جستجو
  نسخه شماره 6085 - 1393/11/29 - چهارشنبه 29 بهمن 1393   صفحه اصلي

معضلي به نام تغيير و تاثير آن


هر ساعت 3 فوتي در جاده هاي کشور


فرهنگيان و بغض گلوگير تبعيض


 معضلي به نام تغيير و تاثير آن 
نويسنده : * مهراب صدوقيانزاده

امروزه، از تاريخ‌دانان و باستان‌شناسان گرفته تا دانشمندان، جامعه‌شناسان، اقتصاددانان و روان‌شناسان، همگي بر اين باورند که اغلب فرايندهاي اجتماعي با شتابي زياد و حيرت‌انگيز در حال حرکت و تغيير هستند. آمار، نشان مي‌دهد، نود درصد از دانشمنداني که تا کنون وجود داشته‌اند، در دوران معاصر زندگي مي‌کنند. تعداد اختراعات ثبت شدة قرن گذشته، بيشتر از تمامي اختراعات ثبت شده، در طول کل دوران تاريخ حيات انسان است..
در ابتداي قرن گذشته، زمان لازم براي تبديل يک کشف عِلمي به يک شکل مفيد، در قالب لوازم خانگي و مصرفي، به صورت متوسط، حدود سي و چهار سال بود. اين زمان در اواسط آن قرن به هشت سال تقليل پيدا کرد و هم‌اکنون، اين زمان براي بعضي از محصولات به چند ماه رسيده است. به زبان ساده‌تر، امروزه، زمانِ اعتبار، رواج و استفادة محصولات و در يک کلام، عمر کالاها از چند ده سال به يکي دو سال و حتي به چند ماه رسيده است.
اين شتابِ – گاه غير خطي و صعودي – افزايش تغييرات، باعث مي‌گردد تا وقايع و حوادث، از آستانة درک، تحليل و تحمل افراد و شرکت‌ها، فراتر رفته و مشکل‌ساز گردند. زيرا هر سيستمي، به همراه پاره سيستم‌هايش – از سيستم گردش خون گرفته تا سيستم توليد ثروت – مي‌تواند در محدودة مشخصي از سرعت کار کند. اگر خيلي ُند باشد، در هم ريخته و اگر خيلي سريع باشد، از هم خواهد پاشيد.
به عنوان مثال، ماشيني را تصور کنيد که با سرعت يک کيلومتر در ساعت شروع به حرکت مي‌کند و هر سال سرعت آن دو برابر مي‌گردد. در طي شش سال اول، سرعتش به Km/h 32، مي‌رسد. هنوز همه چيز عادي و تحت کنترل است. سال بعد سرعت آن به Km/h 64، مي‌رسد. اکنون از آستانة امنيت گذشته و نياز به سيستم‌هاي امنيتي، مانند کمربند ايمني، احساس مي‌گردد. دو سال بعد، سرعت آن به Km/h 256، مي‌رسد. در اين سرعت، ديگر ترمزها، سيستم هدايت و حتي کمربندهاي ايمني کارايي نداشته و بايد اصلاح و کارآمدتر شوند. سال بعد از آن، سرعت ماشين به Km/h 512، خواهد رسيد. در اين حالت، همه چيز، حتي جاده‌ها نيز نياز به اصلاح و تغيير دارند.
اگر انسان، چه در کارهاي شخصي خود، چه در کار و حرفة خود و چه در سطح جامعه، نتواند آهنگ تغيير را کنترل نمايد، در انطباق دادن خود با شرايط، با دشواري و شکست مواجه خواهد شد. به زبان ديگر، امروزه افراد، خانواده‌ها، سازمان‌ها و حتي ملت‌ها، در معرض هجوم تغييراتي بيش از اندازه سريع قرار مي‌گيرند که باعث آشفتگي و از دست رفتن ظرفيت آن‌ها براي اتخاذ تصميم‌هايي به موقع، هوشمندانه و انطباق‌پذير مي‌شود.
بسياري از بحران‌هاي کنوني در حقيقت تغييراتي بودند که يا به موقع شناسايي نشده و در قبالشان، واکنش‌هاي مناسب اتخاد نشده است، يا صرفاً، حوادثي معمولي بودند که آهنگ تغيير آن‌ها سريع‌تر شده بود.
به عنوان نمونه در شرايط رقابت‌جويانة کنوني، ميزان نوآوري محصولات، آن‌قدر بالاست که هنوز محصولي به بازار نرسيده، نسل بعدي بهتري از آن، توسط رقبا پديدار مي‌گردد. بنابراين، رقابت زيادي بين شرکت‌ها براي پيدا کردن مشتري‌هاي جديد و حفظ مشتري‌هاي قبلي جريان دارد.
بازاريابي شبکه‌اي، تنها شيوه‌ايست که شرکت‌ها به کمک آن مي‌توانند، بدون پراخت هزينه‌هاي سرسام‌آور تبليغات و غيره، مشتري‌ها و بازارياب‌هاي‌شان را به خود وفادار نگه دارند.
البته، افراد، شرکت‌ها و سازمان‌هايي نيز هستند که مي‌کوشند «تغيير» را نديده بگيرند. گويي اگر سر خود را زير برف کرده و به آن فکر نکنند، تغييرات، ديگر براي آن‌ها پيش نخواهد آمد. غافل از اين‌که «تغيير»، به محض اين‌که نديده گرفته شود، تبديل به مفهومي تهديد آميز گشته و ممکن است به بروز بحران، منجر شود.


