جستجو
  نسخه شماره 6085 - 1393/11/29 - چهارشنبه 29 بهمن 1393   صفحه اصلي
 سربلندي جهاني ايران بااقناع ومدارا 
نويسنده : حميد قاسمي فيض آباد

پافشاري به حقيقت راه هاي مختلفي دارد. براي رسيدن به آنچه مي‌خواهيم چاره اي جز انديشيدن و بر پايه انديشه عمل کردن نداريم.يکي از محملهاي انديشه، تاريخ و تجربه ديگران است. مذاکرات هسته اي ايران با کشورهاي 1+5 تصميمي است که از سر دور انديشي، عقل و خردمندي گرفته شده است. تمامي کساني که دل در گرو اين مرزوبوم بسته اند لاجرم در پي آنند که اين مذاکرات به سرانجامي قابل قبول براي کشور بيانجامد. بهترين شيوه در اين مذاکرات کدام است ؟ چه خوب، چه بد؛ در آن طرف ميز مذاکره کشور هاي مختلف با فرهنگ هاي متفاوت و منافعي گاه متضاد نشسته اند.چين رقيبي وحشت افزا براي غرب، روسيه کشوري در حال تخاصم با غرب؛ آمريکا، آلمان، فرانسه و انگليس اگرچه در اين دسته بندي تا حدي شباهت منافع دارند، اما در تجارت جهاني، چشم ديدن يکديگر را ندارند.ايران با هر يک از اين کشورها، درميان سياست هاي تخاصم، رقيبي هولناک و رقباي تجاري تجارت جهاني، چگونه بايد رفتار کند، تا بتواند در اين مدت کوتاه باقي مانده، به تمامي حقوق و منافع ملي کشور برسد.جهان در گردونه سياست بر اساس منافع مي‌سازد ومي سوزد. آنگاه که پاي منافع کشورها پيش مي‌آيد هيچ اصل ديگري بر اصل منافع ترجيح ندارد. و تمامي قرار دادها و معاهدات بين‌المللي نيز در پاي منافع در کشاکش تفسيرها و چانه زني هاي حقوقي و بين‌الملل قرباني مي‌شود. براي مثال رابطه حقوق بشر و شيوه ي برخورد کشورهاي مختلف با ايران و عربستان را ملاحظه کنيد. آنگاه که پاي منافع پيش مي‌آيد. رابطه با نظام بدوي حقوق بشر در عربستان نسبت به هر کشور پيشرفته ديگر ترجيح داده مي‌شود. وکسي نيز به اين موضوع کاري ندارد که در عربستان سر مي‌برند ويا ملک عبدالله حرمسراي چند ده نفره داشته است.
اگر قواعد حاکم بر نظام بين‌الملل اين چنين تابع منافع است، پس چگونه منافع کشوري که مي‌خواهد بر اساس آرمان هاي خويش عمل کند. محقق مي‌شود ؟برجهان امروز قواعد ديگري از جمله قاعده ي قدرت نظامي و قاعده ي قدرت افکار عمومي نيز حکومت مي‌کند. قاعده قدرت نظامي هميشه به کمک قدرت اقتصادي و رعايت منافع مي‌آيد، اما افکار عمومي به خاطر اتکا به مردم ويژگي هاي ديگري که مخصوص به خودش است را دارا مي‌باشد.در حوزه قدرت نظامي و قدرت اقتصادي، ترجيح منافع جاي خود را به هيچ چيز ديگري نمي‌دهد اما در حوزه افکار عمومي، قدرت از طريق اثر گذاري در محبوبيت و منزلت اجتماعي عمل مي‌کند.با توجه به قدرت هاي مذکور،قدرت مرجح ايران در مذاکره با قدرتهاي جهاني چيست ؟
