درخواست اشتراك برو
    نسخه شماره 4 - 1386/03/01 - خرداد ماه 1386
 
 
 مهارت هاي توجه  
نويسنده : حميد رضا سهرابي

مردم عادي مايلند که ارتباط را فرايندي کلامي تلقي کنند اما دانشجويان علوم ارتباطات اغلب متقاعد مي شوند که ارتباط ، بيشتر غير کلامي است .

 بر اساس پژوهش ها ، رايچ ترين برآورد آن است که 85 درصد ارتباطات ما را ارتباطات غير کلامي تشکيل مي دهد !

 بنابر اين ، توجه يا جنبه غير کلامي گوش کردن ، زير بناي اصلي اين فرايند است.توجه کردن به معناي احتصاص توجه جسمي به فرد ديگر است .

 گاهي اوقات  ، من از توجه به عنوان گوش کردن با تمام بدن ياد ميکنم. توجه کردن ، ارتباطي غير کلامي است که نشان مي دهد شما به فرد در حال صحبت

 ،دقيقا گوش مي دهيد . مهارت هاي توجه کردن شامل حالت درگير بودن ، تحرک جسماني مناسب ، تماس چشمي و محيط غير مزاحم است

اثرات توجه و عدم توجه

توجه اثربخش ، کارايي بسيار زيادي در روابط بشري دارد . توجه کردن ،به طرف مقابل نشان مي دهد که شما به او و صحبت هايش علاقمنديد . به همان نسبت

 که توجه نکردن مانع صحبت گوينده مي شود ، اين مهارت ، بيان مهم ترين موضوعات موجود در ذهن و قلب او را تسهيل مي کند.

آلن آيوي و جان هينکل پيامدهاي توجه را در يک دوره دانشگاهي روان شناسي توصيف مي کنند . آنان رفتار توجه آميز را به شش دانشجو آموزش دادند و

 سپس از جلسه درسي که توسط يک استاد ميهمان اداره مي شد فيلم برداري ويديويي کردن . دانشجويان ، رفتارهاي يک دانشجوي بي توجه به کلاس را

 آغازکردند و استاد بدون آگاهي از برنامه تعيين شده براي آنان ، صحبت خود را آغاز کرد. سخنراني او بر يادداشت هايش متمرکز بود. دراين مرحله ، استاد از

 هيچ نوع حرکات بيانگري استفاده نکرد و با توجه اندکي که به دانشجويان نشان مي داد ، فقط به صورتي يکنواخت و ملال انگيز صحبت کرد. اما پس از آن

که علامت از پيش تعيين شده به دانشجويان داده شد و آنان توجه فيزيکي و عمدي خود را آغاز کردند ، درعرض 30 ثانيه ، سخنران درسي زنده را به وجود آورد. توجه ، به تنهايي توانست کل جريان کلاس را

 تغيير دهد اما دانشجويان پس از دريافت علامتي ديگر دوباره توجه فيزيکي خود را متوقف کردند و سخنران پس از تلاشي بي حاصل براي تداوم پاسخ دانشجويان ، همان شيوه سخنراني غير چذاب آغاز کلاس را

از سر گرفت.

حالت درگير بودن

از آنچا که زبان بدن يا تن ،اغلب با صدايي رساتر از واژه ها صحبت مي کند ، حالت درگير بودن ، براي گوش کردن اهميتي بسزا دارد.

خم شدن به سمت گوينده ، در مقايسه با تکيه کردن به عقب يا لم دادن بر روي مبل ، انرژي و توجه بيشتري را انتقال مي دهد. اغلب افراد نه تنها تمايل دارند خود را به جلو خم کنند که در صندلي هايشان نيز رو

به جلو مي نشينند . اما بر عکس ، بعضي شنوندگان چنان به صندلي هايشان تکيه مي دهند که همچون جنازه هايي نشسته و خشک ، به نظر مي آيند . و اين حالتي است که براي گوينده بسيار ضدانگيزه است!

رودرروي شخض ديگر بودن يعني قرار گرفتن شانه راست شما مقابل شانه چپ او – کمک مي کند که درگير بودن خود را به او انتقال دهيد . عبارت رايج ( او برخوردي سرد با من داشت ) نشان دهنده بي تفاوتي

و عدم پذيرشي است که آن را مي توان از طريق قرار نگرفتن د رروبه روي فرد ديگر انتقال داد.

