جستجوي پيشرفتهبرو جستجو
ارتباط با ماآرشيوشناسنامه صفحه اصلي
تاریخ 1399/03/07 - روزنامه سراسري صبح ايران(چهارشنبه) نسخه شماره 6399

 بازي رسانه‌اي در زمين وزارت ورزش براي رفع تکليف؛
 10 سوال از ائتلاف 1+3 براي تعطيلي ليگ برتر 

 
نامه مشترک مديران 4 تيم خصوصي به وزير ورزش و جوانان براي لغو نوزدهمين دوره ليگ برتر فوتبال سؤال‌ها و ابهامات زيادي به وجود مي‌آورد.به گزارش تسنيم، درخواست تراکتور، ماشين‌سازي، شهر خودرو و نساجي، 4 تيم خصوصي فوتبال ايران براي تعطيلي ليگ برتر و نامه آنها به وزير ورزش و جوانان، بازخوردهاي متفاوتي داشت اما به طور کلي در تقابل با اراده ساختار مديريتي حاکم بر فوتبال کشور چنين موضع‌گيري صريحي، سوالات و ابهاماتي را ايجاد کرده که در اين مقال به آن مي‌پردازيم.نخستين سؤال از موقعيت و جايگاه حقوقي نويسندگان يا امضاکنندگان نامه است که به عنوان مديران چهار باشگاه خصوصي شاغل در ليگ برتر فوتبال ايران به وزير ورزش و جوانان نامه نوشته‌اند. اين سوال مطرح مي‌شود که مسئولان اين چهار باشگاه ابتدا مکاتبات را با فدراسيون فوتبال و سازمان ليگ به عنوان مسئول و متولي برگزاري مسابقات فوتبال در کشور بر اساس قوانين فيفا و AFC داشته‌‌اند و اکنون چه لزومي دارد که با توجه به تاکيد تمام مسئولان دوباره و اين بار با وزارت ورزش نامه‌نگاري کنند؟ آيا آنها به طور کلي حاکميت و مسئوليت فدراسيون و سازمان ليگ در فوتبال را نمي‌پذيرند و حتي حاضر نيستند در گامي فراتر در اين خصوص از فدراسيون جهاني و کنفدراسيون قاره‌اي استعلام کنند؟ آيا پاسخ منفي فدراسيون فوتبال آنها را براي رسيدن به هدفشان به سمت وزارت ورزش سوق داده است تا در زمين وزارتخانه بازي رسانه‌اي انجام دهند؟

بر اساس قوانين فيفا و AFC مسئوليت مستقيم تصميم‌گيري در اين خصوص برعهده فدراسيون فوتبال هر کشوري است و انجام چنين مکاتبات نمايشي با نهادهاي بين المللي هم پاسخي به همراه نخواهد داشت. با اين وجود بايد پرسيد اين چهار باشگاه بر اساس قوانين خود را ملزم به تبعيت از نهاد مستقيم بالادستي خود يعني فدراسيون و تمکين در برابر تصميمات سازمان ليگ در خصوص ادامه بازي‌ها نمي‌دانند؟

سوال دوم از مسئولان اين 4 باشگاه باز هم به موضع صريح فيفا و AFC بازمي‌گردد که در مکاتبه با فدراسيون‌هاي عضو بر ضرورت تکميل مسابقات فصل و عدم لغو مسابقات تاکيد دارند و آيا از نگاه نگارندگان اين نامه فدراسيون جهاني و کنفدراسيون قاره‌اي فوتبال هيچ توجهي به سلامتي و تهديد جان عوامل باشگاه‌ها اعم از بازيکنان و مربيان ندارند که چنين بر ضرورت تکميل مسابقات پافشاري مي‌کنند؟

سومين سؤال از نحوه ايجاد ائتلاف موجود پيرامون لغو ليگ و تهديد به انصراف از ادامه مسابقات مطرح مي‌شود. تاييد مشترک اين نامه بين دو باشگاه تراکتورسازي و ماشين سازي که در واقع يک باشگاه محسوب مي‌شوند و با مالکيت مشترک در چنين مواقعي ضرورت اجراي قانون در اين موضوع را پررنگ‌تر مي‌کنند چندان عجيب نيست. در واقع اين امضا مصداق ظهور يک روح در دو جسم تيم‌هاي تبريزي است که تنها با دو رنگ پيراهن متفاوت به ميدان مي‌روند اما آيا پيوستن ضلع سوم (نساجي) به اين دو باشگاه ارتباطي به فعاليت رئيس فعلي هيئت مديره اين باشگاه در جايگاه مديرعامل سابق باشگاه تراکتورسازي و البته مالک متمول اين باشگاه ندارد؟

چهارمين سؤال به انگيزه مالي چهار باشگاه خصوصي براي امضاي اين نامه بازمي‌گردد. اعتراض به ادامه ليگ بدون تماشاگر، بدون حق پخش و شايد با کاهش رغبت و علاقه اسپانسر تا حدودي معقول و منطقي به نظر مي‌رسد اما آيا لغو مسابقات و حتي انصراف مي‌تواند باعث شود که اين 4 باشگاه دستمزد عوامل و بازيکنان خودشان را طبق قرارداد پرداخت نکنند؟ اين در حالي است که ماهيت حقوقي قراردادها بر مبناي تعهد دو جانبه خلاف اين ادعا را ثابت مي‌کند و وقوع شرايط اضطراري منجر به رفع تعهد باشگاه در قبال بازيکن و مربي نخواهد شد.