ايران به لحاظ قدرت نظامي با توجه به پيشرفت هاي علمي، قدرت نظامي منطقه اي محسوب مي‌شود. به لحاظ اقتصادي اگرچه بالقوه کشوري بزرگ قلمداد مي‌شود ولي در حال حاضر ايران قدرت اقتصادي بزرگ منطقه اي محسوب نمي‌شود اما ايران، در قدرت اثر گذاري در حوزه ي افکار عمومي و منزلت اجتماعي، در منطقه ودر حوزه جهاني اگر قدر داشته هاي خود را بداند مي‌تواند در ميز مذاکره دست بالا را داشته باشد. ميزان نفوذ ايران در کشورهاي منطقه در افکار عمومي و منزلت اجتماعي برگ برنده ايران در مذاکرات هسته اي است.غرب در گرداب مسائل خود ساخته گرفتار شده است. از دل رفتار متفرعنانه و بعضا «بشر دوستانه» مداخله گر غرب،نتايج ناخوش آيندي حاصل شده است. عراق، افغانستان، پاکستان، يمن، ليبي، مصر در آتش تروريسم مي‌سوزد. آمريکا، غرب با اين استراتژي به عراق،افغانستان، پاکستان، يمن و ليبي حمله کرده اند تا بتوانند جلوي نفوذ القاعده، طالبان و داعش را به مرزهاي خود بگيرند اما امروز هم اين کشور ها در آتش ترور مي‌سوزند و هم هراس ترور در قلب کشورهاي اروپايي و آمريکايي مردم آن کشورها را به وحشت انداخته است.اروپا و امريکا از حمله به عراق و افغانستان نه تنها نتيجه نگرفته اند که پشيمان نيز هستند و در حال حاضر احزابي در اين کشورها روي کار مي‌آيند که در برنامه هاي خود حامي مداخله مستقيم در کشورهاي ديگر نباشند.غرب و آمريکا اگر چه هنوز از قدرت اقتصادي و نظامي خويش در جهت منافع خويش استفاده مي‌کنند اما ناچار شده اند سياست گفتگو و توجه به افکار عمومي را نيز در ديپلماسي در نظر بگيرندو تلاش مي‌کنند از گفتگو و روشهاي اقناعي نهايت استفاده را بنمايند.امروز سياست همه ي گزينه ها روي ميز است عملا به کناري گذاشته شده است.و گزينه اصلي، اقناع براي مجاب کردن افکار عمومي است و از سراتفاق امروز برگ برنده ايران درمذاکرات فقط اقناع افکار عمومي است. طرفهاي مذاکره با ما مي‌دانند که حريف قدرت نظامي و قدرت اقتصادي ما مي‌شوند، اما نگران اين هستند که ايران بتواند از طريق سياست هاي رحماني و گفتگو،قدرت افکار عمومي منطقه اي خود در عراق، لبنان، يمن،افغانستان و پاکستان را مضاعف کند. و نيز بتواند حوزه ي نفوذ سياست رحماني را در امريکا و غرب گسترش دهد.ايران با اسلام رحماني مي‌تواند جلوي تروريسم کوري که جا هلانه به اسم اسلام به ميدان آمده را بگيرد و سپر بلاي منطقه و جهان باشد.
ايران با مبارزه، از نوع مبارزه بي خشونت؛مي تواند حربه افراطيون جمهوري خواه در آمريکا و احزاب تند اسرائيلي را کند، کند. ايران با ديپلماسي فتواي رهبري مبني بر اينکه داشتن سلاح کشتار جمعي حرام است مي‌تواند سياست هاي رحماني ايران را به مدد نظريه جهان عاري از خشونت، به پيش برد.آگاهان حوزه ي هسته اي بايد به مددسياست هاي رحماني ايران بيايند. به نظر مي‌رسد دانشمندان هسته اي ما بايد در راستاي سياست رحماني جلودار بحث هاي اقناعي در کشورهاي غربي و آمريکايي باشند. آنها بايد بتوانند افکار عمومي آن کشورها را توجيه کنند که تعداد سانتريفيوژهاي ايران هيچ سمت و سويي به سوي سلاح هاي هسته اي نخواهد داشت.اصل درايران دورنشدن ازهر دانش وتکنولوژي بشري ازجمله علوم وفنون صلح آ ميز است.ايران بايدبتواند بر روي رفتار مسالمت آميز وحسن همجوار ي با همسا يگان در دو قرن و نيم گذشته تاکيد ويژه کند، ايران بعد از صفوي ها به هيچ کشوري حمله نکرده و به آن آسيبي نزده است ما در ديپلماسي بايد از اين هنر بي بديل ايران به کثرت در مطبوعات و رسانه ها ياد کنيم.
