نسخه شماره 36 - 1385/04/01 -  simple Search

 به افتخار بازيکن شماره24... هورا... ! 
نويسنده : تهمينه حدادي

وقتي رئيس جمهور تب  ميکند!
غافلگير کردن يک شيوه خوب است!
يک شيوه جذاب که کهنه نمي شود و ايجاد انگيزه مي کند; انگيزه اي که آدم ها را به سمت هدف مي کشاند، اما اين وسط چيزي است که خيلي مهمتر به نظر مي رسد; اين که بلد باشي همه را غافلگير کني، بلد باشي همه را شگفت زده کني، بلد باشي کهنه و قديمي نباشي و رئيس جمهور ايران تمام اين ويژگي ها را دارد. يک فلاش بک به عقب باعث مي شود بفهمي که اينها فقط حرف نيست و ما چه بخواهيم باور کنيم، چه نخواهيم، در هر حال احمدي نژاد و تب فوتبالش تا الي الابد توي ذهن هامان حک مي شود!
وقتي رئيس جمهورغافلگيرمي کند!
همه چيز از يک صبح ارديبهشتي شروع شد. اعضاي تيم ملي فوتبال در حال تمرين بودند، برانکو کنار زمين بود و چلنگر کنار دستش و ورود غافلگيرانه رئيس جمهور باعث شد تمرينات فشرده کسل کننده هرروزه کمي تغيير کند.
"دکتر احمدي نژاد از تمرينات تيم ملي ديدن کرد" مطمئنا اين خبر مي توانست داغ باشد، اما هيچ کس تصورش را هم نمي کرد که چند دقيقه بعد اتفاق ديگري خواهد افتاد.
همه دنيا ولاديمير پوتين را در لباس آبي جودو ديده بودند، همه دنيا جرج دبليو بوش را که شلوار جين به پا کرده بود ديده بودند، اما تصور اين که دکتر محمود احمدي نژاد گرمکن ورزشي بپوشد، محال بود! اما اين اتفاق افتاد. رئيس جمهور لباس ورزشي پوشيد و شروع کرد به دريبل زدن!
حالا اگر در نظر عده اي اين کار خيلي هم معمولي بوده يا اصلا نتوانسته بيانگر تب فوتبال داشتن رئيس جمهور و مردمي بودنش باشد، حداقل توانسته پاسخگوي اين سوال باشد که آيا وزرا، وکلا و روسا هم گل کوچيک بازي مي کردند يا خير؟!
 وقتيرئيسجمهورنه نمي گويد!
در ميان خبر هاي مخصوص جام جهاني يک خبر عجيب پخش مي شود. محمد علي آبادي طي نامه اي از رئيس جمهور مي خواهد تا هواپيماي اختصاصي دولت را در اختيار تيم ملي قرار دهد. خبر گم مي شود، توي شبکه هاي مختلف کسي پيگير نمي شود، پاسخي نمي رسد.
احمدي نژاد دوباره با اعضاي تيم ديدار مي کند، عکس مي اندازد و مي گويد: "تيم ملي با اتکا به روحيه قوي و همدلي مي تواند به مراحل بالاتر در جام جهاني صعود کرده و موفق شود. توکل به خدا، پشتکار، انسجام و اراده پولادين است که مي تواند بر اين موفقيت بيفزايد."
و ادامه مي دهد: "بدانيد که مردم ايران در هر جاي جهان مشوق و حامي شما هستند."
او با فوتباليست ها گرم مي گيرد و تاکيد مي کند: "نبايد هدر رفتن بعضي فرصت ها باعث از بين رفتن روحيه شما و احيانا بي انگيزگي شود، زيرا نتيجه يک مسابقه در ثانيه ها قابل تغيير است" و بعد دوباره زيرکانه از شيوه غافلگير کردن استفاده مي کند: "قطر توپ فوتبال چقدر است؟"
مکث!
هيچ کس جواب اين سوال را نمي داند. رئيس سازمان تربيت بدني هست، رئيس مرکز توسعه ورزش قهرماني هست و معاون اجرايي رئيس جمهور و اعضاي تيم هم هستند.
راستي قطر توپ فوتبال چقدر است؟
پلان بعدي
پيراهن شماره 24 تيم ملي در دو رنگ قرمز و سفيد که پشتش نام رئيس جمهور حک شده! ميزبانان اين طور از مهمانشان پذيرايي مي کنند.
