نسخه شماره 36 - 1385/04/01 -  simple Search

 منظومه جام جهاني! 

جام جهاني پديده اي است که در هر چهار سال فقط يک بار رخ مي دهد و روال طبيعي زندگي همگان را به هم مي ريزد. به همين مناسبت (!) من هم فقط يک بار روال طبيعي را به هم ريختم و براي دختران به جاي "نثر"، "نظم" فرستادم.
اين روزها که تب جام جهاني همه چيز را به هم ريخته، از هر زمان ديگري نياز به "نظم" بيشتر احساس مي شود و ... به هر حال براي فرستادن نظم به جاي نثر، چه توجيهي از سطور فوقاني بهتر؟!
و اما نظم مذکور:
تو کوچه بين جمع بچه ها بحث
تو خونه بين بچه و بابا بحث
اين روزا وقتي مي شيني تو تاکسي
از ابتداي راه تا انتها بحث
دوره بحث و همزباني شده
يه بار ديگه جام جهاني شده
 ع  ع  ع
يه بار ديگه تلويزيون گرون شد

يه بار ديگه چمن بلاي جون شد
يه بار ديگه گرفتن يه آنتن
تمام آرزوي يک جوون شد
هرچي مي خواي مي گن گراني شده!
يه بار ديگه جام جهاني شده
 ع  ع  ع
بابا مي گه مي خوام خبر ببينم
مامان مي گه مرغ سحر ببينم!
دختر خانواده عشق فوتبال
مي گه مي خوام ضربه سر ببينم
اينجا تداعي معاني شده
يه بار ديگه جام جهاني شده
 ع  ع  ع
تمام چشم و گوشا رفته آلمان
تمام دنيا شد سه هفته آلمان
عجب پولاي خوبي درآوردن
جام جهاني شده نفت آلمان
چمن يه چيز آنچناني شده
يه بار ديگه جام جهاني شده
 ع  ع  ع
يکي براي جادو فکر ورده
جادو واسه خودش يه جور شگرده
اما هنوز نتيجه يه بازي
هرچي که هست بسته به توپ گرده
باز دوباره نگين تباني شده
يه بار ديگه جام جهاني شده
 ع  ع  ع
جام جهاني که مي شه هميشه
از افتتاحيه بابام سيريشه
هي مي گه: "پس بازم يه بازي مونده؟"
منم مي گم: "اين ديگه آخريشه"
حرفاي من دروغ چوپاني شده!
يه بار ديگه جام جهاني شده...
 ع  ع  ع
به هر حال اين هم براي خودش مطلبي بود، چراکه هر جور فکر مي کنم مي بينم يک بار ديگر جام جهاني شده است!


نسخه چاپي ارسال به دوستان
در این شماره