نسخه شماره 33 - 1381/12/29 - برنامه ريزي و فرهنگ

 ‌ ‌درآمدي‌ بر سياست‌ گذاري‌ و برنامه‌ريزي‌ فرهنگي‌  
 ‌ ‌عليرضا علوي‌تبار و همكاران‌

اين‌ گزارش‌ كارشناسي‌ نتيجة‌ پژوهش‌ در زمينه‌ يازده‌ مقوله‌ مرتبط‌ با سياست‌گذاري‌ و برنامه‌ريزي‌ فرهنگي‌ است‌ كه‌ در زير بدان‌ها اشاره‌ مي‌شود:

1- مراحل‌ برنامه‌ريزي‌ فرهنگي‌ واطلاعات‌ و زمينه‌هاي‌ نظري‌ لازم‌ براي‌ آن:

در اين‌ مبحث، با بررسي‌ مفهوم‌ «برنامه‌ريزي» و وجه‌ تمايز آن‌ از ساير اقدامات‌ تدبيري، به‌ نقش‌ نهادهاي‌ مختلف‌ در برنامه‌ريزي‌ پرداخته‌ مي‌شود. سپس‌ مراحل‌ برنامه‌ريزي‌ بلندمدت‌ و فرآيندها و عوامل‌ مختلف‌ مؤ‌ثر بر اين‌ برنامه‌ريزي‌ با ارايه‌ الگوي‌ نظري‌ و رياضي‌ تحليل‌ مي‌شود. همچنين‌ به‌ مباحث‌ ديگري‌ از جمله، نقش‌ اطلاعات‌ در برنامه‌ريزي، اقسام‌ اطلاعات‌ مورد نياز براي‌ برنامه‌ريزي‌ فرهنگي، مسأله‌ ضرورت‌ برخورداري‌ از ديد علمي‌ در خصوص‌ اوضاع‌ فرهنگي‌ و وجه‌ تمايز چنين‌ ديدگاهي‌ با اقسام‌ ديگر معرفت‌هاي‌ ممكن‌ در زمينه‌ فرهنگ‌ پرداخته‌ مي‌شود. در پايان‌ نيز به‌ نقص‌ها و ضعف‌هاي‌ موجود در دو زمينة‌ «اطلاعات» و «ديدعلمي» اشاره‌ مي‌شود.

2- اصلي‌ترين‌ سرمشق‌هاي‌ فرهنگي‌ بديل‌ در ايران:

مبحث‌ فوق، با تعريف‌ سرمشق‌ بعنوان‌ آميزه‌اي‌ از تحليل‌ واقعيت‌ها و داوري‌هاي‌ ارزشي، آغاز مي‌شود. سپس‌ چهار سرمشق‌ فرهنگي‌ ايده‌آل‌ در عرصه‌ سياست‌گذاري‌ فرهنگي‌ ارايه‌ مي‌گردد و وجه‌ تمايز آنها در چهار محور معيارها، حوزه‌ عمل‌ و اقدام، روش‌شناسي‌ و شيوه‌ عمل‌ طرح‌ مي‌شود. چهار سرمشق‌ فوق‌ عبارتند از: سرمشق‌ آرمان‌شهرگرا، سرمشق‌ واقع‌گرا، سرمشق‌ راهبردي‌ و سرمشق‌ توسعه‌اي.

در خصوص‌ هر يك‌ از سرمشق‌ها، به‌ مباحث‌ نظري‌ و انديشه‌اي‌ و مباحث‌ فني‌ (كه‌ روش‌ها و شيوه‌هاي‌ برنامه‌ريزي‌ را در برمي‌گيرد) پرداخته‌ مي‌شود.