 هر ساعت 3 فوتي در جاده هاي کشور 

مدير بيمارستان فوق تخصصي خاتم الانبياء(ص)، با بيان اين که هر ساعت 3 نفر در حوادث جاده اي کشور جان خود را از دست مي‌دهند، بر ضرورت کوتاه شدن زمان انتقال مصدوم به بيمارستان تاکيد کرد.دکتر پيرحسين کوليوند در نشست خبري چهارمين گردهمايي بين‌المللي ايمني راه و دومين گردهمايي بين‌المللي نوروتروما که قرار است 29 بهمن تا يکم اسفند ماه سال جاري در سالن همايش هاي ساختمان توانبخشي جمعيت هلال احمر برگزار شود، افزود: ميانگين سني 57 تا 60 درصد کساني که در حوادث جاده اي کشور جان خود را از دست مي‌دهند، بين 18 تا 49 سال است که افراد در اين سنين به عنوان نيروي مولد جامعه شناخته مي‌شوند.وي با اعلام اينکه سالانه بالغ بر 170 ميليارد تومان هزينه غرامت و خسارات حوادث جاده اي کشور است، تاکيد کرد: ما بايد بدانيم که تکليف بيمارستان ها تنها درمان نيست. بلکه در امر آموزش و پيشگيري نيز مي‌بايست کارهايي انجام داد.


