نسخه شماره 36 - 1385/04/01 -  simple Search

 نگاهي به نبايد هاي فوتبال 
نويسنده : الما توکل

تعصب رنگ، تعصب توپ، تعصب فوتبال، سور دادن پس از پيروزي تيم، همان رنگي پوشيدن، دعوا کردن، خريدن هر روزه روزنامه تيم و گريه کردن براي فوتباليستي که عاشقش شده اي، در حالي که هيچ وقت او را نديده اي!
حالا قضاوت با شماست!
- دنياي تو چه رنگيه؟
...!
- فقط به خاطر تيمت؟
شايد
- يعني اگه رنگ لباسشون طلايي بشه، رنگ زندگي تو هم طلايي مي شه؟
آره، حتما.
- وقتي فوتباليستي که عاشقش بودي ازدواج کرد، اون شب درون تو چي گذشت؟
اگه دو ماه قبل تر بود، سياه سياه بودم، اما چون مي دونستم داره مقدمات عروسي اش رو مي چينه، خودم رو آماده کرده بودم.
- توي پنج سالي که عاشقش بودي، هيچ وقت فکر نکردي بالاخره اين اتفاق مي افته؟
چرا، هر روز و هر شب.
- پس چرا سعي نکردي اين عشق رو فراموش کني؟
چون اين موضوع رو يه خيانت حساب مي کردم!
- پشيمون نيستي که يه سابقه شکست عشقي رو که اصلا مي تونست وجود نداشته باشه توي پرونده ات ثبت کردي؟
نه، چون با تمام تلخي هاش شيرين بود، تجربه فنا شدن براي ديگران خيلي خوبه!
- اين عشق به تو چي داد؟
گريه شبانه روزي.
- اگه با همين ديد به عقب برگردي باز عاشقش مي شي؟
عشق دست خود آدم نيست.
- فکر مي کني چرا يه دوست داشتن به عشق کشيد؟
به خاطر اين که هر روز تيتر روزنامه ها بود و سوپراستار.
- مطمئني اون آدم ارزش عشق تو رو داشت؟
با ديدي که من به عشق دارم آره، اما ديگران فکر مي کنن اينطور نيست.
- هيچ وقت به اين فکر کردي که اون کسي نيست که تو توي روياهات ساختي و خيلي راحت بگم ممکنه وقتي با تو روبه رو بشه، اصلا آدم هم حسابت نکنه؟
من به ديد اون اهميت نمي دم. ديد من مهمه، چون اين منم که براي عشقم ارزش مي ذارم ، پس رفتار اون رو شکست تلقي نمي کنم.
- چرا چند ساليه که دخترها اين قدر به فوتبال علاقه نشون مي دن؟
من فکر مي کنم اين علاقه قبلا هم بوده، ولي به خاطر محدوديت هاي موجود فرصت ابرازش وجود نداشته.
- اگه خودت در آينده پسر داشته باشي، مي ذاري فوتباليست بشه؟
(با هيجان) آره، اين برام يه آرزوه.
- و اون وقت دخترها عاشق پسرت بشن و شکسته عشقي بخورن؟
(من و من مي کنه) من سعي مي کنم برخورد منطقي با طرفدارهاش رو يادش بدم.
- دفعه قبل چقدر خرج شيريني دادن کردي؟
همه پس اندازي رو که تو خونه داشتم.
- تو هم مدافع حضور زن ها تو ورزشگاه ها هستي؟
آره، يه مدافع سرسخت.
- حتي با وجود مردهايي که...؟!
خب، حضور زن ها باعث تلطيف ورزشگاه ها مي شه.
- اين حرف تو يعني استفاده ابزاري از زن ها، مثل زماني که پسرها معتادن و مامان هاشون تصميم مي گيرن زنشون بدن بلکه آدم بشن؟!
نه، من فکر نمي کنم استفاده ابزاري باشه.
- تو تجربه هاي خيلي خوبي داشتي، مثل ديدن فوتباليست ها، حرف زدن با اونا و حتي ديدار مسابقات فوتبال بانوان. براي به دست آوردن تمام اين لذت ها چه بهايي پرداختي؟
تمام سرمايه هاي زندگي ام، عشق، پول و زمان!
- و سوال آخر... تو که اينهمه خرج فوتبال کردي، فوتبال چه خرجي براي تو کرد؟
فوتبال هزينه هيجانم رو داد!
- همين...؟!!!
همين!
سمانه بيست ساله يکي از ميان ماست. يکي از چند هزار نفر ديگر و ديوانه فوتبال. قضاوت با شماست. براي پر کردن سه نقطه هاي موجود... براي فکر کردن به علامت سوال ها و براي نوشتن نتيجه...
و براي فکر کردن به تعصب رنگ، تعصب توپ و عاشقي.


نسخه چاپي ارسال به دوستان
در این شماره