3- سياست‌گذاري‌ و برنامه‌ريزي‌ فرهنگي‌ در ايران:

در اين‌ بحث، تاريخچه‌ سياست‌گذاري‌ و برنامه‌ريزي‌ فرهنگي‌ از سال‌ 1967م‌ بطورمختصر مطرح‌ مي‌شود. سپس‌ به‌ برنامه‌ريزي‌ فرهنگي‌ در ايران‌ قبل‌ و بعد از انقلاب‌ اسلامي‌ پرداخته‌ شده‌ و جايگاه‌ بخش‌ فرهنگ‌ در پنج‌ برنامه‌ عمراني‌ دوران‌ پيش‌ از انقلاب‌ اسلامي‌ بررسي‌ مي‌شود. اين‌ بررسي‌ با تاكيد بر سياست‌ فرهنگي‌ ايران‌ كه‌ توسط‌ شوراي‌ عالي‌ فرهنگ‌ درسال‌ 1348 ه'.ش‌ تهيه‌ شده، تكميل‌ مي‌گردد. در بررسي‌ برنامه‌ريزي‌ فرهنگي‌ پس‌ از انقلاب‌ اسلامي‌ به‌ سه‌ متن‌ مكتوب، يعني‌ بخش‌ فرهنگ‌ در برنامه‌ اول‌ توسعه‌ (1368 - 1372)، اصول‌ سياست‌ فرهنگي‌ جمهوري‌ اسلامي‌ ايران‌ و بخش‌ فرهنگ‌ در برنامه‌ دوم‌ توسعه‌ (1378-1374) پرداخته‌ مي‌شود.

4- ملاحظات‌ اساسي‌ در سياست‌گذاري‌ فرهنگي‌ در ايران:

اين‌ مبحث، در برگيرنده‌ مهم‌ترين‌ واقعيت‌ها و اصلي‌ترين‌ آرمان‌هاي‌ فرهنگي‌ است‌ كه‌ بايد در صدر توجه‌ برنامه‌ريزان‌ و سياست‌گذاران‌ قرار گيرد. مبحث‌ فوق، با تعريف‌ «مشكل‌فرهنگي» و ارايه‌ فهرستي‌ از مشكلات‌ فرهنگي‌ ايرانِ‌ امروز از ديدگاه‌ صاحبنظران، آغاز مي‌گردد. سپس‌ بحث‌ «دين‌ و لزوم‌ توجه‌ به‌ مقتضيات‌ زمان‌ در فهم‌ آن» مطرح‌ و معناي‌ «فهم‌ عصري‌ از دين» بررسي‌ مي‌شود. در اين‌ مبحث، وظيفه‌ اصلي‌ ما، «عصري‌ كردن‌ دين» و «ديني‌ كردن‌ عصر» تلقي‌ مي‌شود. ملاحظه‌ اساسي‌ دوم، بحث‌ «مليت‌ و مليت‌ فرهنگي‌ و زباني» است‌ و وظيفه‌ سياست‌گذار فرهنگي‌ در ايران، تقويت‌ مشتركات‌ ملي‌ و ايجاد خودآگاهي‌ ملي‌ در ميان‌ همه‌ اقوام‌ ايراني‌ است. موضوع‌ ديگر، منابع‌ فرهنگي‌ و فرهنگ‌ ايران‌ امروز است. سه‌ منبع‌ فرهنگي‌ اصلي‌ ايران‌ امروز عبارتند از: فرهنگ‌ ايران‌ قبل‌ از اسلام، فرهنگ‌ ديني‌ ناشي‌ از اسلام‌ و فرهنگ‌ جوامع‌ و تمدن‌ جديد غرب.

جايگاه‌ جهاني‌ و منطقه‌اي‌ فرهنگ‌ ايران‌ و موقعيت‌ فرهنگي‌ كشورمان‌ از نظر سطح‌ توسعه‌ از ديگر موضوعات‌ مورد بررسي‌ است.

5- فرهنگ‌ و توسعه‌ در ايران:

