Go تاریخ 1385/05/25 - چهارشنبه 25 مرداد 1385/ 21رجب 1427/ 16 آگوست 2006/ سال دوم نسخه شماره 66

 دنباله گفتگو با اعضاي هيئت قزاقستاني
 طي 10 سال گذشته 250 خانوار قزاق از ايران به قزاقستان کوچ کرده اند 

اختصاصي اقتصاد گلستان; موسي جرجاني- بخش دوم ( آخر)

اقتصاد گلستان- به منظور بررسي و تحقيق درباره تاريخ و زندگي فعلي قزاق هاي ايران، هيئتي از کارشناسان و مورخان جمهوري قزاقستان، در هفته اول مرداد 85 به گرگان سفر کردند. افراد اين هيئت عبارت بودند از:          1- اوتونجي کوشباي، کارشناس ميراث فرهنگي و مسئول بخش تاريخ موزه استان مانقشلاق.   2-  يسبرگن اينگرباي، سردبير روزنامه آق کتک آرايي. 3- نياز توپش، مترجم زبان فارسي و استاد دانشگاه آق تاو. در بخش نخست اين گزارش نظر خوانندگان را به گفتگويي که با آقاي کوشباي انجام شده بود جلب کرديم و در اين شماره گفتگو با ديگر اعضاي اين هيئت به تقديم خوانندگان مي شود.

