جستجوي پيشرفتهبرو جستجو
ارتباط با ماآرشيوشناسنامه صفحه اصلي
تاریخ 1389/08/05 - روزنامه سراسري صبح ايران (چهار شنبه) نسخه شماره 3727

 هنرهاي پيدا و پنهان در چهار گوشه ايران 

 استان سمنان

قسمت دوم

عروسي

بعد از ظهر عروسي رسمِ «گوشتي كاشون» يعني ذبح كردن چند گوسفند يا گاو كه گوشتشان به مصرف عروسي مي‌رسد برقرار است. براي اين كار چند نفر كه به قصابي آشنايي دارند، در خانه داماد گوسفندان را ذبح مي‌كنند و بقيه همراهان، ني مي‌زنند و آواز مي‌خوانند و صاحب عروسي با شيريني و چاي از مهمانان پذيرايي مي‌كند. بعد از مراسم «گوشتي كاشون»، پدر داماد يك ظرف پر از سيب يا انار را در بين حاضرين پخش مي‌كند. افرادي كه سيب يا انار مي‌گيرند آن را به هوا پرتاب مي‌كنند. حاضرين سعي مي‌كنند آن سيب يا انارها را در هوا بگيرند و هركسي كه آنها را در برگشت از هوا بگيرد داراي نوعي برتري نسبت به ديگران جلوه مي‌نمايد.عصر شب دوم عروسي (شب حنابندان) يك نفر مرد و يك نفر زن، از طرف پدر داماد كه در اصطلاح محلي «خَورْ كَرْ» ناميده مي‌شود، جهت دعوت از مهمانان روستا، طبق ليست تهيه شده قبلي، كه مي‌بايست بعضي از افراد براي صرف شام و شيريني و بعضي براي شيريني دعوت شوند، جلوي در خانه مدعوين رفته و آنها را براي شب حنابندان و يا شام بعد از حنابندان، دعوت مي‌نمايد.در شب حنابندان كه از افراد محلي و غير محلي دعوت بعمل مي‌آيد، مراسم مردانه و زنانه در مكان جداگانه‌اي برگزار مي‌گردد. زنان با هلهله و رقصيدن كه در آن، از نوعي ساز محلي (نوعي تشت فلزي كه با زدن دست روي آن آهنگ خاصي ايجاد مي‌شود) استفاده مي‌شود، به مجلس جشن خود، شور و نشاط مي‌بخشند و مردان نيز، به خوانندگي، ني زدن و بازي شاه و وزير مشغول مي‌شوند. در ساعات آخر شب بعضي از جوانان به فراخور خود مبلغي را به يك نفر كه در اصطلاح محلي مادر خرج ناميده مي‌شود؛ مي‌پردازند تا گوسفندي را بخرد. بعد از كشتن گوسفند و طبخ آن، معمولاً با برنج و همچنين تهيه تنقلات، تا صبح به بازي و سرگرمي مشغول مي‌شوند.حنابندان، معمولاً بعد از صرف چاي و شيريني انجام مي‌گيرد. حنايي كه قبلاً آماده گرديده است؛ بعلاوه 2 عدد شمع، يك جعبه شيريني، 2 عدد لنگ، 2 عدد حوله دست و 4 عدد پارچه سفيد مثلثي (كه براي بستن حنا به سر مورد استفاده قرار مي‌گيرد) در سيني فلزي دايره‌اي شكل كه در اصطلاح محلي «مجمعه» ناميده مي‌شود، به جلوي داماد كه جايي نيز براي ساقدوش در كنارش تهيه ديده‌اند، گذاشته مي‌شود و در اين هنگام خواننده‌ها شروع به خواندن مي‌كنند. (آي حنا حنا مي‌بندم).سپس ساقدوش، هريك از حاضرين را كا مايل باشد دعوت مي‌نمايد. سپس دو عدد شمعِ داخل سيني را، روشن و بعد به داماد گفته مي‌شود كه دو انگشت شصت خود را در داخل ظرف حنا فرو كند. وي بايد دو دست خود را، با حالت ضربدر به نحويكه شصت دست، به سمت بالا باشد، آنها را به پشت گردن ببرد. يك نفر از قبل، توسط ساقدوش انتخاب و پشت سر داماد قرار گفته است (اين فرد بايد زمان عروسي او نزديك باشد و يا اينكه مشكلي در زندگي نداشته باشد) تا حنا را بگيرد و اهالي چاشم معتقدند كه گرفتن حنا خوشبختي مي‌آورد.بعد از گرفتن حنا، سر، دست و پاي داماد، توسط ساقدوش، حنا گرفته و با دستمالهايي كه از قبل در مجمعه براي اين كار آماده شده بود، مي‌بندند. براي تسريع در خشك كردن حناي دست و پا داماد، منقلي از آتش مي‌آورند و همزمان اسپند دود كرده و حاضرين به خواندن و ني‌زدن مشغول مي‌شوند. در ساعات آخر شب، ساقدوش، داماد را به خانه عروس مي‌برد. در مجلس مربوط به زنان، نيز حنا بستن عروس، توسط ساقدوش عروس (كه در اصطلاح محلي، «عاروس مار» گفته مي‌شود) انجام مي‌شود. مادر عروس، از قبل، در چند ديگ، آب را جوش آورده و توسط مادر عروس و ساقدوش عروس، ابتدا حناي سر و دست و پاي عروس و سپس داماد را مي‌شويند. بعد از انجام شست و شو، عروس و داماد و ساقدوش‌ها و مادر عروس به اطاقي كه از قبل توسط مادر عروس آماده شده است مي‌روند. به علت اينكه اين افراد مشغول بجا آوردن آداب و رسوم عروسي بوده و نتوانسته‌اند شام و يا شيريني صرف كنند؛ بعد از صرف غذا و شيريني و چاي، در همان اطاق، بجز عروس و داماد، سايرين آنجا را ترك مي‌كنند. سپيده صبح ساقدوشها، جلوي اتاق مي‌آيد و داماد و ساقدوش داماد با هم، به خانه داماد مي‌روند.