رابطه‌ ميان‌ «فرهنگ‌ و توسعه» محور اصلي‌ اين‌ بحث‌ است. نخست‌ به‌ بررسي‌ نظري‌ موضوع‌ فوق‌ از سه‌ ديدگاه‌ الگوي‌ فرهنگي‌ توسعه، نگرش‌ سيستمي‌ به‌ جامعه‌ و رابطه‌ تكنولوژي‌ و توسعه‌ اقتصادي‌ پرداخته‌ مي‌شود و اين‌ رابطه‌ كم‌ و بيش‌ به‌ اثبات‌ مي‌رسد. سپس‌ ويژگي‌هاي‌ فرهنگي‌ متناسب‌ با توسعه‌ با تكيه‌ بر دو ديدگاه‌ «هوز ليتز» و «اينكلس» فهرست‌ شده‌ و ديدگاهي‌ منتخب‌ در اين‌ زمينه‌ طرح‌ مي‌شود. پس‌ از تشريح‌ ديدگاه‌ منتخب‌ در اين‌ زمينه، منابع‌ موجود درباره‌ فرهنگ‌ توسعه‌ در ايران‌ معرفي‌ و نتايج‌ آنها در زمينه‌ ميزان‌ تحقق‌ «فرهنگ‌ توسعه» در كتب‌ درسي‌ و فرهنگ‌ عمومي‌ تلخيص‌ مي‌گردد. در پايان‌ نيز به‌ وجود برخي‌ از نارسايي‌ها در اين‌ زمينه‌ها اشاره‌ مي‌شود.

6- باورها و ارزش‌هاي‌ ديني‌ و فرهنگ‌ موجود:

اين‌ مبحث‌ با تعريف‌ «دين‌ و دينداري» آغاز و طي‌ آن‌ سه‌ ركن‌ دينداري، يعني‌ تجربه‌ ديني، اعتقادات‌ ديني‌ و عمل‌ ديني، از يكديگر تفكيك‌ مي‌گردند. در ادامه، اين‌ سوال‌ طرح‌ مي‌شود كه‌ چرا باورها و ارزش‌هاي‌ ديني‌ موجود در ميان‌ مردم‌ جامعه‌ ما كمتر به‌ حوزه‌ كنش‌ها و هنجارهاي‌ جمعي‌ آنها راه‌ مي‌يابند؟

در پاسخ‌ به‌ اين‌ سوال، مباحثي‌ در زمينه‌ ريشه‌هاي‌ تاريخي‌ دوگانه‌انگاري، نقش‌ عناصر حاصل‌ از تمدن‌ جديد، سياست‌هاي‌ جدايي‌افكن، شكل‌گرايي، تعريف‌ قشري‌ و در نهايت، پيچيدگي‌ روزافزون‌ زندگي‌ جمعي‌ طرح‌ مي‌شود. سپس‌ چگونگي‌ فهم‌ دين‌ و نوآوري‌ در آن‌ بررسي‌ و در اين‌ راستا چهار تعبير مختلف‌ از دين‌ (به‌ اعتبار ميزان‌ توجه‌ به‌ مدرنيته) تحت‌ عناوين‌ تفسير سنت‌گرا، تفسير نوگرايي‌ محدود، تفسير نوگرا و تفسير نوانديش‌ و غيرنوگرا بحث‌ مي‌شود. تفاوت‌ اين‌ تعابير چهارگانه‌ در سه‌ زمينه‌ شناخت‌شناسي، جهان‌بيني‌ و راه‌ و رسم‌ زندگي‌ بررسي‌ و در نهايت‌ بر روي‌ اصالت‌ و توانمندي‌ بيشتر تعبير چهارم‌ (نوانديش‌ و غيرنوگرا) تاكيد مي‌شود.

7- موقعيت‌ كنوني‌ هنر در ايران:

اين‌ مبحث‌ با بررسي‌ پيامدهاي‌ «نگاه‌ ديني» و در برخي‌ از موارد «نگاه‌ ايدئولوژيك» به‌ هنر بعد از انقلاب‌ اسلامي‌ آغاز و سپس‌ محدوديت‌هاي‌ ناشي‌ از «نگاه‌ صرفاً‌ ابزاري» به‌ هنر طرح‌ شده‌ و به‌ ارزيابي‌ آن‌ پرداخته‌ مي‌شود. همچنين‌ تلاش‌ مي‌شود تا تعبيري‌ از «هنر» ارايه‌ گردد كه‌ از يك‌سو، «متعهد بودن» آن‌ حفظ‌ شود و از سوي‌ ديگر، هنر به‌ يك‌ «ابزار صرف» تقليل‌ نيابد. تاثير عوامل‌ اجتماعي‌ در خلاقيت‌ هنري‌ و عوامل‌ اجتماعي‌ محدود كننده‌ آن‌ از ديگر مباحث‌ اين‌ زمينه‌ است. بحث‌ درباره‌ هنر با گفت‌وگو در مورد نقش‌ دولت‌ و مسؤ‌ولان‌ هنر در ارتقا و شكوفايي‌ هنر پايان‌ مي‌يابد.