س: لطفا خودتان را براي خوانندگان ما معرفي کنيد و هدف از سفرتان را بفرماييد؟

ج:  من نياز توپش متولد 1336 در گنبد هستم، تا ده سال پيش در گنبدکاوس زندگي مي کردم. کارشناس زبان انگليسي از دانشگاه علامه طباطبائي تهران هستم. پيش از کوچ کردن به قزاقستان در مدارس مينودشت، گاليگش و گنبد زبان انگليسي تدريس مي کردم، بعد از فروپاشي شوروي سابق، شرايط برگشت به موطن اصلي يعني جمهوري قزاقستان بوجود آمد و من مسئول کوچ عده اي از قزاق هاي ساکن در گنبد، گرگان و بندرترکمن بودم و اولين سري از کوچ و بازگشت قزاق ها از ايران به قزاقستان در مهرماه سال 1374 انجام شد که در آن سال ما حدود 70 خانوار بوديم که از طريق درياي خزر و با کشتي ميرزاکوچک خان جنگلي به قزاقستان کوچ کرديم. و به دنبال آن کوچ قزاق ها به قزاقستان ادامه يافت، بطوريکه تاکنون 250 خانوار از ايران به قزاقستان کوچ کرده اند.
من در حال حاضر در شهر آق تاو، پايتخت مانقشلاق انگليسي تدريس مي کنم و در کارهاي تحقيقاتي با مسئولان شهري و نويسندگان همکاري مي کنم. هدف از سفر ما آشنايي با مهاجرت قزاق ها از روسيه آن زمان به ايران از زبان ريش سفيدان است.
همانگونه که اطلاع داريد اين قزاق ها از سال 1928 تا 1932 ميلادي و به سال شمسي از سال 1309 تا 1311 از روسيه به ايران مهاجرت کردند و در شهرهاي گنبد، گرگان و بندرترکمن مستقر شدند. هدف ما بررسي اوضاع تاريخي و دگرگوني هاي زبان، آداب و رسوم اين قوم در طول 70 سال گذشته در ايران است و ما اين کار مطالعاتي را براي اداره ميراث فرهنگي قزاقستان و به دستور رئيس جمهور اين کشور انجام مي دهيم.
س:  قزاق هاي ايران در کدام شهرهاي قزاقستان مستقر شدند؟
ج:  قزاق ها عمدتا درشهر آق تاو، مرکز استان مانقشلاق و شهر نو اوزن (اوزن جديد) مستقر شده اند و از وضعيت خوبي هم برخوردارند.
س:  گويا تعدادي از خانواده ها دوباره به ايران برگشته اند؟
ج:  بله، از اين تعدادي که از ايران کوچ کرده اند، حدود 25 خانواده در سال 1381 دوباره به ايران مراجعت کردند و در شهرهاي گنبد، گرگان و بندرترکمن ساکن شدند.
 س:  آيا کوچ قزاق ها از ايران ادامه دارد؟
ج:  حالا کوچ قزاق ها کمتر شده، زيرا تغييراتي در قانون اداره مهاجرت قزاقستان بوجود آمده. در گذشته به هر نفر قزاق در موقع کوچ بابت هزينه هاي سفر و اسکان 600 دلار کمک مالي مي شد تا آنان در آنجا مستقر شده و به کار و زندگي بپردازند و امکانات ديگري هم قائل بودند. اما براساس قوانين جديد اين حمايت ها برداشته شده و افراد کوچنده از کمک  مالي و مسکن محروم شدند.
س:  لطفا درباره ارازمحمد تورمحمد که چهره ملي قزاقستان ذکر شده و شما به دنبال ردپاي او آمده ايد توضيح دهيد؟
ج:  ارازمحمد تورمحمد يکي از چهره هاي ملي قزاقستان است. او در زمان رضاشاه از دست روس ها فرار کرده و به ايران پناهنده مي شود و بعدها او را دستگير مي کنند و مي برند. او روحاني و دانشمند زمين شناس بود و به همين خاطر به دستور رئيس جمهور قزاقستان سال آينده جشن بزرگي به منظور تجليل از او در سطح قزاقستان به عمل مي آيد و در اين خصوص کتاب ها نوشته مي شود و فيلم هاي مستند توليد مي شود و ما هم تلاش مي کنيم کتابي درباره زندگي او در قزاقستان، ترکمنستان و ايران تهيه کنيم. البته در گذشته کتابها و مقالات زيادي درباره زندگي و مبارزات وي با روس نوشته و چاپ شده است.
س: در پايان اگر حرفي با خوانندگان ما داريد بفرماييد؟
ج:  من اولا براي دست اندکاران نشريه اقتصاد گلستان توفيق آرزو دارم و از اينکه به عنوان تنها نشريه استان و ايران براي گفتگو به سراغ ما آمده ايد تشکر مي کنم و براي همه خوانندگان شما سلامتي و سعادت آرزو دارم.
قزاقستان نشريه خصوصي ندارد
 س: لطفا خودتان را معرفي کنيد و درباره کارتان توضيح دهيد؟
ج:  من يسبرگن اينگرباي، روزنامه نگار و مدير مسئول هفته نامه آق کتک آرايي در استان مانقشلاق هستم.
