جستجوي پيشرفتهبرو جستجو
ارتباط با ماآرشيوشناسنامه صفحه اصلي
تاریخ 1399/04/15 - روزنامه سراسري صبح ايران(يكشنبه) نسخه شماره 6428

 سرمقاله 

قصد سياه نمايي نيست، اما چه بايد کرد؟!

حميدرضا عسگري

سر زلف اقتصاد بيمار ما به حال و هواي دلار گره خورده و به قول کارشناسان اقتصادي "دلاريزه" شده ايم. موضوع ارز و سياست هاي ارزي بماند براي بحث هاي کارشناسي، اما سئوالي مشترک در ميان جامعه رايج شده است که «چه بايد کرد».

اين «چه بايد کرد» با دو خوانش متفاوت در جامعه استفاده مي شود. ابتدا وجه سئوالي بر جمله بار مي شود. به گونه اي که گوينده و شنونده با يک واماندگي و بيچارگي از نبود راه حل در دسترس از آن حرف مي زنند. چرا که نمي دانند چه بايد بکنند تا بتوانند حداقل سرپا بمانند و اقتصاد آشفته، زندگي آنها را نيز متلاشي نکند. پدري که مي خواهد جهيزيه دختر بدهد، پدري که مي خواهد براي فرزندش تدارک آغاز زندگي مشترک را فراهم کند، مادري که مجبور به پرداخت هزينه هاي دانشگاه و مدرسه فرزندان است، و جواني که با هر سطح از درآمد روياي خريدن يک « آپارتمان 25 متري» هم به ذهنش خطور نمي کند و خانواده اي که مريض دارد و درگير هزينه درمان است و... همه دچار اين گزاره سئوالي و تکراري شده اند که «چه بايد کرد» .

وجه دوم خوانش اين عبارت توأم با افسوس و حسرت ناشي از عدم تغيير شرايط است. از قضا خوانش دوم عبارت «چه بايد کرد» بسيار مضر و آسيب رسان تر از رويکرد اول است. چرا که در اين فضا افراد جامعه دچار يأس و نااميدي شده اند. اميدي در بهبود شرايط نمي بيند و از توانايي دولت ومسئولانشان در سروسامان دادن شرايط نا اميد شده اند.

اين رويکرد جامعه در خوشبينانه ترين حالت فضاي بي تفاوتي و بي اهميتي به سرنوشت کشور را به همراه خواهد داشت. چرا که فرد از بهبود شرايط خودش دست شسته، چه برسد به اينکه توقع تحقق شعارها و چشم اندازهاي مختلف را داشته باشد.

اما در اين حالت همه افراد در حالت بي تفاوتي باقي نمي مانند، چرا که نابودي زندگي خود را تاب نمي آورند و دست به اعتراض خواهند زند. اعتراضي که از سرناچاري است و عملاً واکنشي طبيعي به ناکارآمدي و ناتواني هاي مختلف در سيستم اجرايي کشور خواهد بود. اما اين اعتراضات نيز ممکن است از حد مجاز خود خارج شود قصد پرداختن به اين موضوعات را نداريم و فقط از مسئولان کشور پاسخي براي اين سئوال مشترک و همه گير جامعه را داريم که «چه بايد کرد».

مردمي که دخل و دخالتي در بازار ارز ندارند و بسياري از آنها تاکنون يک ارز خارجي هم نديده اند، و تنها با حقوق ماهيانه سر مي کنند چطور مي توانند اين همه فشار اقتصادي را تاب بيارند. قطعاً اگر راه چاره و يا اقدامي در دست آنها بود حتماً انجام مي دادند و خود را از اين وضعيت اسفناک نجات مي دانند. همچنين ازمردمي که نسبت به عملکرد مسئولان خود و توانايي آنها در مديريت کشور نااميد شده اند، چطور مي توان انتظار همراهي داشت و از آنها خواست که در مناسبت هاي مختلف پاي کار باشند.

جامعه از تمام مسئولان در رده ها و مناصب مختلف توقع دارند که فکري به حال اين شرايط بکنند. امروز بسياري از مشکلات کشور راهکارهاي منطقي دارد اما اينکه اتفاقي رخ نمي دهند جاي سئوال و نگراني است.

hamidasgari2020@yahoo.com


نسخه چاپي ارسال به دوستان
 
سياسي
خبردانشگاه
انرژي
پزشكي
اقتصادي
استانها
ورزشي
آگهي