در روز دوم، كارها و مراسم زيادي است و هركس به نوعي مشغول مي‌شود. مردان با همكاري چند نفر زن به پختن برنج و گوشت براي شام، و ساقدوش عروس نيز براي بردن عروس به حمام و سپس به آرايشگاه ... مشغول مي‌شوند.از طرفي، دوخت و دوز لباس عروس و داماد، توسط خياطي در خانه داماد و در اطاق پذيرايي انجام مي‌گردد. و مهمانان كه براي ديدن به آنجا مي‌آيند، با گفتن «مبارك باد» با چاي پذيرايي مي‌شوند. خياط نيز هر از گاهي، با چرخاندن دسته چرخ خياطي و ايجاد صدا، حضورش را اعلام مي‌كند. در حين كار چنانچه فاميلهاي درجه يك داماد يا عروس براي ديدن كار خياطي بيايند، خياط دست از كار مي‌كشد و رو به آنها مي‌كند و مي‌گويد دسته چرخ نمي‌چرخد، يا قيچي نمي‌برد. آنها با دادن انعام به خياط و خياط هم با گفتن مبارك است انشاء‌ا...، كار را شروع مي‌كند. در مراسم حمام رفتن نيز در ابتدا زنان و سپس نوبت عصر، مردانه مي‌شود. لباس عروس را به خانه پدر عروس، جهت پوشيدن لباس مراسم عروسي مي‌برند. لباس داماد نيز كه در داخل چمداني قرار دارد و متشكل از لباس زير، لوازم آرايشي، عطر، جوراب، تسبيح و يك بسته شكلات است، بعد از حمام كردن، توسط ساقدوش، لباس را مي‌پوشد. در هنگام پوشيدن لباس داماد در رختكن، جوانان به خواندن و دست زدن مشغول مي‌شوند. بعد از پوشيدن لباس، ابتدا خواهر داماد مجمعه‌اي را كه در آن يك عدد آينه، يك جفت شمع، شيريني، آجيل و يك دسته گل قرار دارد، به رختكن مي‌آورد و آجيل مخلوط با سكه‌ها را روي سر داماد مي‌ريزند. ضمناً خواهر عروس، نيز شبيه همان مجمع را به رختكن مي‌آورد. شيريني‌هاي فوق و چاي نيز كه توسط مادر داماد به آنجا آورده مي‌شود صرف مي‌گردد. زنان نيز يك قسمت از رختكن را اشغال مي‌كنند و هلهله‌كنان، پدر، مادر، برادران، خواهران و فاميلهاي نزديك داماد با گفتن، مبارك باد، داماد را مي‌بوسند. پس از بيرون آمدن داماد از حمام، جوانان اطراف داماد و زنان پشت سر آن به سمت خانه داماد حركت مي‌كنند. در طول راه نيز جشن و سرور و ني زدن و خوانندگي برقرار است. بعد از اينكه داماد به جلوي خانه پدرش رسيد، يك رأس گوسفند براي او قرباني مي‌كنند، تا داماد از روي خون ريخته شده آن بگذرد. در طول مسير حمام تا خانه داماد، وقتي كه روي سر داماد نقل و سكه مي‌ريزند، بچه‌هاي خردسال براي جمع كردن سكه‌ها به زير پاي داماد و اطرافيان مي‌روند. در خانه داماد جوانان و بزرگسالان و زنان در اطاقها و مكان جداگانه‌اي به رقص و شادماني مشغول مي‌شوند داماد نيز در بين جوانان و در محلي كه براي او در نظر گرفته شده مي‌نشينند و هر چند وقت، توسط ساقدوش به اتاق مهمانهايي كه به تازگي وارد مجلس شده‌اند برده مي‌شود تا با آنها احوال‌پرسي و روبوسي نمايد.بعد از پايان جشن و صرف شام، ساقدوش، يك عدد مجمعه بزرگ كه در آن يك ظرف حنا و دو عدد شمع، قرار دارد جلوي داماد گذاشته و خواننده‌ها شروع به خواندن ترانه «انشاا... مبارك باد!» مي‌كنند. ابتدا پدر داماد مبلغي پول را در مجمعه گذاشته و ساقدوش آنرا مي‌شمارد و ضمن تشكر كردن، جمله «عروسي پسر يا نوه‌اش» را مي‌گويد. اين عمل را هديه دادن مي‌گويند. سپس بقيه فاميلان و بعد مدعوين، هركدام مبلغي پول هديه مي‌كنند. در نهايت ساقدوش، پولها را مي‌شمارد و تحويل داماد مي‌دهد و داماد نيز آنرا به يكي از افراد قابل اعتماد خود مي‌سپارد. معمولاً هدايا، نيمي از هزينه عروسي را تأمين مي‌كند.

ادامه دارد...

منبع: ويكي پديا


نسخه چاپي ارسال به دوستان
 
سياسي
خبر دانشگاه
دانش و پژوهش
اجتماعي
اقتصادوبازار
مرزپرگهر
دريچه هنر
آزمون و سنجش
در قلمرو ورزش
آگهي هاي روزنامه