جستجوي پيشرفتهبرو جستجو
ارتباط با ماآرشيوشناسنامه صفحه اصلي
تاریخ 1398/08/18 - روزنامه سراسري صبح ايران (شنبه) نسخه شماره 6250

 يك نكته از هزاران 

 روش‌هاي اجتنابي سنتي و گسترش معضلات اجتماعي

نسبت به برخي از مسائل به‌عنوان معضل در کشور ما هنوز ديدگاهي سنتي وجود دارد؛ ديدگاهي عرفي شده و ناشي از فرهنگي که يا نمي‌خواهد يا نمي‌تواند خود را به روز کند.

يکي از اين مسائل مهم اعتياد است؛ اعتياد در اغلب خانواده‌هاي ايراني ديده مي‌شود، تقريبا اگر نخواهيم بگوئيم همه، اما در اکثر خانواده‌هاي ما، مواد مخدر چه به صورت اعتياد و دائمي و يا به صورت تفريحي مصرف مي‌شود.

برخي از خانواده‌ها به‌خصوص در شهرهاي مختلف ديگر، در مراسم و عزا و عروسي خود حتما در کنار ديگر موارد پذيرايي از سيگار هم استفاده کنند، که البته اينک در بيشتر مراسم ها جاي خود را به قليان داده است.

سيگار و قليان، عادي شده‌ترين موادمخدري هستند که در جامعه ما از سوي هر طبقه و قشري مصرف مي‌شوند؛ برخي مديران در رده‌هاي مختلف در جلسات خود حتما از قليان استفاده مي‌کنند؛ چنين است که مثلا مجلس اين طرح را روي ميز مي‌گذارد که قهوه‌خانه‌ها خصوصي شوند تا راحت و بدون مزاحمت اماکن بتوانند قليان سرو کنند!

در واقع سيگار و قليان و مصرف آن‌ها چنان عادي شده که جزو مواد مخدر شناخته نمي‌شوند. اما هر دوي اين‌ها يا پيش‌زمينه ويا فرآيند اعتياد به موادمخدر هستند. يکي از سيگار به «سيگاري» مي‌رسد و ديگري از قليان به «پايپ» و البته که چنين تکاملي تعجب هم ندارد.

اما چرا جامعه، از دکه‌هاي روزنامه-ببخشيد اکنون بيشتر سيگارفروشي- تا مديران و مسئولان مختلف در مورد سيگار وقليان چندان واکنشي نشان نمي‌دهند؟ کارهم که بالا مي‌گيرد و سن اعتياد پائين و آمار آن بالا مي‌رود، معمولا سعي مي‌شود آمار پنهان شده يا کمتر از آن‌چه هست نشان داده شود؟ آيا چنين رفتاري، اجتنابي است؟ آيا چنين رفتاري به خاطر جلوگيري از سياه‌نمايي است و سپس رفتن براي يافتن يک راهکار جدي براي حل کردن اين معضل؟ علت چنين رفتارهايي هر چه که هست، با تمام تلاشي که انجام مي‌شود، نمي‌تواند صورت مسئله را پاک کند: برخي از دانش‌آموزان مدارس گرفته تا دانشجويان دانشگاه‌ها به نوعي معتاد به مواد مخدرند. سن مصرف مواد مخدر به 13 سال رسيده است. اين نوجوانان بدون هيچ واهمه‌اي از نحوه مصرف مواد خود فيلم‌ها و عکس‌هايي در فضاهاي مجازي به اشتراک مي‌گذارند.

بر اساس آمار و مطالعات يک پژوهشگر پژوهشکده مطالعات فرهنگي و اجتماعي وزارت علوم ، از هر پنج دانشجو، يک نفر معتاد است، سيگار مي‌کشد و الکل مصرف مي‌کند.

بر اساس آمار پليس مبارزه با مواد مخدرحدود 2 ميليون و 800 هزار نفر ايراني معتادند.

معاون اطلاعات و عمليات پليس مبارزه با مواد مخدر ناجا هم گفته است:«اگر به‌طور ميانگين هر خانواده ايراني 4 نفر عضو داشته باشد، متوجه مي‌شويم که بيش از 10 ميليون ايراني با معضل اعتياد به موادمخدر درگير هستند.»

خوب فکر کنم ديگر بيش از اين جلو نرويم بهتر است چرا که هر چه به مسئولاني که به‌طور مستقيم با اين معضل ارتباط دارند، نزديک‌تر مي‌شويم، آمار معتادان بالاتر مي‌رود!

اما چرا در ابتدا سخن را با تفکر سنتي شروع کرديم؟ در رابطه با مصرف مواد به هر شکلي دو نوع تفکر سنتي حاکم است؛ يکي تفکر برخي مردم جامعه که در مهماني‌ها و دورهمي‌هاي خود از مواد به هر شکلي استفاده مي‌کنند و فرزندان نيز شاهد اين اتفاقت هستند. نوع ديگر تفکر سنتي، پنهان کردن آمار معتادان، کم نشان دادن آن، و گاهي حتي انکار آن است؛ گويي که با چشم بستن و به بايگاني راندن آمار و ارقام، مي‌توان اين مسائل را حل کرد.

اما تا به امروز ماجراي مشکلات اجتماعي ما با نديدن، با انکار، با پنهان کردن نه تنها حل نشده، بلکه ابعاد وسيع‌تر و فاجعه‌بارتري به خود گرفته است. نوع جديد از مديريت در جهان وجود دارد که معتقد است بايد وجود مشکل را پذيرفت و آن‌گاه با کمک مردم و مسئولان مختلف به بررسي و حل آن پرداخت، خوب است گاهي به روش‌هاي نوين مديريتي و کشورداري هم نيم‌نگاهي بيندازيم.


نسخه چاپي ارسال به دوستان
 
سياسي
خبر دانشگاه
انرژي
پزشكي
اقتصادي
استانها
ورزشي
آگهي