نسخه شماره 36 - 1385/04/01 -  simple Search

 آيا شيطان وجود دارد؟  
نويسنده : مريم آزموده فر

تيتر
مريم آزموده فر
آيا شيطان وجود دارد؟ آيا خدا شيطان را خلق کرد؟
استاد دانشگاه با اين سوال ها شاگردانش را به چالش ذهني کشاند.
آيا خدا هر چيزي که وجود دارد را خلق کرد؟
شاگردي با قاطعيت پاسخ داد: "بله او خلق کرد."
استاد پرسيد: "آيا خدا همه چيز را خلق کرد؟"
شاگرد پاسخ داد: "بله آقا"
استاد گفت: "اگر خدا همه چيز را خلق کرد، پس او شيطان را نيز خلق کرد. چون شيطان نيز وجود دارد و مطابق قانون که کردار ما  نمايانگر ماست، خدا نيز شيطان است."
شاگرد آرام نشست و پاسخي نداد. استاد با رضايت از خودش خيال کرد بار ديگر توانست ثابت کند که عقيده به مذهب، افسانه و خرافه اي بيش نيست.
شاگرد ديگري دستش را بلند کرد و گفت: "استاد مي توانم از شما سوالي بپرسم؟"
استاد پاسخ داد: "البته"
شاگرد ايستاد و پرسيد: "استاد، سرما وجود دارد؟"
استاد پاسخ داد: "اين چه سوالي است، البته که وجود دارد. آيا تاکنون حسش نکرده اي؟"
شاگردان به سوال مرد جوان خنديدند.
مرد جوان گفت: " آقا در واقع ، سرما وجود ندارد. مطابق قانون فيزيک چيزي که ما از آن به سرما ياد مي کنيم در حقيقت نبود گرماست. هر موجود يا شي را مي توان مطالعه و آزمايش کرد وقتي که انرژي داشته باشد يا آن را انتقال دهد و گرما چيزي است که باعث مي شود بدن يا هر شي انرژي را انتقال دهد يا آن را دارا باشد. صفر مطلق(F -064)  نبود کامل گرماست. تمام مواد در اين درجه بدون حيات و بازده مي شوند. سرما وجود ندارد. اين کلمه را بشر براي اين که از نبود گرما توصيفي داشته باشد، خلق کرد."
شاگرد ادامه داد: "استاد تاريکي وجود دارد؟"
استاد پاسخ داد: "البته که وجود دارد."
شاگرد گفت: "دوباره اشتباه کرديد آقا! تاريکي هم وجود ندارد. تاريکي در حقيقت نبود نور است. نور چيزي است که مي توان آنرا مطالعه و آزمايش کرد، اما تاريکي را نمي توان. در واقع با استفاده از قانون نيوتن مي توان نور را به رنگ هاي مختلف شکست و طول موج هر رنگ را جداگانه مطالعه کرد، اما شما نمي توانيد تاريکي را اندازه بگيريد. يک پرتو بسيار کوچک نور دنيايي از تاريکي را مي شکند و آن را روشن مي سازد. شما چطور مي توانيد تعيين کنيد که يک فضاي به خصوص چه ميزان تاريکي دارد؟ تنها کاري که مي کنيد اين است که ميزان وجود نور را در آن فضا اندازه بگيريد. درست است؟ تاريکي واژه اي است که بشر براي توصيف زماني که نور وجود ندارد، به کار ببرد."
در آخر مرد جوان از استاد پرسيد: "آقا، شيطان وجود دارد؟"
زياد مطمئن نبود. استاد پاسخ داد: "البته همان طور که قبلا هم گفتم. ما او را هر روز مي بينيم. او هر روز در مثال هايي از رفتارهاي غير انساني بشر به همنوع خود ديده مي شود. او در جنايت ها و خشونت هاي بي شماري که در سراسر دنيا اتفاق مي افتد، وجود دارد. اينها نمايانگر هيچ چيزي جز شيطان نيست."
و آن شاگرد پاسخ داد: "شيطان وجود ندارد آقا! يا حداقل در نوع خود وجود ندارد. شيطان را به سادگي مي توان نبود خدا دانست. درست مثل تاريکي و سرما. کلمه اي که بشر خلق کرد تا توصيفي از نبود خدا داشته باشد. خدا شيطان را خلق نکرد. شيطان نتيجه آن است که بشر مواقعي عشق به خدا را در قلب خودش حاضر نبيند. مثل سرما که وقتي اثري از گرما نيست خود به خود مي آيد و تاريکي که در نبود نور مي آيد.
نام آن مرد جوان: آلبرت اينشتن بود.


نسخه چاپي ارسال به دوستان
در این شماره