جستجو
  نسخه شماره 4861 - 1393/01/28 - پنج شنبه 28 فروردين ماه 1393   صفحه اصلي
 جوزف کودلکا (Josef Koudelka) 

جوزف کودلکا در سال 1938 در روستايي در چک اسلواکي به دنيا آمد. در دوران دانشجويي در پراگ، در رشته مهندسي هوا- فضا به طور جدي به عکاسي روي آورد. « كودلكا مكاشفه‌هايي ميخكوب كننده را دقيقاً جايي رديابي مي‌كند كه ظاهراً هيچ چيز وجود ندارد، هيچ چيز: درختي كه با گستاخي فضا را به‌ دو نيم كرده و شيارهايي تراكتوري كه پوست زمين را پاره پاره كرده‌اند.»
وقتي در سال آگوست 1968 روسيه به چكسلواكي حمله كرد، او براي روزهاي متوالي در خيابان‌ها عكاسي كرد. نگاتيوهاي او مخفيانه و به صورت قاچاقي از پراگ خارج مي‌شد و در اختيار آژانس عکس مگنوم قرار مي‌گرفت و از ترس ماموران شوروي عکس‌هاي اين واقعه را با نام ساختگي (Prague Photographer P.P ) منتشر مي‌کرد. در سال1969 براي اين عکس ها، به عنوان عکاس ناشناس، مدال طلاي رابرت کاپا به او اهدا شد. در سال 1970، کودلکا به عنوان پناهجوي سياسي مجبور به ترک کشور چکسلواکي شد و بعد از گذشت زماني کوتاه، به آژانس عکس مگنوم ملحق شد و بيش از يک دهه در آنجا فعاليت کرد. هنري کارتيه برسون، عکاس شهير فرانسوي، از حاميان کودلکا در زمان کارش بود. کودلکا در سال 1987 به تبعيت فرانسه درآمد و به اين ترتيب قادر به بازگشت به کشور چکسلواکي گرديد، پس از آن در فرانسه و پراگ اقامت گزيد و به مستند نگاري در اروپا ادامه داد. او در سال 1975 کتاب «کولي ها» و در 1988 کتاب «تبعيد» را منتشر کرد. مجموعه مثلث سياه حاصل مستند نگاري او در بازگشت به سرزمين ويران شده اش است.. كودلكا بعدها به گالري‌هايي كه چاپ‌هايي از عكس‌هاي او در اختيار داشتند، اعلام كرد كه حق فروش ندارند: «من احتياج ندارم كه هر وكيل و دندانپزشك و هتلي عكس‌هاي مرا داشته باشد.» او زندگي عجيب و غريبي داشت كه بخش اعظم آن به انتخاب خودش در خانه بدوشي و بي هيچ منزل و مايملكي سپري شد:« من دو دست پيراهن دارم، دو سال پيش دوتاي ديگر هم خريدم ولي هنوز حتي به آنها دست نزده‌ام و در واقع مازاد هستند. من يك شلوار و يك جفت كفش را يك سال و يك كت را دو سال مي‌پوشم و براي مواقع سفر هم يك كيسه خواب خوب دارم.»
او دوست دارد مانند مردمي كه در عكس‌هايش هستند زندگي كند و مي‌گويد:« به آن‌چه كه ندارم، نيازي نداشته‌ام.»
در طول مدت عكاسي اش از کولي ها در اردوگاهشان اقامت داشت. مجموعه عكس‌هاي كولي‌ها تيره، افسرده، گسيخته و آميخته با غم و لطافت هستند. سال‌ها بعد كودلكا تعدادي كولي را در حال مهاجرت ملاقات مي‌كند و به آن‌ها مي‌گويد كتابي در مورد مردم‌شان تهيه و منتشر كرده و آن‌ها پاسخ مي‌دهند: « ما مي‌دانيم، تو را” آي‌كونار” ( تصويرگر قديسين ) ناميده‌ايم. كتاب را هم داريم. آن را برگ برگ كرده و در كليسايي گذاشته‌ايم و براي مردمي كه در آن هستند دعا مي‌كنيم.»


نسخه چاپي ارسال به دوستان
زير يك
سياست داخلي
جامعه و شهروند
اقتصاد و مردم
توليد و تجارت
سرزمين من
حوادث
ادب و هنر
بازارسرمايه
زنان
جهان ورزش
ايران و جهان
آخر ابتکار
رفتار شناسي جريان تزوير