جستجوي پيشرفتهبرو جستجو
ارتباط با ماآرشيوشناسنامه صفحه اصلي
تاریخ 1386/07/23 - روزنامه مستقل سراسري صبح ايران - دوشنبه نسخه شماره 2882

 دانشگاه هاي جهان اسلا م  


دانشگاه هاي سوريه
 دکتر رضا فاضلي
 قسمت اول
 
از لحاظ  تاريخي  سوريه  شاهد يک  سلسله  از تمدن هايي  چون  کنعاني ها (معروف  به  فينيقي )، آموريت ها Amorrites ، آشوري ها و آرامي ها بوده  است.  اين  اقوام  در سوريه  آثاري  از خود بجا گذاشته اند که  شروع  زندگي  متمدن  را در آباداني ، کشاورزي ، دامپروري ، سفالگري ، سراميک سازي ، شيشه گري ، صنعت  نساجي  و رشد و توسعه  تجارت  زميني  و دريايي ، نشان  مي دهند. يافته هاي  باستانشناسي  بيانگر هنر بديع  در ساختمان سازي ، مجسمه سازي  و معماري  شهر مي باشد. دهها هزار لوح  گلي  با خطوط  حکاکي  کشف  گرديده  و در کتابخانه ها و آرشيوهاي  ماريMari    ، يوگاريتUgarit    و ابلا  Edla  نگهداري  مي شوند. اولين  مجموعه  از اين  آثار در يوگاريت  کشف  شد.
با ظهور اسلام ، مذهبي  که  در اواسط  قرن  هفتم  از عربستان  آغاز شد، سوريه  بزرگترين  انقلاب  تاريخ  خود را تجربه  کرد. اين  انقلاب  روابط  اجتماعي  را دگرگون  ساخت  و رفتار، فرهنگ ، ارزش ها و رسوم  مردم  سوريه  را تحت  تاثير قرار داد. اين  انقلاب  مردم  را به  کسب  دانش  فرا مي خواند تا مذهبشان  را بفهمند و زندگي هايشان  را بهتر سازمان  دهند. مساجد به  مراکز آموزشي ، شبيه  دانشگاه ها تبديل  شدند. اين  وضعيت  در نظام هاي  مختلف  چون  گفتار، دستور زبان ، فلسفه ، رياضيات ، نجوم ، پزشکي  و موسيقي  يک  جنبش  در حال  رشد ايجاد کرد. خلفا (جانشينان  حضرت  محمد (ص )) با تاکيد بسيار از طالبان  علم  و مترجمان  حمايت  مي کردند تا متون  علمي  لاتين  و يوناني  را به  عربي  ترجمه  کنند.
با پيدايش  تمدن  ترکي ، سوريه  بخشي  از امپراطوري  عثماني  شد. در آغاز، اهل  هنر و ادب  تشويق  مي شدند. اما با گذر زمان ، سوريه  (بلاد شام ) که  در آن  زمان  شامل  لبنان ، اردن  و فلسطين  بود، احساس  کرد که  اشغال  پيوسته  ظالمانه تر مي شود. سال هاي  اوليه  قرن  بيستم ، به  علت  ارتباط  بعضي  خانواده هاي  اصيل  طبقات  حکمران  با کشورهاي  اروپايي  يا به  سبب  دگرگوني هاي  فرهنگي  که  در مصرآن  زمان  گسترش  مي يافت  با روند جديدي  از توسعه  مصادف  گرديد.
به  موجب  "عهدنامه  سور"  Sevres  (10 آگوست1920  ) سوريه  با قلمرو کنوني اش ، رسما تحت  تسلط  فرانسه  قرار گرفت.  در سال1964  ، دولت  مستقل  سوريه  با مرزهاي  ملي  شکل  گرفت  و پيش  از به  قدرت  رسيدن  حزب  سوسياليست  بعث  عرب  در 8 مارس1963  ، متحمل  دگرگوني هاي  بسياري  شد.
سوريه  پس  از استقلال  شاهد تشکيل  دولت هاي  متعددي  بوده  که  همه  آنها تقريبا مشکلات  مشابهي  داشته اند اما مسايل  اقتصادي-   اجتماعي  و آزادسازي  سرزمين هاي  اشغالي  فلسطين  از مهمترين  مشکلات  آنها محسوب  مي شد. با به  قدرت  رسيدن  حزب  سوسياليست  بعث  عرب ، اصلاحات  عمده اي  در بخش هاي  اقتصادي ، سياسي  و حوزه  قانوني  بوجود آمد. بااصلاحات  ارضي  وسيع ، کشاورزي  خصوصي  محدود گرديد و زمين هاي  حاصلخيز به  تعاوني هاکه  مورد حمايت  بودند واگذارگرديد. اين  امور حاصل  ترويج  اصلاحات  ارضي  در سال1963   بودند. توسعه  صنايع  گوناگون  همگي  به طور طبيعي  از نظامي  پيروي  مي کرد که  دولت  در آن  نقش  تعيين کننده اي  داشت.  توليد ناخالص  ملي  ( GNP )، از تعاوني ها و سرمايه گذاري هاي  خصوصي  تامين  مي شد. يافتن  يک  راه حل  قانوني  براي  موضوع  فلسطين ، توسعه  کشاورزي  و صنايع  توليدي  و استخراج  منابع  طبيعي ، بهبود بهداشت  عمومي  و آموزش  همواره  از مهمترين  مسائل  اين  کشور بوده اند.