س: آيا تا به حال به ايران سفر کرده ايد و درباره ايران چه مي دانيد؟
ج: اين اولين سفر من به ايران است. اما ايران گذشته را از طريق کتاب هاي سعدي، خيام، فردوسي و حافظ مي شناسم و مي دانم که ايران کشوري بزرگ و با تمدن است. من در اين سفر پي بردم که ايران هنوز هم بزرگ و معروف است و از تمدن و فرهنگ بالايي برخوردار است و من از سفر به ايران و گرگان خوشحالم.
س:  لطفا درباره مطبوعات استان مانقشلاق بفرماييد؟
ج:  من 38 سال است که روزنامه نگاري مي کنم. متولد 1950 هستم. زندگي و تحصيلات اوليه را در شهر کراسنوادسک (ترکمنباشي) ترکمنستان گذراندم. در همان موقع که به مدرسه مي رفتم، در روزنامه محلي که در کراسنودسک به زبان قزاقي منتشر مي شد همکاري مي کردم. بعد دوره دانشگاهي را در رشته روزنامه نگاري در شهر آلماآتا، پايتخت قزاقستان گذراندم. بعد دوباره به کراسنودسک برگشتم و در بخش ادبي همان روزنامه به عنوان سردبير بخش ادبي کار کردم و بعد پس از فروپاشي شوروي در سال 1991 به قزاقستان رفتم و در بندر آق تاو ساکن شدم. من شش سال در تلويزيون کار کردم.
س:  در استان مانقشلاق چند نشريه چاپ مي شود و در چه وضعيتي هستند؟
ج:  در استان ما جمعا17  نشريه چاپ مي شود که اغلب آن هفته نامه هستند و من مدير مسئول هفته نامه آق کتک آرايي هستم. که در آق تاو چاپ و منتشر مي شود، من از سال 2002 ميلادي اين نشريه را به راه انداختم و در حال حاضر چهار نفر کادر اصلي اين هفته نامه است که با دو نفر خبرنگار کار مي کند.
اين نشريه در 1000 نسخه و در چهار صفحه که صفحه اول و آخر آن رنگي و صفحات وسطي آن سياه و سفيد است منتشر مي شود. اين نشريه يک نشريه دولتي است و در آن کشور، نشريه خصوصي نداريم.
س: هزينه و درآمد اين نشريه چگونه است؟
ج:  بابت اين هفته نامه هرسال 2/5 ميليون تنگه که واحد پول قزاقستان است، از بودجه دولتي داده مي شود که هر 120 تنگه يک دلار است. ما با اين پول حقوق کارمندان و خبرنگاران و پول کاغذ و چاپ را مي دهيم و بعد هر نسخه را 20 تنگه مي فروشيم و درآمد آنرا هم صرف کارهاي نشريه مي کنيم. بطوريکه زندگيمان به راحتي از طريق چاپ و نشر اين هفته نامه مي گذرد و ما به غير از روزنامه نگاري کار ديگري انجام نمي دهيم.
س:  نام نشريه چه معني دارد؟
ج:  آق کتک، نام يکي از شهرهاي قديمي استان است و در حال حاضر پرشفشنکه ناميده مي شود و به معني محلي زيبا و سفيد است، اين نشريه مخصوص اين شهر و حومه آن است. شهر پرشفشنکه حدود 120 کيلومتري شمال آق تاو قرار دارد و يک از شهر هاي کوچک در استان مانقشلاق مي باشد. استان مانقشلاق داراي 4 شهرستان است که مرکز آن شهر آق تاو، با جمعيتي حدود 200 هزار نفر مي باشد.
س:  آق تاو تنها بندر ساحلي قزاقستان است، آيا اين شهر رابطه نزديکي با شهرهاي ساحلي خزر دارد؟
ج:  بله، آق تاو تنها بندر ساحلي و صادراتي قزاقستان است و بزودي محل برگزاري جشنواره دوستي ساحل خزر با شرکت مقامات پنج کشور ساحلي شامل روسيه، ترکمنستان، قزاقستان، ايران و آذربايجان خواهد بود. که اين جشنواره دوستي در پائيز امسال برگزار خواهد شد و مردم شهر از هم اکنون در تدارک آن جشن بزرگ هستند.
س:  ايران را چگونه مي بينيد؟
ج:  ايران کشوري بزرگ و قديمي، با تمدن و فرهنگ غني است و براي ما که کشور تازه استقلال يافته هستيم، چيزهاي زيادي براي ياد گرفتن دارد، بنابراين لازم است که رابطه دو کشور گسترش يابد و ما از تجربيات و دانش مردم ايران در زمينه هاي مختلف اقتصادي و کشاورزي بهره ببريم.
س:  و سخن آخر؟
ج:  در پايان من از شما که به سراغ ما آمديد، تشکر مي کنم و برايتان موفقيت آرزو مي کنم. چند نسخه از نشريه شما را به عنوان يادگاري دريافت کردم و در نشريه خود، از طراحي صفحات و مطالب آن استفاده خواهيم کرد.


نسخه چاپي ارسال به دوستان