جستجوي پيشرفتهبرو جستجو
ارتباط با ماآرشيوشناسنامه صفحه اصلي
تاریخ 1389/08/05 - روزنامه سراسري صبح ايران (چهار شنبه) نسخه شماره 3727

 بامشاهير 

 
خواجه عبدالله انصاري

قسمت چهارم

خواجه عبدالله در حديث و شعر و شرع، در محضر علماي بسياري حضور داشت، اما کسي که رموز تصوف و حقيقت را به او نمود، شيخ ابوالحسن خرقاني بود. خواجه عبدالله خود مي گويد: "اگر من خرقاني را نديدمي، حقيقت ندانستمي و همواره اين با آن در مي آميختمي، يعني نفس با حقيقت."نخستين ملاقات خواجه عبدالله با خرقاني هنگامي است که در سال 424 به قصد زيارت خانه خدا، هرات را ترک مي کند و هنگام بازگشت از سفر حج، با خرقاني روبرو مي شود.خرقاني نيز با ديدن خواجه عبدالله که جواني پرشور و هوشمند بود، او را گرامي داشت و خواجه عبدالله در اين مورد مي گويد: "مريدان خرقاني مرا گفتند که سي سال است که تا با وي صحبت مي داريم. هرگز نديده ايم که کسي را چنان تعظيم کند که تو را و چنان نيکو داشت که تو را." خواجه عبدالله به ديدار ابوسعيد ابي الخير هم رفته است. خواجه عبدالله درباره شيوه زندگي صوفيانه خود مي گويد: "من بسيار به جامه عاريتي مجلس کرده ام و بسيار به گياه خوردن و آن وقت ياران داشتم و دوستان و شاگردان، همه توانگر بودند، هر چه من خواستمي بدادندي، اما من نخواستمي و بر ايشان پيدا نکردم و من گفتمي چرا ايشان خود ندانند که من هيچ ندارم و از هيچ کس چيزي نخواهم من خُرد بودم هنوز، که پدر من دست از دنيا بداشت و دنيا همه بپاشيد و ما را در رنج افکند، و ابتداي درويشي و محنت ما از آن وقت بود. من به زمستان جبه نداشتم، و سرماي عظيم بود و در همه خانه من بوريا يکي بود، چندان که بر وي بخفتمي، و نمد پاره اي که بر خود پوشيدم. اگر پاي را بپوشيدمي سر برهنه شدي. و اگر سر را بپوشيدمي پاي برهنه شدي؛ و خشتي که زير سر نهادمي و ميخي که جامه لباس بر آن کردمي و بياويختمي.

منبع: ويكي پديا


نسخه چاپي ارسال به دوستان
 
سياسي
خبر دانشگاه
دانش و پژوهش
اجتماعي
اقتصادوبازار
مرزپرگهر
دريچه هنر
آزمون و سنجش
در قلمرو ورزش
آگهي هاي روزنامه