يکديگر اقدام کردند. چه تاثيري برروند حل مشکلات ما داشت. چه نقشي در تحقق اقتصاد مقاومتي داشت.

انرژي کشور بايد در راستاي مشکلات کشور خرج شود . ما ديگر نمي توانيم از خارج کشور افرادي همچون "مليسپو" بياوريم تا اقتصاد ما را ساماندهي کند!. ما کشوري مستقل هستيم ديگر معنا ندارد از غرب کمک بخواهيم تا اوضاع مارا بهبود ببخشند.

من معتقدم کسي نبايد به اين آقا و کردارش توجه کند. اگرکسي به آن توجه نکند چه کار ميخواهد بکند. نبايد وقت خود را صرف چنين افراد و اموري کرد.


نسخه چاپي ارسال به دوستان
 
سياسي
خبر دانشگاه
انرژي
پزشكي
اقتصادي
استانها
ورزشي
آگهي