جستجوي پيشرفتهبرو جستجو
ارتباط با ماآرشيوشناسنامه صفحه اصلي
تاریخ 1397/07/19 - روزنامه سراسري صبح ايران(پنجشنبه) نسخه شماره 5951

 سرمقاله 

يک ملت چند صلاح و مصلحت دارد؟!

حميدرضا عسگري

اختلاف سليقه و تضارب آرا در امور مختلف نشان دهنده پويايي جوامع مدرن و دموکراتيک است. اين اختلاف سلايق در جوامعي همچون سوئيس به گونه اي است که مردم بر سر کوچکترين و ساده ترين مسائل شهروندي رفراندوم برگزار مي کنند.

اين تضارب آرا در ديگر جوامع نيز خود را در فعاليت احزاب مختلف بروز مي دهد و مردم براي نحوه مديريت امور خود و کشورشان، انتخاب مي کنند که برنامه کدام حزب را دنبال کنند. اما نکته قابل اهميت اينجاست که در تمامي جوامع دموکراتيک، «منافع ملي» در مسائل کلان بدون هيچگونه سليقه‌گرايي اعمال مي شود و نفع ملت و کشور به هيچ وجه دستمايه سليقه‌گرايي قرار نمي گيرد. ممکن است هريک از احزاب براي رسيدن به هدف اصلي، از مسير مجزايي حرکت کنند اما هدف و مقصد، يکي است.

اما مسئله «منافع ملي» گويا در کشور ما به گونه ديگري تعبير مي شود و شاهد دوگانگي و تضادي 180 درجه‌اي بين تفسير يک جريان با جريان ديگر هستيم. جاي بسي تامل و تعجب است که صلاح و مصلحت يک ملت و کشور بدون همگرايي جمعي با بروز اختلافات شديد (درگيري و خودزني) دنبال مي شود و تنها چيزي که مورد توجه قرار نميگيرد منفعت ملت وکشور است!

به عنوان مثال، مسئله FATF به عنوان موضوعي که مستقيماً با منافع ملي و حتي معيشت مردم کشور در ارتباط است، موجب بروز تنشهايي گرديد که حواشي هزينه آوري براي کشور به همراه داشته است. رد و بدل شدن الفاظي همچون "خيانتکار، وطن فروش، خودباخته " و تهديد يکديگر به تسويه حساب در ميان جريانهاي سياسي، فضايي نگران کننده را به وجود آورده است که حاصلي جز افتراق و اختلاف دروني چيزي نخواهد داشت.

جاي تعجب است که درمورد يک مسئله بين المللي، وحدت رويه اي ميان سياسيون وجود ندارد و مردم مظلوم را در ناآگاهي نگه مي دارند تا با جريان سازي هاي مختلف از افکار عمومي به نفع خود استفاده کنند.

بدون ورود به بحث محاسن و معايب FATF ، و در يک نگاه کلي بايد گفت که اين مسئله براي کشور و ملت ما مناسب هست يا نيست؟ اگر مناسب است اين همه حواشي براي چيست، اگر مناسب نيست اين همه پافشاري براي تصويب آن از چه بابت بوده است؟!

چرا به صورت گسترده و عامه فهم، جزئيات طرح مذکور براي جامعه تشريح و تفسير نمي شود؟

مردم ما به سطحي از شناخت و شعور رسيده اند که قادرند مسائلي پيچيده تر از طرح مذکور را درک کنند وآنچه به صلاح خود وکشورشان است را انتخاب نمايند.

آنچه ازفضاي فعلي برداشت مي شود، اينگونه است که گويا منافع ملي و ملت در اولويت نيست و دستخوش برخي خواسته ها و اهداف سياسي قرار گرفته است.

در چنين مواردي، اگر عقلانيت جمعي نظام در مسير مصلحت ملي قرار نگيرد، ممکن است مصالح ملي قرباني منافع حزبي گردد. در اين صورت بيشترين آسيب تصميمات غير منطقي، مشمول حال مردم و حتي نسلهاي آينده خواهد شد.

به نظر نمي رسد بررسي و کارشناسي چنين طرحهايي کار مشکلي باشد، اما به بيان تنها يک نکته بسنده مي کنيم: مصلحت و منفعت براي ملت يکي است و دوگانگي در آن وجود ندارد. اگر شاهديم که اختلافات شديدي درمورد تاييد و يا مخالفت با چنين طرحهايي دربين جريانهاي سياسي شکل گرفته است، بايد براين گزاره صحه گذاشت که منافع برخي گروهها در گروي سرنوشت طرحهاي مزبور خواهد بود و منافع ملي در اولويت نيست...

hamidasgari2020@yahoo.com


نسخه چاپي ارسال به دوستان
 
سياسي
خبر دانشگاه
انرژي
پزشكي
اقتصادي
استانها
ورزشي
آگهي