جستجوي پيشرفتهبرو جستجو
ارتباط با ماآرشيوشناسنامه صفحه اصلي
تاریخ 1389/05/09 - روزنامه سراسري صبح ايران ( شنبه) نسخه شماره 3655

 روانشناسي رشد کودک (2 تا 7 سالگي)استاد محترم:جناب دکتر احدي- - -دانشجو : سميه محمد تبار( قست پانزدهم )) 

 وقتي مادري کودک خردسالش را از خطر آتش آگاه مي کند، بسيار طبيعي است که کودک از آتش بترسد و خود را از آن دور نگهدارد. در کودکاني که عقب ماندگي ذهني شديد دارند، احساس ترس و ارزيابي اعمال به مقدار کافي وجود ندارد; از اين رو امکان به خطر افتادن اين کودکان و وارد آوردن صدمه جسمي به ديگران به مراتب بيشتر از کودکان عادي است; زيرا اين کودکان قدرت ارزيابي و درک نتيجه کار خود را ندارند.
در سنين سه چهار سالگي، انواع ترسهاي کودکانه طبيعي است; ترس از تاريکي و رعد وبرق، ترس از بعضي حيوانات و ترس از مرگ در بين کودکان شايع است و تا پنچ شش سالگي غير عادي نيست. قوه تخيل کودک در اين مرحله به اندازه اي است که مي تواند خود را بجاي ديگران قرار دهد و خطرها و مشکلات احتمالي را تجسم کند.
ترسهاي غير منطقي و مرضي، بيشتر در کودکان ناراحت، مضطرب  و وابسته ديده مي شود. دامنه تشويش و نگراني در اين نوع ترسها از ترسهاي طبيعي و منطقي بسيار زيادتر است. معمولا در اينگونه کودکان علائم ديگر تشويش و نا امني، مانند اختلال در خواب و خوراک، جويدن ناخن، شب ادراري و غيره نيز ديده مي شود. درمان اين کودکان با تغيير وضع زندگي و روابط خانوادگي و از بين بردن ناراحتي و اضطراب امکانپذير است.
قرار دادن اين کودکان در موقعيتي که از آن وحشت دارند يا متوسل شدن به زور و مشاجره در مورد آنان، کمکي به حل مشکل نمي کند. ترس کودک بايد پذيرفته شود و هرگز نبايد مورد تمسخر ديگران قرار گيرد تا اينکه با رشد ذهني بيشتر بر ترس خود غلبه کند.
از مهمترين اقداماتي که ترس کودکان را از بين مي برد، پيدا کردن علت تشويش و نگراني کودک است. از سخت گيري بيش از اندازه در مورد کنترل ادرار و دفع کودکان بايد کاسته شود و فشار زيادي در اين مورد به کودک وارد نشود و اگر مشاجراتي با کودک در اين زمينه وجود داشت، تعديل شود. بيان داستانهاي ترسناک براي کودکان و امر و نهي زياد در مورد تغذيه کودک و آداب آن، مي تواند عوامل   نا مساعدي در ايجاد اضطراب و نگراني کودک باشد. در صورتيکه کودک مورد حمايت بيش از اندازه بزرگسالان قرار گيرد و خود فرصت رشد و پرورش و استقلال و ابداع را نداشته باشد،ايجاد شرايط طبيعي موجبات رضايت و امنيت خاطر وي را فراهم خواهد کرد. کودک بايد اطمينان داشته باشد که والدين از اوحمايت مي کنند و فقط در پي آنند که علت ترس او را بيابند و هيچ گونه خطري در اين راه او را تهديد نمي کند.
رفتار والدين در ايجاد ترس در کودکان و همچنين تخفيف ترسها بسيار موثر است.مادري که هنوز نتوانسته بر بسياري از ترسهاي خود فائق آيد، آنها را خوا ناخواه به فرزند خويش منتقل مي کند; زيرا کودک بيشتر تحت تاثير رفتار والدين است تا نصايح آنها.
خشم
واکنش خشم در کودکان فراوان تر از واکنش ترس است. اين امر دو علت دارد:
1- انگيزه هاي خشم آور در محيط کودکان بيش از انگيزه هاي ترس آور است.
2- کودک در همان مراحل اوليه در مي يابد که خشم وسيله موثري براي جلب توجه اطرافيان و ارضاي تمايلات است.
در اين سنين، خشم زماني بيشتر ديده مي شود که کودک خسته يا گرسنه باشد يا با مداخله بزرگترها روبرو شود. اگر اين نکات مورد توجه واقع شود، مي توان تا اندازه زيادي خشم آنان را تخفيف داد. به هر حال کودک در طول چند سال اول زندگي و تا حدود سن ورود به مدرسه، روش غلبه بر خشم خود را به مرور مي آموزد و آن را در کنترل خود در مي آورد. بين 2 تا 4 سالگي خشم کودک به نهايت رشد خود مي رسد. کودک تا سن قبل از مدرسه، معمولا ناراحتي و خشم خود را بصورت گريه بروز مي دهد، ولي بعد از ورود به مدرسه به تدريج ياد مي گيرد که ناراحتي خود را به گونه ديگر بيان کند.
در اواخر نوباوگي، همه کودکان، وقتي که بهتر بتوانند منبع خشم و ناکامي را تشخيص دهند، گاهي اوقات پرخاشگري نشان مي دهند. در اوايل سالهاي پيش دبستاني، دو نوع پرخاشگري پديدار مي شود.
رايجترين نوع، پرخاشگري وسيله اي است. در اين نوع پرخاشگري، وقتي که کودکان شي»، امتياز، يا جاي خاصي را مي خواهند، براي به دست آوردن آن، به فردي که سر راه آنهاست حمله ور مي شوند يا بر سر او فرياد   مي کشند. نوع ديگر، پرخاشگري خصمانه است که در اين نوع، کودک به ديگري آسيب مي رساند.
پرخاشگري خصمانه دو حالت دارد: حالت اول که پرخاشگري آشکار است، کودک به ديگران صدمه بدني وارد مي کند يا او را به چنين صدمه اي تهديد مي کند. نوع دوم، پرخاشگري رابطه اي است که به صورت محروميت اجتماعي و شايعه پراکني روي مي دهد و به رابطه همسالان آسيب مي رساند.
در اغلب کودکان پيش دبستاني، وقتي که يادمي گيرند بر سر اموال سازش کنند، پرخاشگري وسيله اي با افزايش سن کاهش مي يابد.
حسادت
حسادت کودکان در اين سن بسيار طبيعي است. فراوان ديده شده است که تولد يک نوزاد جديد در خانواده و توجه والدين وساير بستگان به او، حسادت کودک را برانگيخته است. کودکي که تا کنون تنها فرزند يا کوچکترين فرزند خانواده و مورد توجه والدين بوده است با تولد خواهر يا برادر تا مدتي دچار اشکالات رفتاري                  مي شود و گاه اين مشکلات بصورت واکنشهاي غير معقول و حتي تهاجم به نوزاد جديد خودنمايي مي کند و گاه موجب شب ادراري و مشکلات عاطفي ديگر مي شود.
ادامه دارد...


نسخه چاپي ارسال به دوستان
 
سياسي
خبر دانشگاه
اجتماعي
دانش وپژوهش
اقتصادو بازار
مرزپرگهر
دريچه هنر
آموزش وسنجش
ورزشي ودرقلمرو ورزش
آگهي هاي روزنامه