حالت ديگري از روبه روي فرد ديگر بودن ، قرارگرفتن در سطح چشمي يکسان با گوينده است. اين موضوع ، به خصوص اگر شما براي گوينده ، مظهر قدرت ، پدر يا مادر ، معلم يا رئيس باشيد اهميت بيشتري

دارد . نشستن بر روي لبه ميز ، در حاليکه طرف مقابل روي صندلي نشسته است و يا ايستادن در موقعي که او نشسته است ، مي تواند مانع مهمي براي تماس بين فردي باشد.

حفظ يک وضعيت باز و پذيرا ، مانند دست به سينه نبودن و پا روي پا نينداختن ، بخش مهم ديگري از قيافه درگير بودن است . دست به سينه بودن و پا روي پا انداختن ، اغلب انتقال دهنده پيام بسته بودن و حالت

دفاعي داشتن است.

رعايت يک فاصله مناسب با گوينده ، جنبه بسيار مهمي از گوش کردن است . فاصله زياد ، مانع ارتباط مي شود.

حرکت مناسب بدن ، براي خوب گوش کردن ضروريست . فرانکلين ارنست ، روان پزشک ، در کتاب خود با عنوان چه کسي گوش مي دهد ؟ مي نويسد:

گوش کردن ، حرکت کردن است . گوش کردن ، حرکت داده شدن توسط شخص گوينده است، به صورت جسمي يا رواني . فرد بي تحرکي را که به گوينده خيره شده است مي توان به شکلي معتبر به عنوان

شخصي ارزيابي کرد که گوش نمي دهد . هنگامي که حرکت قابل مشاهده فرد کاهش يافته است و ميزان پلک زدن چشمش کمتر از يکبار در شش ثانيه افت کرده است ، گوش دادن ، از نظر عملي متوقف شده

 است.

تماس چشمي اثربخش بيانگر ميل و علاقه به گوش کردن است . اين کار شامل تمرکز آرام چشم شنونده بر گوينده و تغيير گاه به گاه مسير چشم از صورت او به بخش هاي ديگر بدن مثل دست در حال حرکت ، و

 سپس برگرداندن نگاه به صورت تا برقراري مجدد تماس چشمي مي باشد. تماس چشمي ضعيف هنگامي روي مي دهد که شنونده نگاه خود را از گوينده بر مي گيرد، يا به شکلي ثابت و مات به او خيره مي شود،

و يا به محض آن که گوينده او را نگاه مي کند ، او به جاي ديگري مي نگرد.

تماس چشمي گوينده را قادر مي سازد که ميزان پذيرش خود و پيامش را از جانب شما ارزيابي کند . اين کار کمک مي کند که او مشخص سازد وقتي در کنار شما قرار مي گيرد تا چه حد امنيت دارد.

اما مورد ديگري که به همين اندازه اهميت دارد آن است که شما مي توانيد از طريق تماس چشمي ، معنايي عميق تر کلام گوينده را بشنويد . در واقع ، اگر گوش کردن اثربخش را به معناي راهيابي به اعماق

وجود فرد ديگر و درک تجربه او از ديدگاه خودش تلقي کنيم ، يکي از بهترين راه هاي ورود به اين دنياي دروني را دريچه چشم افراد خواهيم يافت . رالف والدوامرسون گفته است: چشم انسان ها نيز به اندازه

زبانشان حرف مي زند ، با اين تفاوت که زبان چشم اين مزيت را دارد که بدون نياز به فرهنگ لغت ، در سراسر جهان قابل درک است.

در جامعه ما براي برقراري ارتباط بين فردي اثربخش ، توانايي ايجاد تماس چشمي مناسب ضروري است . گاهي اوقات نمي توان از آن زياد استفاده کرد زيرا ديگران احساس ناراحتي مي کنند. با وجود اين ،

تماس چشمي اغلب يکي از مؤثرترين مهارت هاي مربوط به گوش کردن است.

توجه رواني

بيشترين چيزي که از يک شنونده انتظار مي رود حضور روان شناختي اوست . زيرا از او انتظار مي رود که واقعا به خاطر گوينده ، در آن موقعيت حاضر شده باشد. توجه فيزيکي بر حضور رواني مي افزايد .

وقتي من در محيط مناسبي قرار مي گيرم ، تماس چشمي کافي و تحرک جسمي مناسبي دارم و قيافه درگير بودن خود را حفظ مي کنم ، معمولا توجه روان شناختي ام نيز بيشتر مي شود . چرا که توجه فيزيکي

من به فرد ديگر کمک مي کند تا حضور رواني مرا هر چه بيشتر احساس کند.


نسخه چاپي ارسال به دوستان
در این شماره