8- فرهنگ‌ و تكنولوژي:

ابتدا نگاهي‌ اجمالي‌ به‌ سير تحول‌ تاريخي‌ تكنولوژي‌ و مراحل‌ گوناگون‌ تكامل‌ آن‌ صورت‌ مي‌گيرد، براين‌ اساس‌ ويژگي‌هاي‌ اصلي‌ تكنولوژي‌ جديد استخراج‌ مي‌شود، سپس‌ به‌ طرح‌ برخي‌ از سوالات‌ اساسي‌ در زمينه‌ رابطه‌ تكنولوژي‌ و فرهنگ‌ در ايران‌ امروز، پرداخته‌ مي‌شود و زمينه‌هاي‌ پژوهش‌هاي‌ عميق‌ آينده‌ شناسايي‌ و مشخص‌ مي‌گردد.

9- مناسبات‌ جهاني‌ ومنطقه‌اي‌ فرهنگ:

هدف‌ از اين‌ مبحث، ارايه‌ جغرافياي‌ روشني‌ است‌ از حوزه‌هاي‌ مختلف‌ فرهنگي‌ و ارتباط‌ متقابل‌ آنها در چارچوب‌ آنچه‌ بعنوان‌ فرهنگ‌ جهاني‌ شناخته‌ مي‌شود. بحث‌ فوق‌ با تأمل‌ در مورد مفهوم‌ حوزه‌هاي‌ فرهنگي‌ آغاز مي‌شود. سپس‌ با نوع‌ رابطه‌ ممكن‌ ميان‌ حوزه‌هاي‌ مختلف‌ فرهنگي‌ (گفت‌وگو، مبادله‌ و ستيز) ادامه‌ مي‌يابد. اين‌ مباحث‌ در ارتباط‌ با ديدگاه‌ «هانتيگتون» ارايه‌ مي‌گردد. پس‌ از آن‌ به‌ تحولات‌ و فرايندهاي‌ اساسي‌ فرهنگ‌ در جهان‌ پرداخته‌ مي‌شود و موضوعات‌ زير در اين‌ خصوص‌ بررسي‌ مي‌شود:

جهاني‌ شدن‌ فرهنگ، جمعي‌ و صنعتي‌ شدن‌ فرهنگ، گسترش‌ جنبش‌هاي‌ فرهنگي‌ زنان، هويت‌ جنسي، پيدايش‌ افكار عمومي‌ و جامعه‌ مدني‌ جهاني‌ به‌ موازات‌ مناسبات‌ جهاني‌ فرهنگ‌ و مناسبات‌ منطقه‌اي‌ فرهنگ‌ مطرح‌ مي‌شود. رويكردهاي‌ نظري‌ موجود در اين‌ زمينه، جغرافياي‌ فرهنگي‌ منطقه‌ و تحولات‌ نوظهور فرهنگي‌ آن، از جمله‌ مباحث‌ اصلي‌ اين‌ بخش‌ مي‌باشند. در پايان، تلاش‌ بر اين‌ است‌ تا امكانات‌ و محدوديت‌هاي‌ سياست‌گذاري‌ فرهنگي‌ منطقه‌اي‌ و جهاني‌ ارزيابي‌ شود و از اين‌ طريق، راه‌ براي‌ دستيابي‌ به‌ راه‌حل‌هاي‌ مناسب‌ هموار گردد.

