درخواست اشتراك برو
    نسخه شماره 4 - 1386/03/01 - خرداد ماه 1386
 
 
 دختران و مادران  
نويسنده : سميه صيادي فر

 

اگر شما فكر مي كنيد زندگي در زير يك سقف با دختر نوجوانتان، شما را محق دريافت مدال افتخار خواهد كرد، شايد درست فكر مي كنيد. شمار شگفت آوري از دختران معقول،‌ دلسوز، خوش اخلاق، مؤدب و متشخص،‌ در دوران نوجواني به اين نتيجه مي رسند كه مادرانشان آنان را درک نکرده و براي خواسته هايشان اهميتي قائل نيستند. اين امري معمول است كه زنان تمام يا بخشي از سالهاي نوجواني شان را لجباز و كنايه زن بوده و به خاطر دسته گل يا كارت تبريكي كه در روز مادر به مادر خود هديه داده اند، سرش منت بگذارند. البته بدون شك لحظاتي نيز وجود دارد كه دختر نه چندان محبوب شما امواجي از صلح و آرامش را مي پراكند و قلب و آغوشش را به سوي شما مي گشايد.

به طور خلاصه، اگر انتظار داريد خصومت ها پايان يابد حتي ممكن است با انجام بعضي كارهاي خوش آيند و زيبا امتياز بدست آوريد: يك آغوش باز، لحن مهربان صدا، توجه يا حتي يك عذرخواهي صادقانه و صميمي بابت دعواهاي گذشته. علاوه بر اين، اگر دخترتان اخم كرده و بدخلقي مي كند نشانه اين است كه مي خواهد غرورش را جلوي شما حفظ كند.

هشدار: هر روز ورزش كنيد، به طور منظم وقتي را براي آرام سازي ذهنتان اختصاص دهيد، در آغوش يك دوست صميمي گريه كنيد، هر كاري را كه مي تواند نشانه توجه شما به خود در زمان هاي سخت باشد، انجام دهيد.

درك كردن دختران نوجوان

واقعا" هيچ كس نمي داند چه چيز دختران نوجوان را به سمت رفتار نفرت انگيز با مادرانشان سوق مي دهد. مادران بيش از حد به فكر كردن در مورد "چراها" مي پردازند. اكثر اوقات آنها از خودشان احساس شرم مي كنند. اين قضيه مي تواند به بسياري از كارشناساني كه فعالانه در حال بررسي اين مشكل هستند، كمك كند. آنها ممكن است پاسخ هاي واضحي نداشته باشند اما در پايان مي توانيد از دانستن اينكه تنها نيستيد، احساس راحتي كنيد.

يك تئوري مي گويد، وقتي دخترها از نظر عاطفي و احساسي از مادرانشان طرد مي شوند، لحظات بسيار سختي را سپري مي كنند. چون پيوند مادر و دختر بسيار محكم و قوي است. البته اين قضيه نيز درست است كه ارتباط بين اين دو، در طي سالها به خاطر تضادها يا خواسته هاي نابجا دچار مشكل مي شود.

وقتي دختران نوجوان با مادران خود دعوا مي كنند، ممكن است با خواسته هاي خود در كشمكش باشند تا همچنان در زير چتر حمايتي و ايمن مادر خود باقي بمانند. اين امري واضح است، دختراني كه در جلسات روان درماني شركت مي كنند همانهايي هستند كه در مورد رشد و بزرگ شدن خود نگران بوده و احساس ناراحتي و ترس مي كنند.اين دختران براي مستقل شدن بيشترين دعواها و مشاجره هاي خشن و تند را با مادرانشان دارند.

سؤال: دخترم مي گويد من با او مثل يك بچه رفتار مي كنم. كجاي كار من اشتباه است؟

به نظر مي رسد اگر شما با او در مورد مسائلي كه بي شك بيشترين نگرانيها را در مورد آنها دارد و شما نيز اكثرا" از صحبت كردن در مورد آنها با او خودداري مي كنيد، از جمله عشق و دوست داشتن، داروها، مسائل جنسي و ... صحبت كنيد. ممكن است بتوانيد مقداري از گرما و صميميت را به روابطتان بازگردانيد.

تئوري ديگر اين است كه دختران بسياري از خيالپردازي هاي دوران كودكي و سالهاي رشد خود را با سيندرلا، باربي و قهرمانهاي ديگر مي گذرانند. مادر در زندگي واقعي به دختران يادآوري مي كند كه آنها مراحل رشد خود را به سمت زن شدن طي مي كنند، نه به سمت الهه زيبايي بودن.