پنجمين سؤال را بايد در خصوص سرنوشت ليگ و باشگاه‌ها مطرح کرد. پيش بيني‌ها و اظهار نظرهاي رسمي مسئولان وزارت بهداشت حاکي از وخامت بيشتر اوضاع در پاييز و زمستان و شيوع همزمان کرونا و آنفولانزا در اين دو فصل است. سوال اينجاست که اگر ليگ نوزدهم بدون معرفي قهرمان به پايان برسد تا خيال اين چهار مدير و خصوصا مغز متفکر تهيه و تنظيم اين نامه از اين بابت در تقابل با رقيب آسوده شود تکليف فصل بعد و ادامه فعاليت و فلسفه وجودي باشگاه‌هاي حرفه‌اي فوتبال در کشور چه خواهد شد؟ طبيعتا نمي‌توان انتظار داشت ليگ بيستم هم به اين شکل آغاز و بعد نيمه کاره رها شود. تا پايان بحران جهاني و فراگير کرونا قرار است فوتبال به طور کلي در ايران تعطيل شود؟

ششمين سؤال به پيشنهاد اين چهار باشگاه در خصوص سرنوشت ليگ بازمي‌گردد. اينکه با توجه به نگاه خاص مالک باشگاه تراکتورسازي در قبال صدرنشين فعلي مسابقات ليگ چه سناريويي را براي پايان ليگ تاييد مي‌کنند و نسبت به آن معترض نخواهند بود؟ بر اساس الگوي بين المللي در صورت لغو مسابقات چند پيشنهاد طبق آيين‌نامه و حتي مشورت با کارشناسان فيفا و کنفدراسيون‌هاي قاره‌اي مطرح شده است. ابتدا معرفي صدرنشين ليگ به عنوان قهرمان که البته موافقان و مخالفاني دارد. دومين سناريو معرفي قهرمان دوره قبل مسابقات است که باز هم طبيعتا مخالفاني در بعضي کشورها داشته است. سومين سناريو اين است که قهرمان نيم فصل به عنوان قهرمان فصل معرفي شود.

در هر سه صورت شرايط فعلي ليگ برتر فوتبال ايران راي به قهرماني پرسپوليس خواهد داد چرا که هم صدرنشين فعلي، هم قهرمان نيم فصل و هم مدافع عنوان قهرماني در دو فصل گذشته به شمار مي‌رود و هيچ گزينه ديگري براي معرفي به عنوان قهرمان وجود نخواهد داشت. آيا چهار باشگاه فوق بدون چانه‌زني، وارد کردن اتهام و زير سوال بردن اين تصميم قهرماني صدرنشين فعلي در صورت لغو مسابقات را مي پذيرند؟

در صورتي که پاسخ اين سوال از جانب چهار باشگاه فوق منفي باشد سوال هفتم اين است که پيشنهاد مالک دو باشگاه تبريزي براي معرفي نمايندگان ايران در فصل آينده رقابت‌هاي آسيايي چه خواهد بود؟ چگونه ممکن است 4 تيم برتر جدول با وجود فاصله نزديک در پله‌هاي بالايي انتخاب شوند اما قهرمان فصل با فاصله دو رقمي در صدر معرفي نشود؟

هشتمين سؤال به مالک باشگاه شهر خودرو بازمي‌گردد که اگر به ادامه برگزاري مسابقات ليگ معترض است در قبال تصميم AFC براي ادامه مسابقات ليگ قهرمانان آسيا چه خواهد کرد؟ از سويي کنفدراسيون بر ضرورت برگزاري اين مسابقات تاکيد دارد و اين تصميم تغيير نخواهد کرد. از سويي حضور در اين بازي‌ها بدون برگزاري تمرينات و آماده سازي مطلوب تيم ممکن است؟ اگر قرار به از سرگيري مسابقات، سفر به يک کشور خارجي و برگزاري مسابقات در اين کشور است چطور امکان از سرگيري تمرينات در داخل کشور و شرکت در رقابت‌هاي ليگ وجود دارد؟

نهمين سؤال به مبنا و دليل اين اعتراض بازمي‌گردد. اگر دليل اين اعتراض ادعاي برخي از باشگاه‌ها در خصوص مثبت اعلام شدن نتيجه آزمايش بعضي از بازيکنان و مربيان است آيا علت ابتلا به بيماري از سرگيري ليگ بوده يا طبيعتا اين موارد پيش از اين تصميم و در مرحله آزمايش شناسايي شده است؟ بر اين اساس، تصميم به از سرگيري ليگ و انجام آزمايشات لازم اتفاقا به اهالي فوتبال کمک کرده که منجر به شناسايي موارد مبتلا يا حتي مشکوک شده است.

دهمين سؤال اين است که آيا اگر هر کدام از اين 4 باشگاه براي رسيدن به عنوان قهرماني شانس قابل توجهي براي خود قائل بودند يا در صدر جدول و در آستانه قهرماني قرار داشتند باز هم چنين درخواستي را مطرح مي‌کردند؟

به نظر مي‌رسد نامه اين 4 باشگاه صرفاً براي رفع تکليف بوده چرا که هيچ راهکاري داده نشده و فقط نامه‌اي براي از سر باز کردن بوده است.


نسخه چاپي ارسال به دوستان
 
سياسي
خبردانشگاه
انرژي
پزشكي
اقتصادي
استانها
ورزشي
آگهي