جستجوي پيشرفتهبرو جستجو
ارتباط با ماآرشيوشناسنامه صفحه اصلي
تاریخ 1398/10/25 - روزنامه سراسري صبح ايران(چهارشنبه) نسخه شماره 6307

 سرمقاله 

"زندگي سلحشورانه" مردم در سيستان

حميدرضا عسگري

ديدن صحنه هاي غمبار از جريان سيل در خانه و کاشانه مردم سيستان دل هر انساني را متأثر از غم و اندوه چهره هاي مردم رنج ديده اين ديار مي کند. در روزگاري که زندگي به زعم خودشان عادي در جريان بود، آنها از امکانات اوليه رفاهي همچون آب آشاميدني سالم، برق و گاز و اينترنت محروم بودند. براي رفتن به مدرسه بايد بچه ها را به فاصله 100 کيلومتر دورتر مي فرستادند و براي زدن يک آمپول بايد به بيمارستان شهر مي رفتند. درحالي که نه جاده و راه مناسبي داشتند ونه امکانات نقليه عمومي برايشان فراهم بود. چه بسيار مادران بارداري که جان خود و فرزندشان در اين کوره راه ها تلف شد.

اما امروز زندگي براي آنها عادي نيست، سيل همان خانه هاي خشت و گلي و همان کپرها را برده و اسباب و لوازم ساده را نابود کرده است. سرمايه زندگي آنها گوسفندان و احشامشان بود که همه در سيل خفه شدند و دار و ندارشان به زير گل و لاي رفت. اين ها همه به کنار، امروز بيمناک از جانشان هستند، نگران همسران و فرزندان خود هستند که در روستاها و مناطق ديگر در محاصره سيل قرار گرفتند و چشم گريان به آسمان دوخته اند تا يک هليکوپتر از راه برسد خانواده هاشان را نجات دهد.

تنشان خيس و لرزان است، زانوهاشان در گل فرو رفته و چشم هايشان اشک روان دارد، اما دلشان هنوز کمي گرم مانده و شمع اميدشان هنوز خاموش نشده است. اميد دارند تا از سوي مسئولان اقداماتي اتخاذ شود تا امکانات و ادوات هوايي و راه وترابري براي آنها بفرستند تا جان فرزندانشان حفظ شود و با اندک آذوقه اي که بلکه به دستشان برسد اين روزها را سپري کنند.

گفتن از بي مسئوليتي ها و ناکارآمدي هاي موجود در سيستم اجرايي و مديريت بحران کشور ديگر خسته کننده و بي فايده شده است. هنوز تجربه تلخ سيلاب درمناطق شمالي و گرگان ازيادها نرفته است، اما مشخص نيست چرا مسئولان از اين تجارب تلخ، درس نمي گيرند و عليرغم اطلاع از وقوع حوادث اين چنيني تدابيري اتخاذ نمي کنند تا حداقل روند امداد رساني به مردم تسريع گردد.

قصد نداشتم نيت اين نوشته را که بيان درد و غم مردم مظلوم سيستان بود را به سياست آلوده کنم، اما کوتاه خطاب به کساني که نسخه هايي براي جامعه مي پيچند و چمدان مهاجرت اجباري به دست مردم مي دهند، بيان مي داريم که اين مردم سال هاست با سلحشوري فشارهاي خارجي و سوء مديريت هاي داخلي را تاب آورده اند و امروز ديگر به جايي رسيده اند که با مدل ايثارگرايانه و فداکارانه زندگي خود را سپري مي کنند.

آيا زندگي مردم سيستان قبل و بعد از سيل چيزي جز زندگي ايثارگرايانه است؟! کدام ملتي را سراغ داريد که با اين حجم از کمبودها و فقدان امکانات اوليه امورات بگذرانند و کشورشان را دوست بدارند و حامي نظام و حکومتشان باشند.

مردم سيستان به معناي واقعي مظلومند و به معناي واقعي فداکارند، لذا شايسته است تا همه مردم ايران با هر نگاه و سليقه اي و بدور از دسته بندي ها، و از باب اداي وظيفه انساني خود در قبال هموطنانشان به ياري مردم مناطق سيل زده بشتابند. مجبوريم بار ديگر از مسئولان بخواهيم و به آنها گوشزد کنيم که ادوات هوايي و ماشين آلات سنگين و نيمه سنگين که دراختيار نهادهاي نظامي و صنعتي است، امروز بايد به ياري مردم فرستاده شود تا سيلزدگان دلگرم از ياري رساني باشند و خود را فراموش شده حوادث سياسي و جناحي قلمداد نکنند.

hamidasgari2020@yahoo.com


نسخه چاپي ارسال به دوستان
 
سياسي
خبر دانشگاه
انرژي
پزشكي
اقتصادي
استانها
ورزشي
آگهي