آشكارسازي و برشمردن نقص ها و اشكالات مادران ممكن است موجبات ناراحتي و نارضايتي دختران را فراهم كند چرا كه آنها كنكاش براي فهميدن چيزهاي ناگفته اي را كه در آينده برايشان پيش مي آيد ، آغاز مي كنند. علي رغم اينكه دختران از اين قضايا سخت آشفته و خشمگين مي شوند اما بالاخره با پذيرفتن نقص هاي مادرانشان، با خود كنار مي آيند.

اگر تئوري سيندرلا درست باشد، در صورتي كه فكر و ذكر دختر شما متوجه نقطه ضعف ها و كمبودهايش است، اين نشانه سلامت اوست. علي رغم اينكه اهانت كردن، شرمسار يا كوچك كردن شما، از سوي دخترتان يا هر كس ديگري! برايتان غير قابل پذيرش است. متأسفانه نمي توانيد رفتار محترمانه را به ديگران تزريق كنيد (ديگران را به داشتن رفتار محترمانه مجبور كنيد). تلافي نيز در نوع خود خيلي به بهبود روابطتان كمك نخواهد كرد و ممكن است روابط را بدتر كند.

اگر دخترتان خيلي كج خلقي مي كند، سعي كنيد او را به اتاقش بفرستيد. اما اگر او نرفت، بايد براي خودتان مانعي ايجاد كنيد. به او ناسزا نگفته و سرش داد نزنيد. مثلا" مي توانيد به او بگوييد: "نمي خواهم بيشتر از اين چيزي بشنوم، به اتاقت برو!" بايد به گونه اي رفتار كنيد كه نارضايتي خود را به او نشان دهيد. شما مي توانيد يا حتي بايد به او اجازه دهيد كه بفهمد منتظريد عذرخواهي كند.( به او فرصت درك اين قضيه را بدهيد كه منتظريد از شما عذرخواهي كند). متأسفانه حتي اگر شما صريح برخورد كنيد، دخترتان ممكن است همان رفتار ناخوش آيند را در يك ساعت، يك هفته يا يك ماه بعد، بار ديگر تكرار كند.

هشدار: مگر اينكه دلتان از سنگ ساخته شده باشد. در غير اين صورت در مقابل متلك گويي و رفتار مغرورانه دخترتان، از خود خواهيد پرسيد: آيا من اين موجود غير قابل تحمل را بزرگ كرده ام؟ آيا من كاري را اشتباه انجام داده ام؟ آيا من سزاوار چنين رفتاري هستم؟ قطعا" پاسخ مسلم تمامي اين سؤالها "خير" است.

تا زماني كه دختر شما بالغ مي شود، شما بايد به خودتان توجه داشته باشيد. تا پايان اين راه شما نبايد به او اجازه دهيد شما را مورد آماج نظرات خود در مورد وضع ظاهري،طرز لباس پوشيدن يا رفتارتان قرار دهد. سعي نكنيد با استفاده از لحن صحبت كردن ، سازگاري با مدهاي رايج در بين نوجوانان و يا تلاش براي بامزه و خودماني بودن، از نظر دخترتان خوش آيند به نظر رسيد.

تلاش براي تصويرسازي از خودتان در ذهن او، به هيچ كدام از شما و همينطور بهبود روابطتان كمك نخواهد كرد. شما بايد نقش الگو را براي دخترتان بازي كنيد اما نه به هر روشي.

به نياز دختران براي تنها بودن با دوستانش احترام بگذاريد و حرفهايي نزنيد كه او خجالت زده شود. وقتي در مورد او صحبت مي كنيد، ضمن اينكه پنهان كاري نمي كنيد، دليل وجود ندارد واقعياتي كه ممكن است او در جلوي دوستانش شرمنده شود، به زبان بياوريد. اگر دخترتان از اينكه دوستانش شما را ببينند، خجالت مي كشد، اين مشكل اوست نه مشكل شما. او بايد خودش آن را حل كند. شما نيز متعاقبا" مي توانيد به او كمك كنيد.