احمدي نژاد مي گويد: "همان طور که توانستيم با تلاش بي وقفه و هوش سرشار به محالي همچون انرژي هسته اي دست پيدا کنيم، پس با تلاش مي توانيم به مرحله دوم جام جهاني نيز راه پيدا کنيم، زيرا ايراني که حالا جزو 20 تيم برتر جهان است، توانايي و شايستگي اين افتخار را دارد."
و در ادامه از اعضاي تيم مي خواهد تا با تسلط بر اعصاب خود وبا غنيمت شمردن فرصت ها اين احتمال را به يقين تبديل کنند.
آقاي رئيس جمهور هديه تيم ملي را از دست علي دايي و علي کريمي مي گيرد و هدايايي را به بازيکنان اهدا مي کند و وعده پاداشي مناسب را پس از حضور تيم در جام جهاني مي دهد و بعد با تک تک بازيکنان خداحافظي و براي آنان آرزوي موفقيت مي کند.
اما قبل از رفتن ضربه آخر را مي زند: "در صورت صعود به دور دوم، من به آلمان مي آيم."
آيا رئيس جمهور راست گفته است؟ آيا ايران به مرحله دوم صعود مي کند؟ آيا او واقعا تب فوتبال دارد؟
وقتيديگرانغافلگيرمي شوند!
اعضاي تيم شب ها به اين موضوع فکر مي کنند... مرحله دوم ; مي شود؟...... نمي شود؟......... مي شود؟....... نمي شود؟.............. رئيس جمهور مي آيد؟..... رئيس جمهور نمي آيد؟......
ما به صعود فکر مي کنيم. تب جام جهاني همه ما را گرفته، حتي رئيس جمهور را.
اما انگار فوتبال و سياست يکي شده!
خبر به آن ور آب ها مي رسد.
لس آنجلس تايمز مي نويسد: "احمدي نژاد واقعه هلوکاست را افسانه دانسته در حالي که به علت سابقه نازيسم در آلمان، انکار هلو کاست جرم محسوب مي شود. اگر احمدي نژاد قصد سفر به آلمان را داشته باشد، دولت آلمان با وضعيتي دشوار روبه رو خواهد شد."
و بعد رسانه هاي آلمان مي خواهند تا آنجلا مرکل (صدر اعظم آلمان) مانع حضور رئيس جمهور ايران در رقابت هاي جام جهاني شود و اين در حالي است که احمدي نژاد به طور رسمي حضور خود را اعلام نکرده و خود را يک طرفدار جدي فوتبال خوانده است.
بحث ها بالا مي گيرد. تا به آنجا که در حين نگراني هاي متعدد، سخنگوي وزارت کشور آلمان اعلام مي کند: "از لحاظ قانوني حق نداريم مانع حضور روساي جمهور کشور هاي شرکت کننده در جام جهاني شويم، حتي اگر کار به جايي بکشد که نئونازي ها دور هم جمع شوند و وسط جام جهاني در حمايت از احمدي نژاد تظاهرات راه بيندازند!"
اما همه بحث ها با شروع جام جهاني خاتمه پيدا مي کند.
پايان ماجرا
حالا سه بازي اول تيم ملي تمام شده.
حالا ديگر مهم نيست که رئيس جمهور به آلمان سفر مي کند يا نه!
او با غافلگيري انگيزه را ايجاد کرد آن هم با علم به اين که رسيدن يا نرسيدن به هدف زير عظمت تلاش محو مي شود.
او با غافلگيري انگيزه را ايجاد کرد تا بدانيم که واقعا لذت بخش است که در جام جهاني باشيم و مرد اول دولتمان ما را تماشا کند.
اگرچه مطمئنا دولتمردان ترجيح مي دهند در خانه باشند، هيجان زده شوند، جيغ بکشند و حتي تاسف بخورند و عصباني شوند تا اين که مجبور باشند ساکت بنشينند و لبخند بزنند و هفتاد هزار نفر برو بر آنها را نگاه کنند و احتمالا از حالا دکتر احمدي نژاد در تب جام جهاني بعدي است. به دور از تمام حاشيه ها و شايد خسته است که تب فوتبالش را هم به سياست وصل مي کنند. گه گاه رئيس جمهور بودن خيلي کسل کننده مي شود، چون وقتي چيزي را دوست داشته باشي، همه درباره ات مي نويسند!


نسخه چاپي ارسال به دوستان
در این شماره