ايران به راحتي مي‌تواند،ثابت کند مورد هجوم تروريسم داخلي و خارجي بوده و به هيچ وجه با تروريسم، همراهي نکرده و نمي‌کند.
ايران بايد افکار عمومي غرب را معطوف به صلح خواهي وصلح دوستي در گذشته به خصوص در اين دو قرن و نيم اخير بنمايد. بي طرفي در جنگ هاي جهاني اول ودوم، پيروزي انقلابي رحماني بدون درگيري با ارتش شاه، دفاع مطلق در جنگ هشت ساله و پرهيز از ورود نظامي به عراق،مبدع گفتگوي بين فرهنگي وبين تمدني درسال 2001؛ ارائه فتواي حرام بودن داشتن سلاح کشتار جمعي،مبدع جهان عاري از خشونت درسال2014؛همگي نشان از سياست هاي رحماني ايران دارد. باز گو کردن اين سياست ها ورفتار مردم ايران، براي افکار عمومي جهان به خصوص از طريق نخبگان غير دولتي در پيش برد مذاکرات هسته اي نقش شاياني خواهد داشت. سياست اصلي ايران در مذاکرات هسته اي بايد بر اساس ايستادگي، سربلندي و مبارزه بر روي سياست هاي مدارا و سياست هاي رحماني ايران در گذشته و حال استوار باشد ما بايد در مذاکرات هسته اي بر اين موضوع پافشاري کنيم که تنها ايران در منطقه اي ملتهب توانسته است ريشه تروريسم را در داخل بخشکاند و در خارج از مرزهاي ايران نيز به گونه اي عمل کند که باعث هراس تروريسم وحشي و دور شدن وفرار آن از مرزها باشد. ما بايد در مذاکرات هسته اي بر روي سياست گفتگوي اقناعي و چهره رحماني ايران تاکيد کنيم،تا در اين مبارزه ي نابرابر به مدد خداوند و ذهن هاي پاک مردم جهان، به حق و جايگاه خويش و رفع تحريم هاي ناعادلانه نائل شويم. در اين راستاپيشنهاد مي‌شود تيم مذاکره کننده ي هسته اي ايران مذاکره بر سر تعداد سانتريفيوژها و رفع کامل تحريم ها را به عرصه ي رسانه ها و افکار عمومي کشورها بکشاند و با کمک دانشمندان هسته اي به اقناي جهاني و منطقه اي پرداخته واز اين موضوع براي موفقيت کامل در مذاکرات هسته اي استفاده نمايد. تا از طريق قدرت افکار عمومي بر قدرت هاي نظامي و اقتصادي و سياست ورزي بر اساس منافع طرف مقابل فائق آيد.قدرت هاي جهاني دريافته اند ايران لنگرگاه صلح منطقه اي است و از همين رو در پي شناسايي بخشي از حق ايران مي‌باشند اما از چيزي که ما تا کنون در مذاکرات استفاده نکرده ايم عرصه ي ديپلماسي عمومي و مدد گرفتن از افکار عمومي و قدرت رسانه ها است تا مردم کشورهاي منطقه و غرب به طور کامل در يابند که ايران اهل مدارا،صلح و اهل امنيت براي منطقه و لنگرگاه محکم ثبات منطقه اي و همچنين سپر فولادين مقابله باتروريزم منطقه اي و جهاني است. ايران در اين منزلت مي‌خواهد ازطريق اقناع جهاني به همه حقوق خويش برسد و اين مهم به ياري همه ايرانيان به خصوص نخبگان ميسر خواهد شد.


نسخه چاپي ارسال به دوستان
زير يک
سياست داخلي
جامعه و شهروند
ادب و هنر
توليدوتجارت
بازاروسرمايه
حوادث
ايران زمين
درنگ
نفت وانرژي
جهان ورزش
ايران وجهان
بازارچه
سربلندي جهاني ايران بااقناع ومدارا