قدرداني از مادر

مادران وقتي دخترشان –كه بسيار دوستش دارند- در طي دوران نوجواني از آنها فاصله مي گيرد، بسيار غمگين مي شوند. دختران نوجواني كه از مادرشان فاصله مي گيرند ممكن است ندانند در اين دوران به راهنمايي يك زن كامل و باتجربه نياز دارند. سالها بعد، بسياري از زنان جوان افسوس مي خورند كه چرا در طي دوران نوجواني، چنين نعمتي را از دست داده اند و از اين تعجب مي كنند كه چرا فكر مي كردند مادرشان مي خواهد آنها را وادار كند تا بعضي از كارها را انجام دهند. آنها مي پرسند. مادرم چطور توانست مرا تحمل كند؟ من با او خيلي بد برخورد كردم! چه مدت زماني بايد منتظر بمانم تا دوباره آن كلمات طلايي را بشنوم؟ اين جملات كه به طور مثال آورده شد مربوط به دختراني است كه قبل از اينكه خود تشكيل خانواده بدهند و مادران خود را ترك كنند، قدر مادرشان را بيشتر دانسته و از او تشكر مي كنند. همچنانكه دختران بزرگتر شده و كامل تر مي شوندف احترام و تحسين آنها نسبت به مادرشان، عمق بيشتري مي يابد.

دختران در مورد مادران خود چه فكري مي كنند؟‌

4 سالگي: مامانم همه چيز را مي داند.

8 سالگي: مامان تقريبا" به اندازه معلم مي داند!

10 سالگي: مامانم شايد بداند. از او خواهم پرسيد.

12 سالگي: مادرم در مورد خيلي از چيزها اشتباه مي كند.

14 سالگي: او زن مسني است كه خيلي از چيزها را نمي داند.

16 سالگي: او زني است كه نمي تواند مشكلات را حل كند!(براي حل مشكلات قوه ابتكار ندارد)

18 سالگي: آن زن پير؟ او چه چيز را مي داند؟ (او چيزي هم مي داند؟)

25 سالگي: خب، مادرم ممكن است بداند. شايد از او بپرسم.

35 سالگي: قبل از اينكه تصميم بگيرم از مادرم خواهم پرسيد.

45 سالگي: منتظرم ببينم مادرم در اين مورد چه مي گويد. (نظر مادرم در اين مورد چيست)

65 سالگي: فقط با مادرم مي توانم در اين مورد خيلي صحبت كنم.

آيا دختر شما ديدگاه مناسبي نداشته و مغرورانه از شما مي خواهد به عنوان نزديكانش، استثنائا" برايش سخت نگرفته و به او اطمينان دهيد كه در كشمكشها طرف او هستيد تا بتواند خودش را پيدا كند. آيا شما از او مي پرسيد: "چه كاري مي توانم برايت انجام دهم؟" يا براي اينكه دخترتان را متقاعد كنيد به او مي گوييد چه چيزي برايش بهتر است. او در پاسخ خواهد گفت: "فقط تنهايم بگذار!"

باور كنيد كه اگر او هويتش را پنهان كند، مي تواند با شما صميمي تر و نزديكتر باشد! اين بدين معناست كه او مسائل شخصي اش را با شما در ميان نمي گذارد. شما مي توانيد از خانم مسن و عاقلي براي راهنمايي و اعتماد به نفس دادن به او، كمك بگيريد.

پسران و مادران

پسران تمايل دارند قدري بهتر از دختران با مادر خود ارتباط برقرار كنند اما متأسفانه در اين مورد چيزي به زبان نمي آورند. در طي زماني كه دخترها پريشان بوده و جنجال راه مي اندازند، پسرها بيشتر تمايل به گوشه گيري دارند. اين كار براي آنها آسانتر است چرا كه والدين به طور مثال به آنها بيشتر اجازه رفت و آمد آزادانه مي دهند. وقتي تنش ها در خانه بالا مي گيرد، پسران مي توانند اعلام كنند مي خواهند در منزل دوستشان بمانند و بدون آنكه به دعوا دامن زده و بحران بزرگي را ايجاد كنند، در را محكم بكوبند. اما اگر يك دختر تحت همان شرايط بخواهد به منزل دوستش برود والدينتش سعي مي كنند جلوي رفتن او را بگيرند.

هشدار: پسرها از نظر عاطفي از مادرشان فاصله گرفته و در لاك خود فرو مي روند. آنها گاهي اوقات نمي شنوند يا حتي برايشان مهم نيست كه مادرشان در مقابل آنها موضع خاصي داشته و سعي مي كند توجهشان را جلب كند. در اين حالت مادر ممكن است احساس كند عمدا" ناديده گرفته شده و اين عمل مي تواند نقشش را كاملا" بي ثمر كند!

به عنوان يك قانون، پسرها به اندازه دخترها احساساتي نيستند و اين قضيه باعث مي شود برقراري ارتباط با مادرشان براي آنها سخت تر باشد. پسرها ممكن است تا هنگامي كه خود را مستأصل نيابند، عصباني نشوند. براي آنها يكي از سخت ترين لحظه ها زماني است كه بخواهند احساسات خود را در قالب كلمات بريزند.

