نسخه شماره 36 - 1385/04/01 -  simple Search

 کلکسيون ملتها 
نويسنده : جمشيد اثني عشري

برگزاري هجدهمين دوره مسابقات جام جهاني فوتبال در کشور آلمان، فرصتي است براي 32 کشور که تيم هايشان را به اين مسابقات مهم اعزام کنند. اعصاب، عاطفه و آمال و آرزوهاي مردم اين کشورها به تيم هاي ملي فوتبالشان گره خورده و صفحه جادويي تلويزيون، تنها بخشي از اين هيجان را در وجود تماشاگران حاضر در استاديوم ها به تصوير مي کشد.
شايد بتوان گفت جام جهاني فوتبال، تنها فرصتي است که در آن کشورهاي توسعه نيافته و توسعه يافته، تمام قد در برابر هم مي ايستند و نتيجه مطالعات، برنامه ريزي ها، زمينه سازي ها، آموزش ها، تمرينات و پرداخت هزينه هاي سنگين ارزي را به نمايش مي گذارند. اين تقابل، مستقيما به عرق ملي ملت ها پيوند مي خورد و چنين است که بازي هايي مانند بازي انگليس - پاراگوئه، آلمان - کاستاريکا، غنا - ايتاليا و لهستان - اکوادور و تمام مسابقات اين تورنمنت جذاب، حساس و ديدني مي شوند.
سازمان ملل متحد به عنوان خانواده ملل 191 پرچم دارد، يعني 191 کشور جهان به عضويت آن درآمده اند و فدراسيون بين المللي فوتبال (فيفا) 207 عضو دارد، يعني 16 عضو بيشتر از خانواده جهاني! و دقيقا در مستطيل سبز است که پرچم کشورهايي که به عضويت سازمان ملل درنيامده اند، به اهتزاز درمي آيد.
داشته و کاشته کشورها در اين مزرعه سبز و هيجان انگيز، فراروي اهل جهان قرار داده مي شود و تلاش مديران و برنامه ريزان کشورها در يک نمايشگاه عمومي در معرض ديد مردم جهان قرار مي گيرد.
اين فرصت برابر، براي حضور در يک ميدان رقابت، فوتبال را از يک ورزش صرف به مقوله اي سياسي، اجتماعي، فرهنگي و بين المللي تبديل مي کند و همه ادعاها و بلوف ها، بي واسطه آشکار مي شود. در يک فرصت 90 دقيقه اي با گردش يک توپ و حکمراني يک سوت و هلهله ناظران، عجب معرکه اي مي شود فوتبال!
در آن سال ها که دولت هاي انگليس و آرژانتين بر سر جزاير مالويناس و فالکلند با هم مشکل و در مقطعي جنگ داشتند و انگليسي ها با تمام حيله گري نمي گذاشتند صداي آرژانتيني ها به گوش جهان برسد، ديه گو مارادوناي ريزنقش در اين مستطيل سبز، هشت بازيکن انگليسي را دريبل کرد، توپ را در قعر دروازه شان قرار داد و در حد يک اسطوره در آرژانتين ، بزرگ، محبوب و دوست داشتني شد. هرچند وقتي مسابقات آن سال پايان يافت، صاحبان قدرت و ماموران سيا و مديران سياسي فيفا، چنان بلايي بر سر قهرمان ريزنقش آرژانتيني آوردند که همه ديدند! او را با مواد مخدر!! در فرودگاه دستگير و بعد به دوپينگ و ساير مفاسد متهم کردند، ولي مارادونا همچنان محبوب آرژانتيني هاي توسعه نيافته و زخم خورده از دولت انگليس و ساير دولت هاي قدرتمند در سازمان ملل است.
در دوره اي ديگر که به حکم قرعه، ايران و آمريکا در مقابل هم قرار گرفتند و آن بازي، بازي قرن نام گرفت، کيسي کلر، دروازه بان تيم آمريکا هرچه خود را کشيد و دست دراز کرد، نتوانست آن ضربه سر تماشايي حميد استيلي را بگيرد و جوانان اين مملکت در ميدان بازي از آمريکا جلو افتادند و بعد نوبت مهدوي کيا شد تا براي دومين بار در آوردگاهي جهاني، پيروزي ايرانيان را بر قدرتمندترين حاکم دنيا رقم بزند. آمريکايي ها البته يک گل زدند ولي بازي را باختند و ايرانيان به خيابان ريختند و مقام معظم رهبري پيامي صادر کرد و رئيس جمهور آن روز، سيدمحمد خاتمي، از بازيکنان تيم ملي در همان لحظات تشکر کرد و چقدر خوشحال شديم ما ايراني ها، حتي آنها که نمي دانستند تيم فوتبال چند نفر است و طول و عرض زمين مسابقه چقدر.
چنين است اين جام جهاني و اين فرصت طلايي براي قد برافراشتن در برابر قدرت هاي مسلط.
فوتبال در عين ورزش بودنش، شاخصي است براي نشان دادن اعتماد به نفس، خواست، اراده، همکاري، هماهنگي، تربيت پذيري، تاکتيک پذيري، تلاش، اميد و محدوديت زمان و الزام به رعايت قوانين مورد قبول همه و چقدر زيباست پيروزي در اين ميدان و چقدر تلخ است شکست!
اين پديده جهان شمول، هر چهار سال يک بار تکرار مي شود و همه آن 207 کشور، بعد از اتمام يک دوره، برنامه ريزي مي کنند براي دوره بعد. چراکه مي دانند آنچه انجام مي دهند، در اين نمايشگاه جهاني به نمايش درمي آيد.
چقدر خوب است از امروز براي جام نوزدهم که چهار سال ديگر در انگليس برگزار مي شود، برنامه ريزي کنيم و فوتبال را تابعي از توسعه بدانيم. واقعيت ها را بپذيريم، ادعاها را کم کنيم، به فوتبال به عنوان يک علم، يک صنعت و يک تجارت نگاه کنيم، آن را فرا بگيريم و مهمتر از همه آن را وسيله اي براي نمايش اقتدار و توان ملي قرار دهيم. اين کار را مي توان انجام داد، همچنان که کامرون، سنگال، نيجريه، الجزاير، آرژانتين، برزيل، پرو و بوليوي انجام دادند. اين کشورها داشته هايي بيشتر از ما نداشتند، ندارند و نخواهند داشت، ولي از فوتبال درآمد کسب مي کنند، بازيکن مي سازند، پول درمي آورند و با آن بر جام جهان مي ايستند. ما نيز مي توانيم.


نسخه چاپي ارسال به دوستان
در این شماره