10- فرهنگ‌ اقتصادي‌ و فرهنگ‌ سياسي‌ در ايران:

ارايه‌ تعاريفي‌ روشن‌ از مفاهيم‌ اصلي‌ بحث، نخستين‌ هدف‌ اين‌ بخش‌ است. بررسي‌ ريشه‌هاي‌ اختلاف‌ ديدگاههاي‌ نظري‌ در اين‌ مورد گام‌ بعدي‌ محسوب‌ مي‌گردد. طبقه‌بندي‌ فرهنگ‌ اقتصادي‌ و سياسي‌ به‌ انواع‌ مختلف‌ آن، مرحله‌ بعدي‌ بررسي‌ است. سپس‌ به‌ تلخيص‌ نتايج‌ پژوهش‌هاي‌ تجربي‌ صورت‌ گرفته‌ در اين‌ دو زمينه‌ در ايران‌ پرداخته‌ مي‌شود. اين‌ بخش‌ با طرح‌ اين‌ نتيجه‌ كه‌ فرهنگ‌ سياسي‌ پس‌ از انقلاب‌ اسلامي‌ دو فرهنگ‌ «تبعي‌ - مشاركتي‌ و محدود - مشاركتي» را در برمي‌گيرد، به‌ پايان‌ مي‌رسد.

11- راهبردهاي‌ فرهنگي‌ (پژوهشي‌ - اجرايي‌ و سياست‌ گذاري:

اين‌ بحث‌ به‌ تحولات‌ موجود در زمينه‌ سياست‌گذاري‌ فرهنگي‌ و عوامل‌ مؤ‌ثر بر روي‌ آن‌ مي‌پردازد. براين‌ اساس‌ از سه‌ دوره‌ (يا سه‌ راهبرد و سرمشق) در سياست‌گذاري‌ فرهنگي‌ در سطح‌ بين‌المللي‌ نام‌ برده‌ مي‌شود: نخبه‌گرا، توسعه‌اي‌ و تكثر و حقوق‌ فرهنگي‌ .

پس‌ از اين‌ طبقه‌بندي‌ و تشريح‌ ويژگي‌هاي‌ هر دوره، به‌ راهبردهاي‌ فرهنگي‌ در ايران‌ معاصر پرداخته‌ مي‌شود، به‌ صورتي‌ كه‌ وضعيت‌ سياست‌گذاري‌ فرهنگي‌ در سال‌هاي‌ بعد از انقلاب‌ اسلامي‌ در چهار مرحله‌ زير:

مرحله‌ فقدان‌ سياست‌ منظم، مرحله‌ اوليه‌ سياست‌گذاري، مرحله‌ گسترش‌ ابزارها و كالاهاي‌ فرهنگي‌ و مرحله‌ اصلاح‌ فرهنگ‌ عمومي‌ بررسي‌ مي‌گردد.

در پايان، ضمن‌ نقد و ارزيابي‌ سياست‌هاي‌ جاري‌ و ترسيم‌ كمبودها و ضعف‌هاي‌ موجود، جهت‌گيري‌هاي‌ بايسته‌ در زمينه‌ «پژوهش‌ و عمل» پيشنهاد مي‌گردد.


نسخه چاپي ارسال به دوستان

اين مطلب 8095 بار ديده شده است

‌برنامه‌ريزي‌ فرهنگي: عامل‌ تغيير يا ثبات؟
فرهنگ در برنامه هاي توسعه
‌تجربياتي‌ از برنامه‌ريزي‌ فرهنگي‌ در ايران‌‌ ‌(1320-1357)
‌برنامه‌ريزي‌ فرهنگي: مفهومي‌ هنوز مبهم؟
‌اخلاق‌ و برنامه‌ريزي‌ فرهنگي‌
‌ ‌مباني‌ برنامه‌ريزي‌ فرهنگي‌
‌ ‌دين‌ و برنامه‌ريزي‌ فرهنگي‌
‌ ‌دين‌ و برنامه‌ ريزي‌ فرهنگي‌
‌ ‌برنامه‌ ريزي‌ و فرهنگ‌
‌ ‌درآمدي‌ بر سياست‌ گذاري‌ و برنامه‌ريزي‌ فرهنگي‌
‌جايگاه‌ دولت‌ در برنامه‌ريزي‌ فرهنگي‌ و دامنة‌ تأثيرگذاري‌ آن‌
‌ ‌مباني‌ حقوقي‌ برنامه‌ريزي‌ فرهنگي‌ درايران‌
مراحل‌ اساسي، تمهيدات‌ نظري‌ و مقدمات‌ عملي‌