وقتي در مقابل پسرتان قرار مي گيريد و با او جدل مي كنيد، او را از خود دورتر مي كنيد. پسرتان نيز با سوراخ كردن ديوار يا شكستن وسايل به اين ناكامي و سرخوردگي دامن مي زند. اگر در ميانه بحث او پاهايش را به زمين كوبيده و به سمت اتاقش يا بيرون از خانه مي رود، تعجب نكنيد!

وقتي پسران نوجوان كنترل احساسي خود را از دست مي دهند، خطر اينكه به خود صدمه بزنند وجود دارد. آنها بايد بياموزند در اين لحظه ها آنقدر قدم بزنند تا دوباره كنترل خود را بدست آورند. در اين لحظات به دنبالشان نرفته و تلاش نكنيد آنها را متوقف كنيد. بهتر است در مواقعي كه پسرتان كنترل احساسي اش را از دست مي دهد به خواسته او مبني بر تنها ماندن توجه كرده و هنگامي كه آرامتر شد بار ديگر با او صحبت كنيد.

هشدار: در پسران نوجوان انگيزه هاي جنسي بسيار قوي است و برقراري ارتباط نزديك با هر زني مي تواند ماشه اي براي اين احساسات جنسي باشد. وقتي پسرها با در آغوش گرفتن مادر، بوسه يا مهرباني او، احساساتشان بر انگيخته مي شود، بسيار گيج و سردرگم شده و بي نهايت آشفته و نگران مي شوند. به نياز جسمي و فضاي عاطفي پسرتان احترام بگذاريد.

امر مهمي كه براي پسران نوجوان نشانه رشد آنهاست، شناخت هويتشان به عنوان يك مرد است. ذهن بيشتر پسران به طور پنهاني به نگراني هايي در مورد قدرت جنسي خود مشغول است. پسراني كه در سنين رشد، پدرانشان چه از لحاظ فيزيكي و چه از لحاظ عاطفي در كنارشان حضور ندارند، اغلب با كمبود الگوي مردانه مواجه مي شوند. آنها ممكن است در مورد صفات مردانه از شخصيت هايي كه در برنامه هاي تلويزيوني و يا فيلمها مي بينند، الگو بگيرند. مردها معمولا" در نمايشنامه ها موجوداتي رند و فرومايه ، در فيلم هاي كمدي آدم هايي كودن و ابله و در هر دو اين موارد عاشق پيشه تصوير مي شوند.

اكثر پسران نوجوان سعي مي كنند با مادر خود مانند مرداني كه به خاطر جنسيتشان احساس برتري مي كنند يا مانند قهرمانها رفتار كنند. همزمان با اين حالت، نقش انسانهاي كه همه چيز را مي دانند نيز بازي مي كنند تا مادرشان را متقاعد كنند كه احمق (نادان) نيستند.

پسران براي احساس مرد بودن تحت فشار بسيار زيادي هستند. آنها نگراني هاي پنهاني را در مورد مردانگي خود و تواناييشان براي پذيرش تمام و كمال نقش مردانه، در دل دارند. در نتيجه پسران دوست دارند مانند مردها رفتار كرده و اغلب از بعد وجودي لطيف و زنانه خود مي ترسند. مردها براي اينكه ضعيف يا مانند زن ها به نظر نرسند، احساساتشان را از ديگران پنهان كرده و آنها را با پاسخ هاي دندان شكن خود ساكت مي كنند. اين بدين معناست كه آنها واقعا" مي خواهند از مادرشان – كسي كه او را ضعيف و ترسو مي شناسند و به طور منحصر به فردي مي تواند احساساتشان را برانگيزد- دوري كنند.

علاوه بر اين، مادران با توقعي كه از پسران خود جهت انجام كارهاي روزمره خانگي دارند، به هويت مردانه آنها خدشه وارد مي كنند. از آنجاييكه حساسيت و غرور مردانه پسران اجازه نمي دهد يك زن به آنها بگويد چه كاري را انجام دهند، ممكن است تعين تكليف مادرشان را براي انجام كارهايي كه بايد در خانه انجام دهند، نپذيرند.

سعي كنيد براي تسكين اضطراب هاي پسرتان به او فرصت دهيد تا تواناييهايش را در محيط خانه بشناسد. به اين وسيله او براي ايفاي مناسب نقش پدر يا همسر در آينده، آماده مي شود.

ليندا سونا ترجمه: سميه صيادي فر

منبع: Everything a parenting a teenager book


نسخه چاپي ارسال به دوستان
در این شماره