نرخ  رشد جمعيت  که  از جنگ  جهاني  دوم ، افزايش  قابل توجهي  داشته  است  امروزه  رقم4  3/ درصد ثابت  مانده  که  يکي  از بالاترين  نرخ  رشد در دنيا است.  دلايل  اصلي  اين  نرخ  رشد در دهه هاي1970   و 1980، توسعه  اقتصادي  و بهبود شرايط  اجتماعي  و بهداشتي  بوده  است.  به  سبب  اصلاح  مراقبت هاي  پزشکي ، ميزان  مرگ  و مير کودکان  به  طور محسوسي  کاهش  يافت.  در سال1945  ، جمعيت  سوريه3   ميليون  نفر بود، در حاليکه  طبق  آخرين  آمار، جمعيت  اين  کشور 12 ميليون  نفر گزارش  شده  است.  در سال1960  ، درصد ساکنان  شهرها 37 درصد و ساکنان  مناطق  روستايي63   درصد بوده است.  اما در سال1990   به  سبب  پيدايش  صنايع  مختلفت  روستاييان  به  شهرها مهاجرت  کرده  و موجب  نابودي  دهکده هاي  کوچک  شدند و با توسعه50   درصد جمعيت  شهرنشين  شدند. بيش  از 90 درصد ساکنان  سوريه  اصليت هاي  عرب  دارند و اقليت هاي  قومي  ديگر شامل  کرد، ارمني ، ترک   و چرکسي ها مي باشند. زبان  عربي  زبان  رسمي نوشتاري  و گفتاري  تمام  ساکنان  اين  کشور است.  طبقه  متوسط ، بزرگترين  گروه  اقتصادي-   اجتماعي  سوريه  را تشکيل  مي دهند، البته  تقسيم بندي  و تمايز کلي  طبقاتي  در مقياس  وسيع  و مطابق  با استانداردهاي  زندگي  در اين  کشور وجود ندارد. ميزان35   درصد شاغلين  در ادارات  دولتي  و 65 درصد در بخش  خصوصي  اشتغال  دارند. 23 درصد از نيروي  کار شاغل  در اين  کشور در بخش  کشاورزي ، 31 درصد در بخش هاي  صنعتي  و 47 درصد در بخش  خدماتي  اشتغال  دارند.
تعداد محدودي  دانشکده  در شهرهاي  بزرگ  سوريه  وجود دارد. آموزش  دانشگاهي  در اين  کشور در سال1903   با تاسيس  موسسه  پزشکي  عرب ، آغاز شد. در اين  موسسه  دروس  پزشکي ، دندانپزشکي  و داروسازي  تدريس  مي شد. ميزان  ثبت نام  دانشگاه هاي  سوريه  همچون  ديگر کشورهاي  عربي  بود، اما فقط  فرزندان  خانواده هاي  ثروتمند قادر به  ورود به  اين  موسسات  بودند. در سال1923  ، يک  موسسه  حقوقي  تاسيس  شد که  فارغ التحصيلان  يا در نظام هاي  سياسي  و دولتي  شاغل  مي شدند و يا حرفه هاي  وکالت  و قضاوت  را برمي گزيدند. دانشجويان  ديگر کشورهاي  عربي  نيز ميتوانستندبه  اين  موسسه  راه  يابند، هر چند که  تعداد آنها بسيار اندک  بود.در حال   حاضر دولت  سوريه  براي  رسيدن  به  اهداف  زير، به  تلاش هايش  در زمينه  آموزش  عالي ، اولويت  بخشيده  است :
الف - فراهم سازي  کادر فني  شايسته  براي  کار در مراکز مختلفت  توليدي.
ب- انجام  تحقق  در علوم  کاربردي  در پرتو طرح هاي  توسعه  اقتصادي  و اجتماعي.
ج- انجام  تحقيقاتي  در زمينه  علوم  پايه  براي  ايجاد تسهيلات  دانش اندوزي.
د- گسترش  فرهنگ  و آموزش  عمومي.
نقش  دولت  در گسترش  آموزش  عالي  بسيار زياد است.  و دولت  کنترل  دانشگاه ها را در برنامه هاي  علمي ، اداري  و مالي  به  عهده  دارد. سازمان ها و نهادهاي  مذهبي ، اعم  از مسلمان  يا مسيحي ، در زندگي  مدرن  مردم  سوريه  هيچ  نقشي  ندارند.


نسخه چاپي ارسال به دوستان
 
ورزشي و قلمرو ورزش
سياسي و سياسي خارجي
دريچه هنر
مرز پرگهر
دانش و پژوهش
خبر دانشگاه
آموزش و سنجش
اقتصاد و بازار
گزارش تصويري روز
آگهي هاي روزنامه آفرينش