جستجوي پيشرفتهبرو جستجو
ارتباط با ماآرشيوشناسنامه صفحه اصلي
تاریخ 1397/11/14 - روزنامه سراسري صبح ايران(يكشنبه) نسخه شماره 6045

 سرمقاله 

چالشي بزرگ براي جامعه تک فرزند ما

آذر فخري 

يکي از بزرگ‌ترين چالش‌هاي آينده کشور ما، که نشانه‌هاي آن از امروز هم قابل رويت است، سالمندي است و پير شدن جامعه. در نگاه اول شايد اين‌طور به نظر برسد که به پيري رسيدن يعني بهبود و در دسترس بودن امکانات بهداشتي و افزايش اميد به زندگي که در گروي سلامت جسمي و رواني است. والبته چنين نيز هست؛ با پيشرفت‌هاي علم پزشکي و نيز باسوادشدن مردم، روش‌هاي پيشگيري از بيماري‌ها و نيز خود مراقبتي و خود کنترلي در بين افراد جامعه رواج يافته و حال به جايي رسيده‌ايم که امروز 9درصد جامعه ما را افراد بالاي شصت سال تشکيل مي‌دهند. افرادي که اغلب از گردونه کار و توليد خارج شده و در حال سپري کردن دوران بازنشستگي خود هستند.

اما همين اتفاق که در ذات خود مي‌تواند خجسته باشد، آينده سرزمين ما را تهديد مي‌کند از دو جنبه.

اول اين‌که با افزايش تعداد سالمندان، زيرساخت‌هايي براي اداره و نگه‌داري مناسب آنان ديده نشده و نقشه خاصي در مورد گذران روزهاي واپسين زندگي اين افراد وجود ندارد. شايد روزگاري مي‌شد به خانواده‌ها اميدوار بود، چرا که بنا به رسم و سنت، پدر و مادر بزرگ‌ها همواره توسط فرزندان‌شان نگهداري مي‌شدند و البته قدر و ارج و اعتباري نيز داشتند. اما امروز با گسترش خانواده‌هاي هسته‌اي و اغلب تک‌فرزند، نمي‌توان به اين بعد از نگه‌داري سالمندان اميد بست؛ در همين سال‌ها شاهد افزايش خانه‌هاي سالمندان و نيز سالمندان رها شده هستيم. اگر روزگاري با معضلي به نام رها سازي نوزادان و کودکان مواجه بوديم، اين روزها خبر از رها سازي سالمندان مي‌شنويم.

مسئله دوم در ارتباط با سالمندان، مشکلات اقتصادي است. بسياري از خانواده‌ها، حتي در صورتي که با والدين پيرسال خود زندگي کنند، آن‌قدر درگير تامين معيشت هستند که عملا پيران خانواده در خانه تنها مي‌مانند يا به پرستار سپرده مي‌شوند. در اين حال، با افزايش استرس‌هاي مالي و کار کردن مداوم افراد خانواده، فرصتي براي گفت‌وگو و گپ‌زدن‌هاي فرزند والدي نمانده است و اغلب اين سالمندان بدون همکلام و روزها و ساعت‌ها تنها يا با پرستاري که او هم حوصله حرف زدن ندارد، رها مي‌شوند. واگر سالمند اعتراضي بکند گاه مورد اهانت کلامي يا فيزيکي قرار مي‌گيرد. طبق گزارشي که اخيرا خبرگزاري ايسنا اعلام کرده، جامعه ما با افزايش 56 درصدي سالمندآزاري مواجه است. اتفاقي که با توجه به سنت و دين ما، غريب و غيرقابل باور به نظر مي‌رسد، اما شوربختانه چنين است.

طبق اين گزارش، اگر سالمند تحت آزار و شکنجه فيزيکي واقع نشود حتما نوعي از آزارهاي رواني را تجربه مي‌کند. سالمندان ما ديگر آن مشاوران ريش و گيس سفيدي به حساب نمي‌آيند که روزگاري ستون و رکن اساسي هر خانواده‌اي بودند.

با افزايش سالمندي و پير شدن جمعيت، چالش مهم ديگر کم بودن افرادي است که براي نگهداري آن‌ها لازم‌اند. جامعه ما با درپيش گرفتن روند تک‌فرزندي، مهاجرت روزافزون، تمايل به تجرد، و مشکلات معيشتي و اقتصادي، نمي‌تواند و نخواهد توانست پاسخگوي نياز افراد سالمند خود باشد.

به نظر مي‌رسد در اين مورد که طبق نظر کارشناسان يکي از چالش‌هاي بزرگ آينده ماست، بايد تدابير گسترده و عميقي انديشيده شود و ساختارهايي در رابطه با برخورد بار سالمند و نگه‌داري از او طراحي شود و در اين مسير نه فقط حضور فعال دولت که مشارکت خانواده‌ها و نهادهاي مردمي نيز لازم است.

a.f.far99@gmail.com


نسخه چاپي ارسال به دوستان
 
سياسي
خبر دانشگاه
انرژي
پزشكي
اقتصادي
استانها
ورزشي
آگهي