جستجوي پيشرفتهبرو جستجو
ارتباط با ماآرشيوشناسنامه صفحه اصلي
تاریخ 1390/08/26 - روزنامه سراسري صبح ايران (پنجشنبه) نسخه شماره 4022

 هويت و ابعاد هويت و نقش والدين  
 استاد: دكتر احدي دانشجو: آرزو شمالي اسكويي (قسمت سوم)

در زمينه مراحل شكل گيري هويت در نوجواني، مارسيا شناخته شده ترين پژوهشگران نئواريكسوني محسوب مي شود. مارسيا الگوي نظري در زمينه كسب هويت را بطور شفاف و دقيق توضيح و آن را مورد آزمون تجربي قرار داد.مارسيا براي مطالعه شيوه هاي متفاوتي كه نوجوانان هويت شخصي خود را مي سازند يك مصاحبه جامع و راهنماي درجه بندي را تدارك ديد كه در فرهنگ هاي مختلف قابل استفاده است. مصاحبه ها شامل سوال هايي درباره انتخاب شغل، ايدئولوژي، عقايد سياسي و مذهبي و ارزش هاي فردي به انضمام نگرش هاي مربوط به نقش جنسيتي مي‌باشند. مارسيا دو مولفه كاوش و تعهد را در شكل گيري هويت مطرح نمود. كاوش، به فرايند سوال كردن فعال و جستجوي نقش ها و ارزش هاي بزرگسالي در حيطه هاي متفاوت زندگي نوجوانان اشاره دارد و به معني تحقيق بيشتر براي يافتن حس كامل خود است. طي اين فرايند نوجوان درباره تقليدها و همانند سازي هاي گذشته ، انتظارات، نقش ها و آداب و رسوم اجتماعي پرسشگري مي كند و نقش ها، آرمان ها و اشكال مختلف هويت را مورد آزمايش قرار مي دهد. تعهد، به تصميمات قاطع در زمينه هاي مختلف اشاره دارد و شامل راهبردهاي ويژه اي براي دستيابي به اهداف شخصي و تعيين مسير زندگي مورد نظر مي‌باشد.با تركيب اين دو بعد، چهار وضعيت هويت شخص به دست مي آيد كه در ادامه بطور مختصر بيان مي‌گردد.

1- گم گشتگي هويت( هويت مغشوش )

به حالت بلاتكليفي در زندگي اطلاق مي شود. در اين وضعيت، تعهدات نسبت به هر شخص يا مجموعه‌اي از باورها و اصول اگر وجود داشته باشدبسيار كم است. در عوض، تاكيد عمده بر غنيمت شمردن لحظه است. فرد از هيچ گونه حوضه اي از لذت فردي چشم پوشي نمي كند.

نقش هاي اجتماعي ازموده شده و سريعا رها مي‌شوند، شخص بدون خود منسجم، بلاتكليف و سرگردان به نظر مي رسد. در وضعيت گم گشتگي يا سردرگمي هويت، فرد هيچ گونه انتخاب ثابتي در مورد تعهدات خود ندارد و به جستجو و اكتشاف نيز نمي پردازد. براساس مطالعه مارسيا اين افراد معمولا عزت نفس، سازگاري رواني، خود فرماني و خود كنترلي پايين‌تري نسبت به سه وضعيت ديگر هويت نشان مي دهند و احتمال دارد ديگران آنان را بي فكر و بي تعصب قلمداد كنند.

2- بازدارندگي هويت (هويت زودرس)

كه مشخصه آن پرهيز كردن فرد از اكتشاف يا جستجوگري فعال و انتخاب خود مختارانه است.

فرد به وسيله ديگران و نه بوسيله خود هدايت مي‌شود، به ندرت سوال مي كند، عمدتا آن نقشي را كه از سوي اشخاص قدرتمند يا دوستان بانفوذ براي او تجويز مي شود مي پذيرد.

آنچه را كه بزرگسال درباره شغل و دين و سياست مي گويد بطور گريز ناپذير و جزمي مي پذيرد و از تلاش براي ايجاد من مستقل خود مختار پرهيز مي كند. گويا كه فرد از پذيرش مسئوليتي كه همراه با آزادي فردي است، وحشت دارد.

3- موراتوريوم (توقف يا ديررسي) هويت

اغلب ناشي از تصميم گيري دردناك و عمدي در مورد موضوعاتي مانند مدرسه، داشتگاه يا شغل او است. هدف ايجاد مقداري فضاي تنفسي براي جستجوي كامل تر خود روان شناختي و واقعيت عيني است. قضاوت ظاهري بين موراتوريوم و گم گشتگي ظريف است. در موراتوريوم جستجوي صادقانه براي يافتن راه‌هاي مختلف و هدف وجود دارد و صرفا گذشت زمان و اتلاف وقت مطرح نيست و فرد به بررسي و آزمون خود در تجارب مختلف مي پردازد .

ادامه دارد...


نسخه چاپي ارسال به دوستان
 
سياسي
خبر دانشگاه
دانش و پژوهش
اقتصاد و بازار
مرز پرگهر
دريچه هنر
آزمون و سنجش
اجتماعي
در قلمرو ورزش
آگهي