 فرهنگيان و بغض گلوگير تبعيض 
نويسنده : اسماعيل حسين پور

فرهنگيان کشورمان با جمعيت ميليوني شان، درکنار بار سنگين فکر و فرهنگ اين سرزمين و پرورش فرزندان فرداي اين ديار که بر دوش دارند تاکنون با ايثار و فداکاري هاي بي شمار در عرصه هاي مختلف دفاع از دين و ديارشان خوش درخشيده اند و تقديم 4 هزار معلم شهيد و 36 هزار دانش شهيد بال گستر آسمان، سند سربلندي و وفاداري اين صبوران همواره به ايران و اسلام عزيز است. آنها با روح بزرگ شان همواره سعي کرده اند حرمت:« ن والقلم» و «يزکيهم و يعلمهم الکتاب و الحکمه » را حفظ کنند.
سالهاست فرهنگيان را براي قناعت، ساده زيستي، صبر و سکوت همواره شان مي‌ستايند؛ سالهاست که فرهنگيان براي پاسداشت عزت سرزمين شان، از بسياري حقوق اوليه شان چشم پوشي کرده اند و در عرصه خدمت صادقانه سخت کوشي کرده اند. سالهاست اين صبوران مهربان با دلي پرخون و لبي پرخنده، به شاگردان کلاس شان درس شرف و شرافت، اخلاص، عزت و آزادگي داده اند و با مناعت طبعشان همه تلخي ها را بر خود شيرين کرده اند و با نداشته هاي بزرگ شان، بزرگي شان را حفظ کرده اند و دم برنياورده اند. سالهاست که فرهنگيان با کاستي هايي ساخته اند که اگر درد شمارآيد ديوان و دفترها خواهد شد، سالهاست فرهنگيان با وام و قسط و وديعه هم نفسند، سالهاست فرهنگيان صبورانه به اميد رفع تنگناهاي معيشتي شان هر تلخي را تاب آورده اند و براي جان بخشي به فرزندان ايران از جان مايه گذاشته اند.
آنچه براي فرهنگيان رنج آور و روح آزار است وجود بي عدالتي و تبعيض بين کارکنان دولت است. همان تبعيضي که سبب شده است فرهنگيان به قول دکتر شريعتي: « همه زير دستان شان، را زبَردستان شان ببينند». شگفتا فرهنگياني که به استناد بسياري از آيات، احاديث و روايات خود و قلم شان بايد صاحب حرمت و کرامت باشند شأن و منزلت شان روز به روز در جامعه ي بنا نهاده شده بر ارزشها دارد آب مي‌شود و آب مي‌رود و دولتها مي‌آيند و مي‌روند ولي کسي گره از کار فروبسته ي شان نمي‌گشايد.
فرهنگيان هرگاه خواسته اند اين تبعيض هاي انبوه و آشکار را زبان شوند و بر لب آورند عده اي که عزت فرهنگيان اين سرزمين و شأن و منزلت اين فرهنگ مداران را برنمي تابند، اين خواسته منطقي و حق طبيعي و صنفي فرهنگيان را سياهي و سياسي نمايانده اند و براي شنيدن دردهاي ديرين اين فداکاران بي ادعا و همواره همراه، در و دروازه بر فرهنگيان بسته اند ولي فرهنگيان هيچ گاه اين بدعهدي ها و نامهرباني ها را به کلاس و درس و مدرسه تسري نداده اند و همچنان با افتخار بر عهد آغازين و ديرين خويش که همانا بلندآوازگي اين سرزمين است استوار ايستاده اند.
با روي کار آمدن دولت تدبير و اميد، فرهنگيان که خود نقش آفرين بزرگ اين عرصه و صحنه بوده اند، با درک عميق از شرايط کشور و اشراف به تنگناهاي ناشي از کاهش قيمت نفت و انبوه ويراني هاي برجاي مانده از 8 سال گذشته، بي آنکه بخواهند چشم بر اين همه کاستي ببندند، براي پرداخت حق وحقوق شان از دولت و کار به دستان تنها يک خواسته دارند و آن تحقق عدالت و رفع تبعيض بين کارمندان دولت و تغيير نگاه بنيادي مسؤولين به مقوله آموزش و پرورش است.
فـــرهنگيان از دولت برآمده از رأي و اراده شان ضمن رفع تبعيض ها و توجه ويژه به رفع مشکل معيشتي فرهنگيان، خواستار به رسميت شناختن تشکل هاي صنفي فرهنگيان و فعاليت شان در راستاي ارتقاء جايگاه و منزلت فرهنگيان هستند و انتظار دارند دولت با اعتماد بخشي بيشتر به فرهنگيان براي تحقق مطالبات قانوني شان، ابتکار عمل را به دست گيرد و بيش از اين اجازه ندهد سايه سنگين يأس و دلمُردگي و بي انگيزگي بر مدارس حاکم شود و معلمان بيم بيمه طلايي و مديران و معاونان غم قبض آب و برق و گاز مدرسه داشته باشند.
فرهنگيان از دولت تدبير و اميد که در اين مدت کوتاه به رغم سنگ اندازي هاي بسيار، کارهاي بزرگ و سترگي براي بهبود اوضاع کشور در عرصه داخلي و خارجي داشته است انتظار دارند با توجه ويژه به آموزش و پرورش و فرهنگ و فرهنگيان، به بغض گلوگير فرهنگيان به ستوه آمده از انبوه تبعيض ها پايان دهد و با درايت و تدبير، مزرع خزان زده ي دل فرهنگيان را به شکوفه بنشاند و نگذارد اميد ديرين اين صبوران، در اين دوره و در اين دولت به يأس مبدل شود.


زير يک
سياست داخلي
جامعه و شهروند
ادب و هنر
توليدوتجارت
بازاروسرمايه
حوادث
ايران زمين
درنگ
نفت وانرژي
جهان ورزش
ايران وجهان
بازارچه
سربلندي جهاني ايران بااقناع ومدارا